کمونیستهای انقلابی سنتز نوین: درباره انفجارهای اخیر در ایران و مذاکرات بین دولت فاشیست ترامپ/ماگا و جمهوری اسلامی
بیایید به حقیقت آنچه در ایران اتفاق افتاده بپردازیم! اجازه ندهیم کسی حقیقت را تغییر دهد و بپیچاند!
با این سؤال اساسی شروع میکنم: چرا این وقایع (انفجارها) ناگهان پس از شکست اعتراضات مردمی در ایران در دیماه و کشته شدن ۳۰۰۰۰ نفر توسط سپاه پاسداران تروریستی رخ داد، درحالیکه اولتیماتوم ترامپ در پاسخ به کشتار مردم توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این بود که «اگر دولت ایران معترضان مسالمتآمیز را بکشد، آیا ایالاتمتحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد؟» و «کمک در راه است.»
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مصاحبهای با خبرنگاران در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا با دولت ایران صحبت کرده یا قصد گفتگو دارد، گفت: «من در چند روز گذشته با ایران صحبت کردهام و برنامهای دارم.»
وقتی از ترامپ پرسیده شد که چه پیامی را به ایران میفرستد، پاسخ داد: «من به آنها دو چیز گفتم؛ اول، نه به سلاحهای هستهای و دوم، کشتن معترضان را متوقف کنید.»
خب، اول اینکه، هزاران ایرانی کشته شدند و وعدهووعیدهای ترامپ بهجایی نرسید.
سه شرط اصلی ترامپ برای توافق با جمهوری اسلامی «غنیسازی صفر، قطع همکاری با جنبش مقاومت و کاهش برد موشکها» است.
بااینحال، سؤال اساسی همچنان پابرجاست:
چرا این اتفاقات (انفجارها) آنقدر ناگهانی رخ داد، درحالیکه خود ترامپ اعلام کرده بود که مذاکرات با جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافق از هفته گذشته در حال انجام بوده است؟ هرگز نباید فراموش کنیم که مذاکرات راه واقعی برای کمک به آزادی مردم مظلوم ایران نیست و این مذاکرات درواقع رژیم تروریستی جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران تروریست آن را نهادینه خواهد کرد و جمهوری اسلامی ضد بشری تروریست حداقل برای یک دهه دیگر باقی خواهد ماند و زمانی که مردم ستمبر ایران دوباره برای خلاص شدن از شر این رژیم قیام کنند (که باوجود فروپاشی کامل اقتصادی ایران و عدم آزادی بیان، و سرکوب، دستگیری، زندانی، شکنجه، اعترافات اجباری و اعدام مخالفان سیاسی فرصتی بالقوه برای سربلند کردن قیام برحق مردم ایران در آینده نزدیک وجود دارد!)، و این رژیم که گوشبهفرمان خامنهای است، مردم را «اغتشاشگر» مینامد و از سپاه پاسداران میخواهد که مردم را در خیابانهای ایران قتلعام کند.
آیا آمریکا از طریق دولت فاشیست ترامپ/ماگا که اینهمه از «کشتن معترضان را متوقف کنید»، «حمایت از دموکراسی» و «حقوق بشر برای مردم جهان» حرف میزند، در مورد مردم ایران خلاف ادعاهایش عمل نکرد و نمیکند؟ بله کرد! و دلیل آن خلاف وعده چیست؟
من با این حرفها و تحلیلهای سطحی آقای مارک چندلر(۱) موافق نیستم. او مانند همه سیاستمداران آمریکایی (چه دموکرات، چه جمهوریخواه و چه مستقل!) قبل از اینکه متخصص تجزیهوتحلیل مسائل نظامی پیچیده باشد، سیاستمداری است که از دو پهلوی دهانشان حرف میزند؛ و این چیزی است که با منافع مردم ایران که جان خود را برای آزادی و رهایی از شر جمهوری اسلامی فدا کرده و میکنند، در تضاد است! همه کارشناسان و سیاستمداران آمریکایی ازجمله دولت ترامپ/ماگا طرفدار پروپاقرص منافع استراتژیک دولت ایالاتمتحده آمریکا در جهان و بهویژه منطقه خاورمیانه هستند! هم آنها و هم دولت ترامپ هیچیک طرفدار منافع اساسی مردم ستمکش جهان نیستند بلکه دشمن شماره یک ستمکشان سراسر جهان هستند. در پایینترین سطح از لایههای این تضاد، یعنی کشمکش بین دونیروی بنیادگرای فاشیست مسیحی ترامپ/ماگا ازیکطرف و دولت بنیادگرای دیکتاتور مذهبی جمهوری اسلامی استفاده ابزاری از مردم ایران (استثمار مردم ستمبر ایران، غارت و چپاول منابع طبیعی بهمنظور دستیابی به منافع استراتژیکی در منطقه) هدف هر دو طرف این دو است و هر یک از دو سر طناب دار ستمکشان ایران در دست یکی از آنها است. هرگاه یکی از این دونیروی بنیادگرای مذهبی در سر متضاد این تضاد سربند را میکشند هزاران نفر از مردم اعدام میشوند و به قتل میرسند. هر دو طرف خصم ما هستند . به یککلام، در کشمکش پشت پرده بین دولت فاشیست ترامپ/ماگا و جمهوری اسلامی ضد بشری، این مردم ستمبر ایران هستند که قربانی منافع ارتجاعی هر دو میشوند و بس. تصادفی نیست که ترامپ جاروجنجال توخالی «جلوگیری از اعدام ۸۰۰ نفر» را زد! او با کشتن مخالفین دولت موافق است همچنان که در شهر مینیاپولیس واقع در ایالت مینهسوتا کشتن دو نفر-قتل دولتی-( خانم رینه نوکول گود و آقای الکس پرتی) توسط مأموران اداره مهاجرات و گمرک(آیس) را تأیید کرد! از طرف دیگر ترامپ که خود را «عالم به همهچیز» و برای پیروانش «نقش خدا» را دارد که «در پیشبرد فوتوفن مذاکرات برای اینکه آمریکا را دوباره باعظمت کند بینقص است» و باوجوداینکه میداند جمهوری اسلامی تن به سازش نخواهد داد و مشخص نیست که آیا جمهوری اسلامی واقعاً سه شرط ترامپ را در این مذاکرات («غنیسازی صفر، قطع همکاری با جنبش مقاومت و کاهش برد موشکی») خواهد پذیرفت یا خیر، اما باز از مذاکره با نظامی که میداند تروریست و فریبکار است صحبت میکند(!؟). اما روشن است، اولاً جمهوری اسلامی دوباره برای وقتکشی بهپای میز مذاکره خواهد آمد، همانطور که در مذاکرات قبلی این کار را کرد، و دوما خامنهای که قبلاً اعلام کرده بود «آمریکا در ایران عملیات تروریستی در خیابانهای ایران از طریق اغتشاشگران بهپیش برد» اگرچه غیرممکن نیست اما بسیار سخت و هزینهدار خواهد بود که شروط ترامپ را بپذیرد، زیرا این به معنای نوشیدن جام زهر از سوی اوست! این یعنی پایان جمهوری اسلامی به شکلی که هماکنون است! درعینحال نباید فراموش کرد که هرگونه حمله نظامی نقطهای وسیع و کوبنده آمریکا و اسرائیل نمیتواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند مگر اینکه هزاران نیروهای پیادهنظام ارتش امریکا به ایران را برای جنگ درازمدت اعزام کند! بقیه این مذاکرات و حتی حمله نظامی محدود ولی کوبنده چیزی جز سیلی بهصورت مردم مظلوم ایران نیست.
نیاز است که در شرایط کنونی عمیقتر بیندیشیم و سر سازش با هیچیک از آن دو خصم نداشته باشیم؛ وضعیت پیشاروی ما را فئودور داستایوفسکی در کتاب جنایت و مکافات چنین بیان کرد: «هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم.»
کمونیستهای انقلابی ایران ضمن ابراز تسلیت، همدردی و همبستگی صمیمانه با تمام خانوادههای عزیزی که عزیزانشان را در این فاجعه هولناک ازدستدادهاند، همچنین همبستگی از بازداشتشدگان و خانوادههایشان و زخمیها با امید بهروزهای بهتر، توجه همه مردم ستمدیده و مبارزانی که قلبشان برای آزادی، برابری، رفع هرگونه ستم و رهایی واقعی در یک جامعه متفاوت میتپد را به این واقعیت ساده غیرقابلانکار جلب میکنیم که:
حقیقت دیگر ساده دیگر این است که تنها گزینه ممکن برای تودههای مردم ستمدیده ایران، تکیه بر خود و نه هیچ قدرت خارجی ستمگر و استثمارگر دیگری برای رهایی و استقلال واقعی از طریق یک انقلاب اجتماعی از پایین برای سرنگونی نظام سرمایهداری جمهوری اسلامی و تارومار کردن کلیه مؤسسات و دمودستگاه دولتیاش با شرکت میلیونها نفر از تودههای مردم سراسر ایران است.
گروه کمونیستهای انقلابی سنتز نوین کمونیسم در ایران
۳۱ ژانویه ۲۰۲۶ مصادف با ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
پانویس:
۱- خبر فوری: فوری: فعالیت در مراکز هستهای ایران در بحبوحه انفجارهای مرگبار
فاکس نیوز با یکی از کارشناسان آمریکایی به نام مارک چندلر که مدیر روابط دولتی صحبت کرد . مارک چندلر، مدیر روابط دولتی؛ استاد عملی، گروه مطالعات اطلاعات و امنیت در دانشگاه کارولینای ساحلی است. مارک بیش از ۳۵ سال در سمتهای ارشد اجرایی، فرماندهی و رهبری ارشد وزارت دفاع با تمرکز بر سیاست امنیت ملی، تجزیهوتحلیل اطلاعات، کاربرد، سیاستگذاری و عملیات خدمت کرده است. مارک پس از خدمت در سراسر جهان و در محیطهای بحرانی متعدد، بهعنوان افسر اطلاعاتی از نیروی دریایی بازنشسته شد.
فاکس نیوز نظر مارک چندلر را در مورد انفجارانی که امروز در چند شهر ازجمله در بندرعباس و پرند (واقع در نزدیکی فرودگاه خمینی که از طرف سپاه پاسداران گردانده میشود) و اهواز اتفاق افتاد پرسید.. فاکس نیوز پرسید مشخص نیست این انفجارات با حملات نظامی ارتباط دارد یا نه، و البته نه آمریکا و نه اسرائیل موضعی نگرفتند که آنها مسبب این انفجارات هستند.. بااینوجود نظر شما چیست؟
مارک چندلر گفت انفجار در بندرعباس بهعنوان یکی از اساسیترین تأسیسات (مراکز) نیروی دریایی ایران که از طرف سپاه پاسداران اداره میشود کمی مشکوک به نظر میرسد. و من نمیخواهم تائید کنم که این به خاطر حرکتهای نظامی یا حتی حرکتهای سایبری بوده است، ما اطلاعات محدودی در این مورد داریم ولی آنچه میدانیم این است که این انفجارات اتفاق افتاده است... ولی علت ریشهایاش مشخص نیست و نباید خیلی زود به این نتیجه گری برسیم که این حملات نظامی از طرف اسرائیل که گفته دخالتی نداشته و یا آمریکا سکوت کرده...
او میگوید ممکن است انفجارات از طریق حملات سایبری* در لولههای گاز آن اماکن انجام شده باشد.. که طبق آن به آن لولههای گاز مشخص آن اماکن حمله شده باشد بدون اینکه ردی از خود باقی گذاشته باشد.. اما تا امروز هنوز مشخص نیست علت آن انفجارات دقیقاً چیست. در مورد این اینکه واقعاً چه اتفاقی افتاده است ما روی لبه چاقو قدم میزنیم و هر اتفاقی میتواند این اوضاع را به سطح بالایی متحول کند؛ بنابراین در لحظه کنونی ما باید خیلی محتاطانه با این وقایع برخورد کنیم، این میتواند کار اسرائیل یا آمریکا باشد و یا نه تصادف باشد. با چنین برداشتی میدانم که پاسخ قطعی به شما نخواهم داد، اما ما باید جزئیات دقیق بیشتری در این مورد داشته باشیم که به نتیجهگیری قطعی برسیم.
*حمله سایبری (Cyberattack) تلاش مخرب و غیرمجاز (غیرقانونی) برای نفوذ به سیستمهای کامپیوتری، شبکهها یا زیرساختهای دیجیتال با هدف سرقت اطلاعات، تخریب، یا از کار انداختن آنهاست.
برای گوش دادن به صحبتهای مارک چندلر ( به زبان انگلیسی) به لینک زیر مراجعه شود:
https://www.youtube.com/live/Gc5B7OL5wM8
ضمیمه
آیا دولت آمریکا صرفاً برای ادامه بقا و حفظ امنیت دولت اسرائیل در منطقه اینهمه سازوبرگ نظامی بیسابقه به خاورمیانه ارسال کرده است!؟
دولت ترامپ/ماگا هدفش تقابل با «معضل ایران» است و برای همین سازوبرگ و تجهیزات نظامی بیسابقهای به خاورمیانه ارسال کرده است. این تجمع نظامی آمریکا در خاورمیانه شامل دو ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و «جورج دبلیو بوش»، دهها ناو جنگی مجهز به موشکهای تام هاوک، به همراه شمار زیادی از هواپیماهای جنگی، هواپیماهای سوخترسان و هواپیماهای شناسایی است. این مجموعه یکی از بزرگترین تجمعات نظامی آمریکا در سطح جهان طی سالهای اخیر به شمار میآید. بر متن استقرار یک نیروی نظامی عظیم، سناریوی حمله نظامی آمریکا (محدود یا گسترده) چیست؟
هر سناریوی حمله نظامی یا تشدید درگیری را باید در چارچوب کلیتر نظم جهانی و رقابت قدرتهای بزرگ تحلیل کرد، نه صرفاً در نسبت مستقیم با اسرائیل. اسرائیل یک بازیگر مهم است، اما نقش آن عمدتاً در چارچوب راهبردهای کلانتر آمریکا و غرب تعریف میشود و بهتنهایی توضیحدهنده منطق درگیری نیست.
ایران در یک موقعیت ژئوپلیتیکی حساس قرار دارد که هم به معادلات خاورمیانه و هم به رقابتهای ساختاری میان آمریکا، چین و روسیه گرهخورده است. آمریکا تلاش میکند نظم نوینی بر منطقهای را تثبیت کند که مسیرهای انرژی، تجارت جهانی و کریدورهای راهبردی تحت کنترلش باقی بماند و همزمان مانع گسترش نفوذ چین شود، و از سوی دیگر امنیت و بقای رژیمهای آمریکایی عرب منطقه را تأمین کند. جمهوری اسلامی در این چارچوب، نهفقط یک مسئله منطقهای، بلکه یک عامل اخلالگر و چالش اساسی در برقراری این نظم نوین و بهطور غیرمستقیم یک اهرم برای امپریالیستهای چین و روسیه در برابر نظام جهانی سرمایهداری امپریالیستی غرب محسوب میشود.
نقش امپریالیسم روسیه در این معادله بسیار کلیدی است. جمهوری اسلامی برای دولت روسیه صرفاً یک شریک مقطعی نیست، بلکه یک متحد کارکردی در تضعیف موقعیت آمریکا در خاورمیانه به شمار میرود. تضعیف یا سقوط جمهوری اسلامی به معنای از دست رفتن یکی از معدود متحدان منطقهای روسیه و درنتیجه تقویت موقعیت آمریکا در برابر مسکو خواهد بود. ازاینرو، نحوه برخورد با ایران همواره بخشی از محاسبات کلانتر توازن قوا میان آمریکا و روسیه بوده است، نه صرفاً واکنشی به نقش و سیاستهای اسرائیل.
درعینحال، مسئله هستهای جایگاه ویژهای در این محاسبات دارد. از منظر آمریکا و اسرائیل، اگر جمهوری اسلامی در این مقطع مهار نشود، این احتمال وجود دارد که بهسرعت به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت کند. در آن صورت، موازنه قوا در منطقه بهطور بنیادین تغییر میکند و هزینههای سیاسی و نظامی مهار ایران برای آمریکا، اسرائیل و بهطورکلی غرب بهمراتب سنگینتر خواهد شد. بهبیاندیگر، مهار ایران پیش از رسیدن به آستانه هستهای کامل، برای غرب بسیار کمهزینهتر از مواجهه با یک ایران دارای بمب اتمی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی است.
بنابراین فشار، تهدید یا حتی جنگ احتمالی علیه ایران، حاصل تلاقی چند سطح از تضادها در سطح جهانی(بینالمللی) است.
رقابت قدرتهای بزرگ در تنظیم و تحمیل نظم جهانی، تلاش آمریکا برای مهار چین و روسیه، نقش اسرائیل بهعنوان بازوی منطقهای این راهبرد، نگرانی از تبدیلشدن جمهوری اسلامی به یک قدرت هستهای، و درنهایت جایگاه و عملکرد خود جمهوری اسلامی که با سیاستهایش این تضادها را تشدید کرده است.
تقلیل این مجموعه پیچیده به یک عامل واحد مثل اسرائیل، تحلیلی سادهانگارانه است و مانع درک منطق واقعی تحولات میشود.
گروه کمونیستهای انقلابی سنتز نوین کمونیسم در ایران
۳۱ ژانویه ۲۰۲۶ مصادف با ۱۱ بهمن ۱۴۰۴