۱۴۰۴-۱۱-۱۳
محمود. الف

سلطنت ، پروژه ای دوجانبه در خدمت جمهوری اسلامی و صهیونیسم

 

جمهوری اسلامی به مثابه پدیده ای فاقد هر گونه اخلاق و پرنیسپ و پایبندی های اجتماعی در طول چهل و چند سال گذشته به اشکال مختلف و نامتعارفی در جهت تضمین بقای خویش کوشیده است .

در طی تمامی این سالیان جمهوری اسلامی به انواع و اشکال دوز و کلکها دست زده تا با تحمیق و تحقیر مردم برای خود مشروعیت خریده و از نظر اجتماعی هر گونه اعتراض و حرکت اجتماعی مخالف موجودیت جمهوری اسلامی را بی چشم انداز نشان دهد.

جمهوری اسلامی از سرکوب در شکلهای زندان و شکنجه و اعدام و سایر اشکال سنارویوهای امنیتی و دروغپردازی های اطلاعاتی در تمامی این سالها بهره برده است . از حبسهای طولانی مدت گرفته تا اعدامهای دسته جمعی، از ترورهای خیابانی گرفته تا سربه نیست کردن فعالین سیاسی ، از صحنه آرائی ها و شوهای تلویزیونی برای تخریب هر حرکت اجتماعی گرفته تا اعمال فشار به فعالین سیاسی برای تمکین به سناریوسازیهای منجر به مشروعیت زایی به نفع جمهوری اسلامی .

به جرات میتوان گفت که در تمامی این سالیان تقریبا هیچ دوز و کلک و ترفندی نمانده است که جمهوری اسلامی برای تحمیق جامعه در جهت کنترل آن بکار نبرده باشد و در تمامی این موارد نیزهمیشه کُنه وقاحت و بیشرمی جمهوری اسلامی نمایان بوده است .

علیرغم چهل و چند سال اعمال بی وقفه سرکوب و اختناق و دیکتاتوری توسط حکومت جمهوری اسلامی ، اما ، خیزشهای اجتماعی در ابعادی بسیار گسترده و وسیع و با خواستها و مطالبات فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی با تجارب جدیدی پا به میدان گذارده و اعلام موجودیت نموده اند ، که بارزترین نمونه های موثر و پی گیرانه آن را میتوان در خیزشهای اجتماعی و انقلابی " دی ماه هزارو سیصد و نود وشش " ، " آبان ماه هزارو سیصد و نود وهشت " ، " شهریورماه هزار و چهار صد و یک " و این آخرینش " دی ماه هزارو چهارصد و چهار " دید .

در نقد و بررسی خیزشهای نام برده ، خیزش انقلابی دی ماه چهارصد و چهار از ویژگی هایی برخوردار بوده است که نفس های جمهوری اسلامی و مدافعینش را به شماره انداخته است . میزان رادیکالیسم ، کیفیت خواستها و مطالبات ، صراحت و بُرّایی شعارهایی با مضمون براندازانه و اجتماعی ، گستردگی جنبش در پهنه جغرافیایی کشور ، وسعت کمّی مشارکت اقشار و طبقات مختلف اجتماعی و حضور بخشها و لایه های مختلف اجتماعی از هر سن و سالی همه و همه مبین این مسئله بوده است که خطر بیش از آنچه که جمهوری اسلامی تخمین می زند و یا میزد به شاهرگ حیاتی موجودیت او نزدیک بوده است . جمهوری اسلامی بدرستی دریافت که پنجه در انداختن با جنبشی چنین سهمگین و جدی ، دیگر صرفا با تاکتیکهای کهنه و فرسوده ای که مجموعه گسترده ای از آنها را از چهل و هفت سال پیش تا به امروز به کار برده است کار ساز نمی باشد . پس جمهوری اسلامی در کنار بالاتر بردن دُز هر چه وحشیانه تر سرکوب و کشتار، در پی چاره جویی ، به تاکتیکی جدید رو آورد ، تاکتیکی که با کاربردی چند جانبه زمین بازی را به نفع جمهوری اسلامی صحنه آرایی می کرد و بدین شکل ، جمهوری اسلامی به طُرق مختلف ، از جمله ، قرار دادن ، مشاورینی آموزش دیده پیرامون پدیده منتظر السلطنه ، استفاده گسترده از شبکه های اجتماعی و با هزینه از جیب مردم ایران ، استفاده از انواع و اقسام خبرنگاران و گزارشگران رسانه ای که در موسسات و بنگاههای رسانه ای امپریالیستی جاسازی شده اند و ارسال انواع و اقسام ارازل و اوباش در غالب پناهنده و پناهجو و تاجر و مالک و بقال و مشاور و محقق ، زمینه لازم را برای ایجا د نوعی از هرج و مرج کنترل شده در صفوف اپوزیسیون در جهت منفعل نمودن ان و همزمان تولید خوراک تبلیغاتی به اصحاب رسانه بین المللی و مزدور چون بی بی سی و صدای امریکا و رادیو فرانسه و دویچه وله و ایران اینترنشنال و من و تو و......... بوجود اورد و در این راه دُز غلظت سلطنت طلبی را تا جایی بالا برد که عملا روح شعبان جعفری ( شعبان بی مخ ) به لرزه در آمد ، جمهوری اسلامی بواسطه تاریخ، زبان و فرهنگ مذهبی خود در پیشبرد سیاست خویش بسمت هدف مدّ نظر ، از هیچ رذالت و بی شرمی فروگذار نبوده ونیست ؛ تا جایی که برای تکمیل ، سیاست گذاری سلطنتی خویش در خارج کشور بی محابا ، ارازل و اوباش و بخشا افراد بسیار نا اگاه درون صفوف سلطنت طلبان را بشدت به پرچم اسرائیل مجهز نموده و اوباش سلطنتی را حتی در عزای هزاران ایرانی بخاک افتاده بزیر پرچم اسرائیل به رقص در آورده است و نتیجه اینکه ، جماعتی قابل توجه که ترکیبی از ناآگاهی ، توهم ، استیصال، مزدوری و منافع طبقاتی و اجتماعی می باشند به زیر پرچم اسرائیل خود را مدافع جنبشی جا میزنند که هیچ نزدیکی و غرابتی نه با سلطنت دارد و نه با اسرائیل و صهیونیسم و جمهوری اسلامی در این میانه تشویش ، در داخل می زند و می بُرد و می کُشد و می سوزاند و با ادعای اینکه آمریکا و اسرائیل پشت این خیزش قرار داشته برای خود مشروعیت دست و پا میکند . و در این رابطه ،تمامی جماعت بی خاصیت سلطنتی ، که بواسطه همکاری شبکه ای از رسانه های امپریالیستی نیروی اصلی این تحرکند ، با اعمال و رفتاری که از قبل بدانها دیکته شده ، به کمک جمهوری اسلامی آمده و بر ادعای او صحه می گذارند. بدین شکل سلطنت طلبان به عنوان پادوان جمهوری اسلامی، در خارج از ایران با رفتاری مشمئز کننده و بی ربط به مضمون و محتوای خیزش مردم ، جنبش انقلابی مردم ایران را از حمایت وسیعترین حامیان بین الملی اش محروم می کنند ، چرا که انسان غیر ایرانی ترقیخواه و مدافع آزادی و کرامت انسانی ، در انواع و اقسام شبکه های اجتماعی و رسانه ای ، و در هر کوی و خیابان ، جماعتی سخیف را می بینند که با پرچم اسرائیل و بعضا امریکا در حرکت و رقص و پایکوبی بوده و رسما از امریکا و اسرائیل می خواهند که تحت عنوان نابودی جمهوری اسلامی به کشورشان حمله کرده و آنها را آزاد کنند و مردم جهان که تحت چنین شعارهایی ، شاهذ چکونگی "آزادی" عراق و سوریه و لیبی و افغانستان بوده اند ، بدیده شک توام با تعجب به این جماعت نگریسته و به سلامت روانی انها شک میکنند و نتیجه چنین می شود که هر گونه حمایت بین المللی ،چنان که از خلق قلسطین در حین سرکوب و قتل عام توسط اسرائیل صورت گرفت از مردم ما دریغ می شود و در سطح بین الملی نیز برای جمهوری اسلامی مشروعیت دست و پا می کند ، بدین شکل پدیده سلطنت طلبی رسما و عملا در خدمت جمهوری اسلامی قرار گرفته بر ضد منافع مردم ایران ابراز وجود می کند .

در طرف دیگر نیز از آنجا که پدیده سلطنت و سلطنت طلبی در وجود و هیئت پدیده ای بنام "منتظر السطنه" فاقد هر گونه عنصر ملی ، مردمی و اجتماعی به معنی آزادیخواهانه ،مترقی و استقلال طلبانه آن است همیشه خود را موظف دیده است تا تلاش خود را جهت پایان بخشیدن به انتطار و حسرت تخت و تاج به مقامات و دولتها و سرویسهای اطلاعاتی و صاحبان ثروت و مکنت جا بزند ، بهترین فرصت و فُرجه را در خزیدن به زیر پرچم صهیونیسم و اسرائیل دیده است و در فواصل هر واقعه وفرصتی بدامان اصحاب قدرت و بخصوص اسرائیل آویزان شده است و در این راه تا جایی پیش رفته است که رسما در نقش یک جاش و مزدور خودفروش از حمله اسرائیل به کشورش که بنا بر گزارش "هرانا " منجر به کشته شدن هزارو یکصد و نود نفر شد ابراز خوشحالی نموده و آنرا حمله به اعضا و دستگاه جمهوری اسلامی عنوان میکند . این پیر کودک کودن که ظاهرا هیچ چیز در مورد حقوق بین الملل و نفس عدم تخطی از استقلال و تمامیت ارضی هر کشوری در حد همان قوانین بوروژوایی حاکم بر جهان نمی داند ، از حمله اسرائیل به ایران چنان به وجد آمد ، که حاضر بود و حاضر است بخاطر دستمال منافع اسرائیل ، قیصریه ای بنام ایران را به داو گذاشته و بفروش رساند ، چنان که همتای ونزوئلا ئی اش خانم ماریا کورینا ماچادو انجام داد و رسما از امریکا و اقمارش دعوت کرد که تشریف برده و نفت و دار و ندار ونزوئلا را به غارت برند . آقای منتظر السلطنه در تداوم این خوش خدمتی و برای خوش آیند اسرائیل، در تظاهرات مختلف و در شبکه های اجتماعی ، رسما پرچم اسرائیل را به اهل و اعیال و قوم و خویش سپرد تا اسرائیل را نسبت به عمق و میزان سرسپردگی خود مجاب سازد .

و اسرائیل که در پی نسل کشی بی دریغ خلق فلسطین ، بدرستی به منفورترین رژیم سیاسی در جهان تبدیل شده است ، از فرصت بدست امده توسط موجودات متوهمی چون منتطرالسطنه و جماعت عامی بی قواره ای که به گِرد او جمع امده اند ، با قول و قرارهایی موهوم ، فاقد هر گونه سندیت و اعتبار سود جسته و در شیپور سلطنت دمیده و آنان را چونان عنتری که در خدمت لوطی است به رقص و خوش خدمتی وامیدارد و در این رابطه ، سلطنت طلبان فاقد هر گونه شعور تاریخی و اجتماعی تحت عنوان دفاع از مبارزات مردم ایران ، عملا به چاقوی دولبه ای تبدیل می شوند که با بر افراشتن پرچم اسرائیل بر فراز پشته ای از کُشته های مردم ما و به بهای خون جوانان ما از طرفی به سفیدشوئی دستان غرق به خون اسرائیل پرداخته ، او را از گوشه رینگ قضاوت مردم جهان بیرون آورده و برای او ارزش و اعتبار فراهم می کنند و از طرف دیگر فرصت و فُرجه لازم را به جمهوری اسلامی می دهند تا با استناد به حماقت و بیشعوری سلطنت طلبان و انواع و اقسام پرچمهای اسرائیل در دستان انها انگ صهیونیسم ساختگی به جنبش مردم زده و به سرکوب وحشیانه آن بپردازد 

و این تمامی ماجرا نیست ، از آنجا که هر گونه تحول انقلابی منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی که خارج از حیطه کنترل و هدایت قدرتهای ذینفع در جغرافیای ایران قرار داشته باشد ، عملا خطری ناشناخته محسوب می شود ، تمامی قدرتهای ذینفع در کنش و واکنش های اجتماعی منطقه را بر ان میدارد تا با دست و پا کردن فرصتها و امکانات و جریاناتی زمینه لازم برای کنترل و هدایت جنبشها و خیزشهای فعلی وآتی را به دست گیرند و تا کنون سلطنت طلبان بهترین و کم هزینه ترین و قابل کنترل ترین و همزمان رام ترین جماعتی هستند که افسارشان براحتی در خدمت هر کس و هر چیز می تواند قرار گیرد و در این میان این اسرائیل است که افسار این جماعت و مشخصا رضا پهلوی را بدست گرفته و می کشد هر جا که خاطر خواه اوست و منتظر السلطنه نیز بدون هیچ گونه عزم و اراده ای عملا در خدمت جورکشی اسرائیل قرار داشته واز زاویۀ صلاحدید مطامع و منافع اسرائیل با سایر قدرتها و حکومتهای منطقه مانند سعودی و... وارد داد و ستد می شود ، مجموع داده های تاکنونی موجود چون " وجود نیروی پنجاه هزار نفره نظامی در صفوف هواداران او در ایران " "پیامهای بی سرو ته حضور در خیابانها بعد از قتل عام مردم در روزهای پنجشنبه و جمعه " " ایجاد انحراف در طرح شعارهای مشخص اجتماعی مثل فقر فساد ، گرونی ، میریم تا سرنگونی به شعار های بی بو و بی خاصیتی پهلوی بر میگرده" و "جاوید شاه" و "ایجاد توهم حملات قطعی و خونبار برای تسخیر و تصرف اماکن و مراکز نظامی و دولتی" با امید حمایت قطعی نظامی امریکا وووو ) نشانگر این مسئله است که نقش رضا پهلوی تاکنون ،ایجاد انحراف ، تخریب نیروی جنبش اجتماعی ، تضعیف صفوف مبارزه مردم ، توهم پراکنی و پیشگیری از روند منطقی و درونی مبارزه مردم در داخل بوده و در این راه از هیچ چیز کم نگذاشته است که چگونگی روند خیزش اخیر و چگونگی سرکوب بی مهابای جنبش مبین این مسئله می باشد و همزمان وظیفه او و اراذل و اوباش پیرامونش فلج نمودن نیروی فعال مدافع جنبش مردم در طول چهل سال گذشته در خارج کشور می باشد که در این رابطه به کثیف ترین حربه ها واعمال دست زده اند و باز از طرفی نیز عملا به عنوان مزدور و جور کش صهیونیسم و اسرائیل در تحرک و فعالیتند و همه اینها بنام و اعتبار خونهای ریخته مردم ما .

امروز و در این شرایط این بر عهده هر انسان شریف و ترقیخواهی است که با درایت و هوشیاری ضمن رساندن صدای مردم سرکوب و قتل عام شده مان بگوش جهانیان به افشای همزمان این پروژه دوجانبه ضد ملی و ضد مردمی پرداخته و بدنبال راه چاره ای برای برون رفت از وضعیت برزخی موجود باشند .

محمود . الف 

فوریه . دوهزارو بیست وشش



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر