راه دیگران و راه ما
هندوستان و چین هر دو مستعمره بودند؛ هند بدون انقلاب ولی با مبارزه با رهبری مهاتما گاندی و کنگرۀ ملی هند در ۱۹۴۷و انقلاب چین در ۱ اکتبر ۱۹۴۹ با رهبری مائو به پیروزی رسیدند. دکتر محمد مصدق درسال ۱۳۳۰یعنی ۱۹۵۱ و تقریبا با یکی دو سال پس از تحولات آن دو کشور به نخست وزیری رسید و با نهضت ملی کردن نفت دست استعمارگر انگلیس را قطع کرد که دو سال و نیم بعد توسط عوامل آمریکا و انگلیس و با کودتای 28 مرداد سقوط کرد. در این کودتا بسیاری از روحانیان بلندمرتبه از جمله کاشانی ، بهبهانی و .. فداییان اسلام شرکت داشتند. همین گروه در سال 57 با رهبری خمینی و با ادعای استقلال طلبی و آزادی در رأس انقلاب قرار گرفتند و به تاسیس جمهوری اسلامی پرداختند.
هر دو کشور چین و هند با همه پایین و بالا رفتن ها اکنون درسطح کشورهای بالنده قرار دارند و چین در راه صعود به یک ابرقدرت جهانی است اما ایران به برکت ج ا امروز با مردمی فقیر و بی دفاع در خطر حملۀ خارجی قرار دارد .
کشور ما به یمن یکپارچگی ملت ایران و همبستگی و فداکاریشان پس از انقلاب در چنگال جنگ های داخلی نیفتاد و با وجود حمله خارجی و جنگی طولانی به مدت 8 سال از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع کرد.
حکومت پاداش این ملت را چگونه داد؟ با ماجراجویی های بین المللی و گروگان گیری سفارت آمریکا و حمله به سفارتخانه های دیگر کشورها ، کشتار جوانان در زندان ، ترور نویسندگان و فراری دادن 10 میلیون نفر از مردم به خارج از کشور ، گماشتن مامور گشت ارشاد بر سر گذرگاه ها تا به زور چادر و حجاب بر سر دختران و زنان کنند ، بستن هر گونه صدای مخالف و هر از گاه کشتن بی محابای معترضان. چه اعتراض دانشجو و یا کارگر یا اعتراض زنان برای حجاب باشد همه با خشونت پاسخ داده شد. چنانکه تا کنون یک تظاهرات غیرخودی آزاد پس از 47 سال در این کشور برگزار نشده است و رژیم حتا از کشتن و کور کردن کشاورزان معترض هم کوتاهی نکرده است.
خوب مردم چگونه صدای خود را به حکومت برسانند ؟ مطبوعات که آزاد نیست و تجمع و احزاب سیاسی هم ممنوع است.
اینکه هر اعتراض کوچکی تبدیل به اغتشاش بشود امری است بدیهی چرا که هرگزاین فریادها مجال بروز نیافته و خواست ها و توقعات تلنبار شده است. مردم گرسنه اند ، بی خانمانند و اولیگارشی حاکم هست و نیست مردم را غارت کرده است و مردم مستعد برای اغتشاش هستند و در جمع تظاهر کنندگان تلقین پذیرند و تابع رفتار جمعی می شوند بویژه آن که دشمن در کمین است و مأموران موساد آشکارا گفته که عواملشان در تظاهرات حضور دارند. به اینها اضافه کنید دعوت شاهزاده رضا پهلوی که اصولا نه دانشی در این مورد دارد و نه تجربه سیاسی ولی ناگهان با حرارت طرفداران بینوایی که نوستالژی دوران پهلوی را دارند دعوت می کند و به خیابان می کشاند و بدون هیچ سازماندهی به کشتن می دهد. حتی صحبت از جنگ می کند، بدون این که اصلاً بداند از چه سخن می گوید.
پرسش اینست اگر شاهزاده که مدعی 50 هزار فدایی و گارد برای خودش بود چرا چند نفر از آنها را برای محافظت از تظاهر کنندگان نفرستاد؟ تکذیب فردای ماجرا توسط شاهزاده که وقتی از او پرسیده شد مسئولیت این کشته شدگان را می پذیرد ، منکر دعوت خود شد، کار را بدتر کرد. واقعا دل انسان بدرد می آید و بر سرنوشت کشور نگران می شود که اگر مردم به این رهبری اعتماد کنند و سرنوشت کشور را بدست او بدهند چه بر سر ایران خواهد آمد؟
بال دیگر این فاجعه را ترامپ برعهده گرفت که به تظاهرکنندگان وعده کمک داد که این کمک در راه است و بزودی می رسد . مردمی که از فشار هزینه های زندگی به تنگ آمده بودند و برای آزاد شدن از این وضعیت رقت بار دل به کمک خارجی بسته بودند در خیابان منتظر کمک خارجی بودند که نیروهای ضد شورش از کشته شان پشته ساختند. تا درسی باشد برای کسانی که امید به کشور خارجی دوخته اند. یادآوری کنم که خارجی اگر در کشوری دخالت کند برای گرفتن منافع خودش است .
اما هیچ کدام اینهایی که شمردم از تقصیر و عامل کشتار 18 دی که حکومت ج ا باشد کم نمی کند. اگر دخالت عوامل خرابکار خارجی و موساد تا این حد بوده است که رژیم ادعا می کند نخست نشانگر بی عرضگی و کم کاری مقامات مربوطه است که دشمنان تا این حد توانسته اند نفوذ کنند.
صحبت از آوردن افراد حشدالشعبی ، فاطمیون و غیره می شود که نمی دانیم تا چه حد صحت دارد ولی بی رحمی و قساوتی که در تیراندازی برخی فیلم ها دیده می شود باور کردنی نیست که یک هموطنی ، هموطن دیگرش را چنین به گلوله می بندد. از طرف مقابل نیز جسدهای مثله شده بسیجی و غیره برجا مانده که بسیارفجیع و تاسف بار است .
حال که نگاه می کنیم می بینیم که تظاهرات آرام و مسالمت آمیز اولیه با اعتراض به بالا رفتن قیمت دلار انجام گرفت و عده ای عمداً آن را به خشونت کشاندند و هیچ هدف مشخصی نداشتند و بدین ترتیب این جنبش نبود بلکه شورشی بود اعتراض آمیز علیه گرانی و سختی معیشت که به خشونت لجام گسیخته ای کشیده شد. کسانی که بدون هدف مشترک و بدون سازماندهی فراخوان دادند در حقیقت از مردم برای رسیدن به منافع خود سوء استفاده کردند.
فاصلۀ حکومت با مردم یک دره مملو از جنایات و دریایی از خون شده است . کشوری که می توانست همپای چین و هند توسعه یابد دراثر نادانی و جهل حاکمان به سرنوشتی افتاده است که باید به فکر رزق روزانه باشد و در خطر از دست دادن استقلال و تمامیت ارضی اش است .
این حکومت با کشتار وسیع از مردم خود در حقیقت دست به نسل کشی زده که حداقل مشروعیت خود را نیز برباد داد ه و کینه و نفرتی ایجاد کرده است که عواقبش دامن حاکمان و بانیان آن را خواهد گرفت .
سهشنبه، ۳۰ دی ۱۴۰۴
۲۰۲۶-۰۱-۲۰