۱۴۰۴-۱۱-۲۰

بیانیۀ دانشجویان دانشگاه تربیت‌مدرس در سی‌ام کشتار دی ماه

 

یک ماه گذشت از روزی که صدای پای شجاعت را در خیابان‌های ایران شنیدیم؛ یک ماه گذشت از روزی که صدای پای آزادی‌خواهی را در کوچه‌های ایران شنیدیم؛ یک ماه گذشت از روزی که بار دیگر صدای پای زندگی‌خواهی در ایران طنین انداخت. آنچه شنیدیم فریاد مردم ایران بود علیه حکومت استبداد و کشتار، علیه حکومت دینی جمهوری اسلامی. یک ماه گذشت از روزی که مزدوران جمهوری اسلامی به فرمان رهبر جنایتکارشان با تفنگ و شمشیر و قمه شجاع‌ترین فرزندان این سرزمین را کشتند. هزاران قلبی را که برای ایرانی آزاد می‌تپید با گلوله سوراخ کردند؛ هزاران مغزی را که اندیشۀ آبادی میهن داشت بر کف خیابان پاشیدند؛ خون‌هایی را که برای زندگی می‌جوشید بر زمین ریختند.

ما دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس همچون دیگر دانشجویان و مردم کشور داغداریم؛ داغدار هزاران جاویدنام. در سوگ دلیرانی از تبار رستم و سیاوش و گردآفرید؛ دلیرانی با رؤیاهای کوچک و بزرگ که اکنون با بدن‌هایی پرزخم زیر خاک خفته‌اند.

ما دادخواهیم دادخواهِ خون هزاران کودک و نوجوان و جوان و پیرِ به‌تنگ‌آمده. دادخواهِ دانش‌آموزان و دانشجویانی که دیگر رنگ مدرسه و دانشگاه را نخواهند دید.

ما دادخواهیم، نه تنها دادخواه هزاران جاویدنام، که دادخواه هزاران چشمِ روشن که استبداد چشم دیدنشان را نداشت؛ دادخواه تن‌های مجروح از خیابان برگشته؛ دادخواه هزاران زندانیِ شکنجه‌دیده.

ما بازمانده‌ایم، بازماندۀ کشتاری سازمان‌یافته. و بازماندگان را وظیفه‌ای است دشوار. وظیفه‌ای که پیکرهای انباشته در سردخانه‌ها بر دوش ما گذاشته‌اند؛ وظیفه‌ای که گریۀ مادرها بر گردن ما گذاشته است؛ وظیفه‌ای که از خون‌های ریخته بر آسفالت‌ها صدایمان می‌زند. جاویدنامان ما را صدا می‌زنند و پیمان می‌طلبند. از ما می‌خواهند که آرزوهای آنان برای ایران را به سرانجام برسانیم؛ ایران را از چنگ این هیولاوشان آزاد کنیم؛ و سرزمینی آباد و سرشار از سرود زندگی بسازیم.

ما بر این پیمان می‌مانیم.

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر