در روزهای قطع اینترنت و بیخبری کدام صداها شنیده شدند، کدامها نه؟
سکوت در لحظهی خطر؛ نقدی بر مسئولیت رسانهای بیبیسی
در تاریخ ۱۵ ژانویه، خبر بازداشت شماری از فعالان مدنی، کارگری و حقوق زنان در کردستان، از جمله در سنندج، به همراه نام، تصاویر و اطلاعات تکمیلی، از سوی من در اختیار بیبیسی فارسی قرار گرفت. در میان بازداشتشدگان، دو زن فعال حقوق زنان حضور داشتند که یکی از آنان، عطیه گلچینی، از بستگان من است.
این خبر در شرایطی ارسال شد که اینترنت در ایران قطع یا بهشدت مختل بود، خانوادهها در بیخبری مطلق بهسر میبردند و نگرانی دربارهی سلامت بازداشتشدگان، بهویژه عطیه گلچینی با ۶۹ سال سن و ابتلا به دیابت، فشار خون و بیماریهای زمینهای بهشدت افزایش یافته بود. در چنین لحظاتی، اطلاعرسانی دقیق و مسئولانه میتواند مستقیماً جان انسانها را از خطر بیشتر حفظ کند.
با وجود پیگیریهای مکرر، ارسال دو نامه رسمی، طرح پرسش دربارهی چرایی عدم پوشش خبر از سوی بیبیسی، و تماس با خبرنگار بخش راستیآزمایی این رسانه، از جمله دربارهی بازداشت شراره رضایی، هیچ پاسخ روشنی دریافت نشد و این بازداشتها در خروجی رسانهای بیبیسی بازتاب نیافت. از طریق شمارهی رسمی واتساپ بیبیسی به من اعلام شد که خبر بازداشتها پیگیری و پوشش داده میشود. همین وعده، مبنای امید خانوادهها و دلیل پیگیریهای بعدی من بود؛ وعدهای که در عمل به سکوت کامل انجامید این سکوتِ دو هفتهای، صرفاً یک «تصمیم تحریریه» نبود؛ دیده نشدن در لحظهی خطر، خود شکلی از خشونت است. خشونتی که پیامد آن مستقیماً به زندگی واقعی انسانها منتقل میشود.
اگرچه خبر این بازداشتها در شبکههای اجتماعی منتشر شد، اما کیست که نداند تفاوت انتشار پراکنده در شبکههای اجتماعی با پوشش رسمی، دقیق و نامدار در رسانهای چون بیبیسی چیست؟ همانگونه که پوشش گسترده و ویژهی یک «فراخوان» ، تأثیرات انکارناپذیری داشت. سکوت در قبال بازداشت فعالان مستقل کارگری، مدنی، زنان و کنشگران کُرد نیز بیاثر نیست. رسانه، با انتخاب آنچه برجسته میکند و آنچه نادیده میگیرد، عملاً در توازن قدرت مداخله میکند.
تجربهی شخصیام را نه از سر احساسات، بلکه آگاهانه مطرح میکنم. پیشتر، در موردی دیگر، با اطلاعرسانی بهموقع دربارهی «هستی»، جان و زندگی او از خطر جدی نجات یافت؛ امری که شاهد آن نهتنها یک شهر، بلکه ایران و جهان و حتی گزارشگر همان رسانه بودند. یادآوری این تجربه، تلنگری است به یک واقعیت ساده: خبررسانی بهموقع میتواند مانع تشدید خشونت شود.
برای نخستین بار، نه از موضع تهدید، بلکه از جایگاه کسی که هیچ تریبون مؤثری در اختیار ندارد، به بنبست رسیدم؛ بنبستی که محصول بیتوجهی سیستماتیک به صداهایی است که در لحظهی خطر، بیش از همه نیازمند دیده شدناند. این احساس ضعف نیست؛ نشانهی فرسودگی انسانی است که سالها با خشونت، زندان و حذف رسانهای زیسته و هنوز باور دارد رسانه میتواند مسئول باشد.
این نقد، نه بهرغم آزادی موقت بازداشتشدگان، بلکه دقیقاً بهدلیل امکان پیشگیری از رنج و خطر بیشتر در همان لحظهی بازداشت نوشته میشود. آزادی در روز شنبه ۱۱ بهمن ماه سه فعال حقوق زن در سنندج با وثیقههای سنگین، نه پایان ماجراست و نه توجیهی برای سکوت گذشته.
سکوت رسانهای در برابر چنین بازداشتهایی، بهویژه در مناطقی چون کردستان و در قبال گروههایی که صدایشان بهطور تاریخی کمتر شنیده شده، بیطرفی نیست؛ انتخاب است وهر انتخاب رسانهای، بار اخلاقی و انسانی دارد.
مینو همیلی
۱۳ بهمن ۱۳۰۴