اخباروگزارش های کارگری 20 بهمن ماه 1404
- تجمع خانواده زهرا و محمدرضا ایراندوست مقابل زندان چوبیندرقزوین
- تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد نسبت به بازداشت وحکم امین پورفرهنگ و قتل پارسا صفار و محمدمهدی سالاری مقابل دانشکده داروسازی
- یکشنبه های اعتراضی کارگران بازنشسته کشور نسبت به سطح نازل حقوق منجمله مصوبه مزدی ضد کارگری شورای عالی کار، وضعیت نامناسب خدمات بیمه درمانی با تجمع مقابل اداره کل تامین اجتماعی استان گیلان در رشت وسازمان تامین اجتماعی درتهران
- پنجمین روز اعتصاب کارگران پالایشگاه دهم پارس جنوبی دراعتراض به عدم پرداخت کامل حق اضافه کاری ومشکلات زیستی در خوابگاه بدلیل ازدحام جمعیت وتهدید کارگران حق طلب
- #نیمکتهای_خالی
کودکان از دست رفته؛ خاطرهای که خاموش نمیشود
- مادر غزل جانقربان با انتشار ویدیویی چنین سوگوارانه از فرزندش نوشته است :
- سارا معصومی پور دانشآموزی که همچنان در کما است
- ربودهشدن نیهاد شهریاری، نوجوان معترض با بیماری قلبی، از بیمارستان در تهران
- بیخبری ۳۱ روزه از سرنوشت ئاکام زندی، شهروند ۱۸ ساله کورد در سنندج
- بازداشت خشونتآمیز و بیخبری از سرنوشت آرش عزیزی، نوجوان ۱۶ ساله اهل سیروان
- انتقال یک معترض ۱۷ ساله به کانون اصلاح و تربیت یاسوج
- بازداشت ادیب احمدینژاد، نوجوان ۱۷ ساله، در سنندج
- بازداشت یک معلم در ازنا و صدور حکم سنگین ده سال زندان
- بازداشت یک معلم در سنقر
- نگرانی از شرایط مستوره نریمانی معلم بازداشتی
- بیخبری مطلق از وضعیت نیوشا نخعی و مونا نخعی طی ۲۶ روز گذشته
- دوشنبه ۲۰ بهمن ماه: گزارش ۳۸امین روز بازداشت #مجید_جمشیدزاده، دانشجوی طراحی صنعتی دانشگاه علموصنعت
- دانشجویان متحد:
1- 50جسد ناشناس زنان معترض تهرانی در کهریزک
2- احسان جعفری به قتل رسید
3- هما تیموری بازداشت شد
4- سیروس ستارنژاد بازداشت شد
5- عرفان عربی بازداشت شد
6- تفهیم اتهام دانشجویان حقوق در کرمان
7- نگرانی از وضعیت علی طاهریکیا و تداوم ۳۷ روز بازداشت
- بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه درباره کشتار و بازداشت کارگران معترض
*******
*تجمع خانواده زهرا و محمدرضا ایراندوست مقابل زندان چوبیندرقزوین
فیلم وگزارش منتشره درشبکه های اجتماعی،از تجمع روزدوشنبه 20 بهمن خانواده زهرا و محمدرضا ایراندوست خواهرزاده های زنده یاد جواد حیدری از جان باختگان اعتراضات سراسری سال 1401 مقابل زندان چوبیندرقزوین،خبر می دهند.
براساس این گزارش ها، زهرا و محمدرضا ایراندوست روز 5 بهمن بازداشت شدند وامروز خانواده آنها خبردارشدند که به زهرا در زندان سوءقصد شده است وبا تجمع مقابل زندان خواهان ملاقات با عزیزانشان شدند تا از سلامتی آنها اطمینان حاصل کنند.
*تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد نسبت به بازداشت وحکم امین پورفرهنگ و قتل پارسا صفار و محمدمهدی سالاری مقابل دانشکده داروسازی
به گزارش کانال دانشجویان متحد،دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، روز دوشنبه ۲۰ بهمن، در اعتراض به حکم صادرشده برای امین پورفرهنگ و کشتهشدن پارسا صفار و محمدمهدی سالاری، مقابل دانشکده داروسازی تجمع کردند.
از شعارهای دادهشده میتوان به «آزادی، آزادی، آزادی»، «دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد» و «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان» اشاره کرد.
*یکشنبه های اعتراضی کارگران بازنشسته کشور نسبت به سطح نازل حقوق منجمله مصوبه مزدی ضد کارگری شورای عالی کار، وضعیت نامناسب خدمات بیمه درمانی با تجمع مقابل اداره کل تامین اجتماعی استان گیلان در رشت وسازمان تامین اجتماعی درتهران
روزیکشنبه 19 بهمن
/گزارشی از تجمع رشت
(تالغو حکم اعدام ایستاده ایم تا پایان)
مردم شریف و آگاه ایران !
روز یکشنبه ۱۹بهمن۴۰۴ فرزندان شما همراه با مطالبه گران کف خیابان سایر شهرها، در اعتراض به بازداشت وکلای شریف و آزاده کشور ، پزشکان و کادر درمان آزاده ،دانشجویان دانش آموزان و معلمان که در برابر جنایت علیه بشریت حکومت ، لب فرو نبسته اند؛ به خیابان آمدند و خواستار آزادی آنان و همه معترضان زندانى و محاکمه عاملان و عامران کشتار کودکان ، جوانان ، دختران ، پسران، زنان و مردان ایران به خون نشسته شدند.
(مطالبه گران کف خیابان ایران)
" غرور و سربلندی هم شما را باد"
/تصویری از تهران
*پنجمین روز اعتصاب کارگران پالایشگاه دهم پارس جنوبی دراعتراض به عدم پرداخت کامل حق اضافه کاری ومشکلات زیستی در خوابگاه بدلیل ازدحام جمعیت وتهدید کارگران حق طلب
روزیکشنبه 19 بهمن برای پنجمین روزمتوالی، کارگران پالایشگاه دهم پارس جنوبی به اعتصابشان دراعتراض به عدم پرداخت کامل حق اضافه کاری ومشکلات زیستی در خوابگاه بدلیل ازدحام جمعیت وتهدید کارگران حق طلب به فشار اقتصادی،ادامه دادند.
برپایه گزارش رسانه ای شده،این اعتصاب پنجروزه، واکنشی مستقیم به فشارهای مضاعفی است که بر زیست روزمره کارگران سایه افکنده است. بر اساس اظهارات منابع کارگری، «افزایش غیرمنطقی تراکم جمعیتی در خوابگاههای کارگری» و نادیده گرفتن حریم خصوصی، صبر نیروی کار را لبریز کرده است. این در حالی است که در خارج از محیط کارگاه نیز، تورم افسارگسیخته و افزایش سرسامآور نرخ اجارهبها و مسکن در شهرهای میزبان صنعت نفت (جم، کنگان و عسلویه)، عملاً امکان سکونت مستقل را از بسیاری از کارگران سلب کرده است.
همزمان با بحران مسکن، عدم پرداخت هزینه قطع امکانات (حق کمپ یا خوابگاه) و «نواقص جدی در پرداخت کامل اضافهکارها» از دیگر محورهای اصلی این اعتراض است.
به گفتهی کارگران حاضر در محل، آنچه بر نارضایتی کارگران افزوده، رویکرد غیرمسئولانه برخی مدیران و مسئولان مربوطه است. گزارشها نشان میدهد که در پاسخ به این اعتصاب و مطالبات مطرح شده، کارگران به جای دریافت پاسخ روشن، با ادبیات تهدیدآمیز مواجه شدهاند. ظاهراً مسئولان امر به جای حل مسئله، اعلام کردهاند که در صورت تداوم اعتصاب، نه تنها کسورات در اضافهکار اعمال خواهد شد، بلکه فضا را بر کارگران تنگتر خواهند کرد.
این اعتصابات ریشه در نادیده گرفته شدنهای مکرر دارد. پیشتر در تاریخ 18 آذرماه، تجمعی عظیم با حضور بیش از 5 هزار نفر از کارگران پیمانکاری مجتمع گاز پارس جنوبی برگزار شد. با این حال، با گذشت چندین ماه از آن اجتماع بزرگ، نه تنها گرهای از مشکلات کارگران باز نشده، بلکه کارفرمایان و نهادهای ذیربط با اتخاذ سیاست «بایکوت خبری» و افزایش محدودیتها، سعی در خاموش کردن صدای مطالبهگری داشتهاند. در ماههای اخیر بارها برای عقب راندن کارگران از حقوق قانونیشان تلاش شده است.
کارگران اعتصابکننده پالایشگاه دهم و سایر واحدهای مجتمع گاز پارس جنوبی، خواستههای مشخص و شفافی دارند که اهم آنها عبارتند از:
۱. اجرای طرح طبقهبندی مشاغل: با رویکرد «نظام همسانسازی دستمزد» و رفع تبعیضهای مزدی.
۲. اصلاح سیستم اقماری: اجرای طرح دو هفته کار و دو هفته استراحت برای نیروهای اداری و پشتیبانی.
۳. ساماندهی وضعیت شغلی: تعیین تکلیف رانندگان، نیروهای ایمنیِ پشتیبان و کارگران روزمزد.
۴. تسهیلات رفاهی و تردد: برقراری سیستم ایاب و ذهاب هوایی برای نیروهای غیربومی، پرداخت هزینه قطع امکانات، حق کمپ و حق خوابگاه.
۵. رعایت قانون کار: التزام پیمانکاران به رعایت عرف کارگاهی و مفاد قانون کار برای تمامی گروههای شاغل در محدوده پالایشگاهی.
کارگران پیمانکاری پالایشگاههای دوازدهگانه پارس جنوبی سالهاست که در اعتراض به بیتوجهیها فریاد برآوردهاند. این کارگران سال گذشته نیز در هفتههای متوالی تجمعاتی برگزار کردند که با شنیدنِ وعدهی پیگیری مطالبات و حل مسائل، برای مدتی این اعتراضات متوقف شد. اما اکنون که توخالی بودن آن وعدهها آشکار شده، نارضایتیها بار دیگر خود را نشان داده است. کارگران معترض میگویند تا زمانی که به مطالبات قانونی و بهحق خود دست نیابند، این چرخه مطالبهگری با قدرت ادامه خواهد داشت.
درهمین رابطه:دومین روز اعتصاب کارگران پالایشگاه دهم پارس جنوبی دراعتراض به عدم پرداخت کامل حق اضافه کاری ومشکلات زیستی در خوابگاه بدلیل ازدحام جمعیت
روزپنج شنبه 16 بهمن برای دومین روز متوالی، کارگران پالایشگاه دهم پارس جنوبی به اعتصابشان دراعتراض به عدم پرداخت کامل حق اضافه کاری ومشکلات زیستی در خوابگاه بدلیل ازدحام جمعیت ،ادامه دادند و خواستار بازگرداندن کامل اضافهکاریهای حذفشده، شفافسازی در محاسبه حقوق و بهبود فوری وضعیت خوابگاههای کارگری شدند و اعلام کردند در صورت عدم پاسخگویی به مطالباتشان، به شیوههای مختلف به اعتراضشان ادامه خواهند داد.
کارگران معترض به خبرنگاررسانه ای گفتند: کارگران پالایشگاه شماره 10 عسلویه در مجموعه پارس جنوبی، در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند. این اقدام اعتراضی در واکنش به آنچه کارگران «دستکاری در اضافهکاریها و حذف بخشی از حقوق مربوط به ساعات اضافهکار» عنوان میکنند، صورت گرفته است.
آنها افزودند:بخشی از اضافهکاریهای ثبتشده را حذف کردهاند که این موضوع با اعتراض گسترده نیروی کار همراه شده است. کارگران تأکید دارند اضافهکاری بخش مهمی از دریافتی ماهانه آنها را تشکیل میدهد و هرگونه تغییر یا حذف آن، فشار معیشتی مضاعفی بر خانوادههایشان وارد میکند.
آنها با اشاره به اینکه علاوه بر مسائل مزدی، وضعیت خوابگاههای کارگری نیز از دیگر محورهای اعتراض می باشد،اضافه کردند:ظرفیت خوابگاهها بیش از حد استاندارد پُر شده و تعداد نفرات ساکن در اتاقها افزایش یافته است؛ بهگونهای که امکان استراحت مناسب و حداقلی برای کارگران فراهم نیست.
آنها ادامه دادند:ازدحام جمعیت در خوابگاهها، کمبود فضای استراحت و خستگی ناشی از ساعات کاری و اضافهکاری، شرایط دشواری را برای کارگران ایجاد کرده و همین موضوع نارضایتیها را تشدید کرده است.
*#نیمکتهای_خالی
کودکان از دست رفته؛ خاطرهای که خاموش نمیشود
خون کودکان بیگناه، محصول مستقیم سرکوب بیرحمانه است. هر نیمکت خالی، فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آیندهاش ربوده شد.
217- نام کودک: ابوالفضل زارع
محل کشته شدن: اصفهان
تاریخ: ۱۹ دی ۱۴۰۴
218- نام کودک: علی نوری
محل کشته شدن: عراق
تاریخ: _ دی ۱۴۰۴
219- نام کودک: جواد حیدری، ۱۷ ساله
محل کشته شدن: اصفهان
تاریخ: ۱۹ دی ۱۴۰۴
220- نام کودک: امیرمحمد صفری، ۱۵ ساله
محل کشته شدن: تهران
تاریخ: ۱۸ دی ۱۴۰۴
221- نام کودک: صادق پرورش،
محل کشته شدن: تهران
تاریخ: ۱۹ دی ۱۴۰۴
نام کودک: شایان گرجی
محل کشته شدن: اصفهان
تاریخ: _ دی ۱۴۰۴
222- نام کودک: صالح رشیدمحمد، ۱۷ ساله
محل کشته شدن: کرمان
تاریخ: ۱۹ دی ۱۴۰۴
223- نام کودک: مصطفی یار سرخ آبادی
محل کشته شدن: مشهد
تاریخ: ۱۹ دی ۱۴۰۴
224- نام کودک: امیرحیدر براتی کردکانلو
محل کشته شدن: خلیجفارس تهران
تاریخ: ۱۸ دی ۱۴۰۴
225- نام کودک: محمدرضا عسکری
محل کشته شدن: مشیریه تهران
تاریخ: ۱۸ دی ۱۴۰۴
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ضمن ابراز تأسف عمیق و همدردی با خانوادههای داغدار، خواستار پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی تمامی بازداشتشدگان است.
توجه: شورا اسامی این کودکان را بر اساس اخبار منتشرشده در شبکههای قابل اعتماد و منابع معتبر منتشر میکند. اگر اطلاعاتی موثقی دارید، لطفاً با ما به اشتراک بگذارید تا گزارشها دقیقتر و مستندتر شوند.
(برای مشاهده تصاویربه کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران مراجعه شود)
*مادر غزل جانقربان با انتشار ویدیویی چنین سوگوارانه از فرزندش نوشته است :
يك ماه گذشت...
يك ماه از شبى كه زمان براى من ايستاد.
غزل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مى زد...
امن ترين جاى دنيا.
سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا.
به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت:
«آخ بابا...»
و من هنوز هر شب با همين دو كلمه مى ميرم.
غزل تک فرزندم بود.
همه ی آينده اى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.
لباسى كه آن شب تنش بود، هودى اى كه بوى خودش را مى داد،
با سوراخى از سرب داغ... الان بوی خون میدهد
قبل از اينكه از من جدایش كنند، برداشتمش.
حالا هر شب بغلش مى كنم،
بو مى كنم،
گریه مى كنم،
و با خودم فكر مى كنم چطور ممكن است مادرى نفس بكشد وقتى فرزندش اش دیگر نفس نمى كشد؟
براى شما يك ماه گذشته،
براى من اما هنوز همان شب است.
هنوز همان «آخ بابا».
من مانده ام و تنها یادگاری تو «لئو»، که هنوز منتظر برگشت تو هست...
من مانده ام و گل های قشنگی که با دستان هنرمندت درست کردی...
و من مانده ام، بدون تو و یک دنیا خاطره….
در تاریخ ۱۹ دی ۱۴۰۴، در اصفهان، در بستر خشک رود زایندهرود، دختری به نام غزل جانقربان در میان معترضان با شلیک گلوله بر زمین میافتد و خون این دختر ۱۵ ساله بر بستر رود جاری میشود.
غزل ۱۵ سال و ۶ ماه سن داشت که از پشت به او شلیک شد.
غزل تنها فرزند پدر و مادرش بود.
*سارا معصومی پور دانشآموزی که همچنان در کما است
براساس گزارشاتی که به کانال شورای هماهنگی رسیده است ،دانش آموزی به نام سارا معصومی پور شب نوزدهم دی ماه، در شهرک اندیشه (فاز سه) با گلوله نیروهای حکومتی مجروح شده و از آن تاریخ همچنان در کما به سر میبرد.
سارا معصومی پور که دانشآموز سال دوازدهم، رشته تجربی در دبیرستان دخترانه سر آمد است، در شب ۱۹ دی ماه با تیراندازی نیروهای حکومتی از ناحیه سر مجروح شده و با توجه به وخامت حالش به بیمارستانی در تهران منتقل میشود.
از آن تاریخ تا به امروز، سارا همچنان در بیهوشی کامل و کما به سر میبرد.
متاسفانه عکسی از سارا در اختیار کانال شورا قرار نگرفته است و در صورت رسیدن جزییات بیشتر این خبر تکمیل میشود .
*ربودهشدن نیهاد شهریاری، نوجوان معترض با بیماری قلبی، از بیمارستان در تهران
بر اساس اطلاعات دریافتی، نیهاد شهریاری، نوجوان معترض ساکن جنوب کشور، که بهدلیل وضعیت جسمی نامناسب در یکی از مراکز درمانی تهران بستری و بهتازگی تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، عصر روز شنبه در حالی که در وضعیت بیهوشی کامل بهسر میبرد، توسط مأموران امنیتی از بیمارستان منتقل و به مکانی نامعلوم برده شده است.
نیهاد شهریاری از بیماری قلبی رنج میبرد و پس از عمل جراحی همچنان در شرایط جسمی حساس و پرخطر قرار داشته است. با این حال، بدون ارائهٔ هرگونه توضیح رسمی یا حکم قضایی، او از محل درمان خارج شده و تاکنون هیچ اطلاعی از محل نگهداری، وضعیت جسمی یا وضعیت حقوقی وی در دسترس خانواده قرار نگرفته است.
به گفتهٔ نزدیکان، نیهاد شهریاری در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه در اعتراضات بندرعباس حضور داشته و نیروهای امنیتی او را به اتهام آتشزدن کانکس نیروی انتظامی تحت تعقیب قرار داده بودند. او در پی این تعقیب، بندرعباس را ترک کرده و به تهران رفته بود، اما با وجود شرایط پزشکی وخیم، در نهایت از بیمارستان بازداشت و منتقل شده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، ربودهشدن نیهاد شهریاری از بیمارستان در شرایط بیهوشی و پس از عمل جراحی را بهشدت محکوم میکند. انتقال یک نوجوان بیمار از مرکز درمانی بدون اطلاع خانواده و بدون تضمین مراقبت پزشکی، نقض آشکار حقوق کودک، اصول بنیادین حقوق بشر و حق حیات و سلامت است. این شورا با تأکید بر مسئولیت مستقیم نهادهای امنیتی و قضایی در قبال جان و سلامت نیهاد شهریاری، خواستار شفافسازی فوری دربارهٔ محل نگهداری و وضعیت جسمی او، دسترسی خانواده به اطلاعات، و آزادی فوری و بیقیدوشرط وی است
*بیخبری ۳۱ روزه از سرنوشت ئاکام زندی، شهروند ۱۸ ساله کورد در سنندج
ئاکام زندی، ۱۸ ساله و اهل سنندج، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان یورش نیروهای حکومتی به منزل خانوادگیاش بازداشت و به بازداشتگاه شهرامفر منتقل شد.
با گذشت ۳۱ روز از زمان بازداشت، تاکنون هیچ اطلاع موثقی دربارهٔ وضعیت، محل نگهداری و سرنوشت او در دست نیست و خانوادهاش در بیخبری کامل بهسر میبرند. تداوم بیاطلاعی از وضعیت یک نوجوان بازداشتشده، نگرانیهای جدی دربارهٔ امنیت و سلامت او ایجاد کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بازداشت آکام زندی، و تداوم بیخبری از وضعیت و سرنوشت او را قاطعانه محکوم میکند. یورش به منازل خانوادگی، بازداشت خودسرانه نوجوانان و نگهداری آنان در شرایط نامعلوم، نقض آشکار حقوق کودک، اصول بنیادین حقوق بشر و تعهدات بینالمللی دولت ایران است. این شورا با تأکید بر مسئولیت مستقیم نهادهای امنیتی در قبال جان و سلامت آکام زندی، خواستار شفافسازی فوری دربارهٔ محل نگهداری و وضعیت او، دسترسی خانواده به اطلاعات، و آزادی فوری و بیقیدوشرط وی است
*بازداشت خشونتآمیز و بیخبری از سرنوشت آرش عزیزی، نوجوان ۱۶ ساله اهل سیروان
آرش عزیزی، نوجوان ۱۶ ساله و اهل روستای بوژان از توابع شهرستان سیروان در استان ایلام، در روز ۲۴ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی و همراه با خشونت بازداشت شده است.
با گذشت نزدیک به یک ماه از زمان بازداشت، تاکنون هیچ اطلاعاتی دربارهٔ وضعیت، محل نگهداری یا سرنوشت این نوجوان در دست نیست و خانوادهٔ او در بیخبری کامل بهسر میبرند. تداوم این وضعیت، نگرانیهای جدی دربارهٔ سلامت جسمی و روانی او ایجاد کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بازداشت خشونتآمیز آرش عزیزی، را قاطعانه محکوم میکند. بازداشت کودکان و نوجوانان، اعمال خشونت در زمان بازداشت و محرومکردن خانوادهها از حق اطلاع، نقض آشکار حقوق کودک، اصول بنیادین حقوق بشر و تعهدات بینالمللی دولت ایران است. این شورا با تأکید بر مسئولیت مستقیم نهادهای امنیتی در قبال جان و سلامت آرش عزیزی، خواستار شفافسازی فوری دربارهٔ وضعیت و محل نگهداری او و آزادی فوری و بیقیدوشرط این نوجوان است
*انتقال یک معترض ۱۷ ساله به کانون اصلاح و تربیت یاسوج
بنا به اطلاعاتی که به شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران رسیده است، علی سیاهپور، معترض ۱۷ ساله و ساکن گچساران، روز ۲۲ دیماه با دستور دادستان گچساران توسط مأموران امنیتی بازداشت شده است. بهگفته منابع مطلع، او بدون اطلاعرسانی به خانوادهاش و با قرار بازداشت موقت ۳۱ روزه به کانون اصلاح و تربیت یاسوج منتقل شده است.
این بازداشت در ادامه موج بازداشتهای گسترده معترضان در نقاط مختلف ایران صورت گرفته است. خانواده علی سیاهپور تاکنون از جزئیات پرونده و وضعیت حقوقی فرزندشان اطلاعات دقیقی دریافت نکردهاند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بازداشت کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بهدلیل حضور در اعتراضات را نقض آشکار حقوق کودک و مغایر با اصول بدیهی حقوقی و انسانی میداند. این شورا تأکید میکند که استفاده از کانونهای اصلاح و تربیت بهعنوان ابزار سرکوب امنیتی، انحرافی خطرناک از کارکرد قانونی این مراکز و اقدامی در جهت عادیسازی خشونت علیه کودکان است.
*بازداشت ادیب احمدینژاد، نوجوان ۱۷ ساله، در سنندج
ادیب احمدینژاد، نوجوان ۱۷ ساله، امروز در شهر سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.
تا لحظهٔ تنظیم این خبر، نهاد بازداشتکننده و محل نگهداری او مشخص نیست و خانوادهاش از وضعیت و سرنوشت وی بیاطلاع هستند.
بازداشت افراد زیر ۱۸ سال و نگهداری آنان در مکانهای نامعلوم، نقض آشکار حقوق کودک و اصول بنیادین حقوق بشر است و نگرانی جدی دربارهٔ امنیت و سلامت این نوجوان ایجاد میکند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، بازداشت ادیب احمدینژاد و تداوم برخوردهای امنیتی با کودکان و نوجوانان را قاطعانه محکوم میکند. بازداشت نوجوانان، بیاطلاعگذاشتن خانوادهها و نگهداری آنان در مکانهای نامعلوم، نقض صریح تعهدات بینالمللی دولت ایران در قبال حقوق کودک است. این شورا با تأکید بر مسئولیت مستقیم نهادهای امنیتی در قبال جان و سلامت این نوجوان، خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط ادیب احمدینژاد و پایاندادن به روند سرکوب کودکان و نوجوانان است.
*بازداشت یک معلم در ازنا و صدور حکم سنگین ده سال زندان
براساس خبرهای رسیده به شورای هماهنگی ،امیر رحیمی مدیر و آموزگار مقطع ابتدایی در ازنا در تاریخ ۱۲ بهمن ماه بازداشت شده و در حالیکه به صورت غیر قانونی در زندان درود نگهداری می شده ،بدون حضور وکیل دادگاه تشکیل شده و برای وی حکم ده سال زندان و دو سال تبعید صادر شده است .
بنابر مستندات ،اقای امیری دارای معلولیت از ناحیه دو پا هستند و تحمل حبس و شرایط زندان برای ایشان سخت و رنج آور است .
یکی از همکاران آقای امیری که نام ایشان برای کانال شورا محفوظ است در توضیح حادثه و شرایط امیر رحیمی برای ما نوشته است :
سلام. من یکی از اهالی مردم شهرستان ازنا هستم. همکار و دوست من آقای امیر رحیمی، فرهنگی آموزش و پرورش با ۳۴سال سابقهی کار، مدیر و آموزگار مقطع ابتدایی روستای آقایی و باغ موری، که از هردوپا معلولیت شدید دارند و زیر نظر سازمان بهزیستی هستند، بدون داشتن هیچگونه گناه و جرمی دادگاه خرمآباد او را به دهسال حبس در زندان دورود و سپس دوسال تبعید به شهرستان خوی محکوم کردهاند.
شرح حادثه:
شب دوازدهم دیماه، یک روز پس از اعتراضات خونین در شهرستان ازنا، به همراه خانواده خود از خانه خارج شده و پس از جدا شدن از خانواده، هنگامی که نیروی یگان ویژه در ملأ عام پسر بچهای را مورد ضرب و شتم قرار دادند، از ماشین خود پیاده شده و خود را سپر بلای دانشآموز میکند. نیروی یگان ویژه پس از این حرکت وی را نیز با باتوم مورد ضرب و شتم قرار داده و در جلوی چشمان مردم شیشهها، سپر و سقف ماشین او را پایین آورده و خودش را نیز پس از کتک زدن سوار ون یگان ویژه کرده و به وزارت اطلاعات ازنا بردهاند. سپس بدون اطلاعرسانی به خانوادهاش، چهار صبح او را به زندان دورود انتقال داده و پس از نزدیک چهل روز بدون آنکه به او یا خانوادهاش اجازه بدهند که وکیل بگیرند، پرونده او را به دادگستری خرم آباد انتقال داده و امروز حکم او را به زندان دورود ابلاغ کردهاند که حکم سنگین ده سال حبس زندان و دوسال تبعید به شهرستان خوی آمده است. آقای امیر رحیمی با توجه به وضعیت جسمانی و معلولیتش، حتی قادر به انجام کارهای اولیه و شخصی خود نیست. لطفاً صدای بیگناه او باشیم.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکومیت بازداشت و صدور حبس غیر قانونی برای امیر رحیمی خواستار آزادی هر چه سریعتر این معلم زندانی است .
*بازداشت یک معلم در سنقر
صبح امروز(دوشنبه 20 بهمن) علی شمایلی دبیرعلوم اجتماعی دبیرستانهای سنقر هنگام رفتن به مدرسه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
تا این لحظه از علت بازداشت و محل نگهداری وی خبری در دست نیست .
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکومیت افزایش فشارهای امنیتی بر معلمان و فعالان صنفی خواهان آزادی همه بازداشت شده گان اعتراضات اخیر ،از جمله معلمان و دانش آموزان بازداشتی است .
*نگرانی از شرایط مستوره نریمانی معلم بازداشتی
براساس گزارشات رسیده به شورای هماهنگی #مستوره_نریمانی، معلم پایه چهارم ابتدایی در اهواز ، روز ۲۱ دیماه ۱۴۰۵ در جریان #اعتراضات_سراسری و پس از یورش نیروهای امنیتی به منزل شخصیاش بازداشت شده است .
مأموران ضمن تفتیش خانه، تلفن همراه و تجهیزات الکترونیکی او را ضبط کرده و وی را به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
به گفته یکی از نزدیکان مستوره نریمانی ، این معلم به اتهام «ارسال فیلم و ویدئو به رسانههای خارج از کشور» با پروندهسازی امنیتی روبهروست و خطر صدور حکم سنگین برای او وجود دارد.
با گذشت ۲۹ روز از بازداشت، همچنان هیچ اطلاع موثقی از محل نگهداری و وضعیت جسمی و روحی مستوره نریمانی در دست نیست و خانواده او نیز برای خودداری از پیگیری و اطلاعرسانی، تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارند.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکومیت بازداشت غیر قانونی مستوره نریمانی خواهان آزادی ایشان و سایر معلمان بازداشتی است.
*بیخبری مطلق از وضعیت نیوشا نخعی و مونا نخعی طی ۲۶ روز گذشته
نیوشا و مونا نخعی دو خواهر ساکن تهران، بامداد پنجشنبه ۲۵ دیماه ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۲، توسط نیروهای امنیتی و بدون ارائه حکم قضایی در منزل خود بازداشت شدهاند.
تا لحظهی تنظیم این گزارش، هیچ نهاد امنیتی و قضایی، گزارشی از محل نگهداری یا سلامت آنان نداده است.
رسانهای شدن نام فرد بازداشتی، نخستین کمک به آنان است. اعلام وضعیت فرد (بهرهمندی از تماس، عدم تماس، جزئیات پرونده و یا اعلام بیخبری مطلق) دست ظابطین پرونده را در اعمال شکنجه، ناپدیدسازی قهری و پروندهسازیهای سنگین، کوتاه میکند. صدایشان باشیم.
منبع:کانال بیدارزنی
*دوشنبه ۲۰ بهمن ماه: گزارش ۳۸امین روز بازداشت #مجید_جمشیدزاده، دانشجوی طراحی صنعتی دانشگاه علموصنعت
بنابر اطلاع کارگروه دفاع از حقوق دانشجویان دانشگاه علموصنعت، یکی از جلسات دادگاه مجید جمشیدزاده در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و بدون حضور وکیل برگزار شده است. همچنین در جلسه تفهیم اتهام، اتهامهای «اجتماع و تبانی» و «برهم زدن نظم عمومی» به وی نسبت داده شده است و با وجود این موضوع، تاکنون از پذیرش وکیل یا قبول وثیقه خودداری شده است.
صدای مجید جمشیدزاده باشیم.
*دانشجویان متحد:
1- 50جسد ناشناس زنان معترض تهرانی در کهریزک
انجمن علمی دانشجویی جامعهشناسی دانشگاه تربیتمدرس، گزارشی میدانی از اجساد ناشناس زنان معترض در کهریزک منتشر کرده است. بنا بر این گزارش، هنوز پنجاه جسد ناشناس زنان معترض تهرانی در کهریزک تهران وجود دارد.
در بخشی از این گزارش آمده است:
«وقتی کشتهشدگان را به عدد و آمار تبدیل میکنیم، مقدمات فراموشی و نشناختن آنها را فراهم کردهایم. درحالی که با شناخت آنها میتوانیم مطالبات فراگیر را بشناسیم و به وحدت متکثری از چشماندازها برسیم. جسد ناشناس مهمترین راویست که میان تحویل زندگی ما به اعداد، همچنان عدد نشده است.»
2- احسان جعفری به قتل رسید
بنا بر گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، جاویدنام احسان جعفری، دانشجوی میکروبیولوژی دانشگاه آزاد کرمان، روز جمعه ۱۹ دی ماه بر اثر اصابت گلوله جنگی توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی زخمی میشود و به کما میرود. او پس از حدود یک ماه، جان خود را از دست میدهد.
3- هما تیموری بازداشت شد
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، هما تیموری فارغالتحصیل کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس با یورش نیروهای سرکوب به خانهاش در تهران بازداشت شد.
4- سیروس ستارنژاد بازداشت شد
سیروس ستارنژاد، دانشجوی دکتری ادبیات حماسی دانشگاه شیراز، مدرس کنکور و ساکن کرج، در روز ۱۷ دیماه توسط نیروهای سرکوب بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، در تاریخ ۱۷ دیماه که زمان دفاع از طرح رساله او بوده است، وی در جلسه مجازی حاضر نمیشود. پس از آن مشخص میشود که او بازداشت شده و در زندان فشافویه نگهداری میشود.
5- عرفان عربی بازداشت شد
بر اساسگزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، عرفان عربی دانشجوی ۲۰ ساله مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بیرجند، پس از احضار به اداره اطلاعات به اتهامهای «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت شده است.
دستگاه های الکترونیکی این دانشجو نیز پس از بازداشت ضبط شده است. گفتنی است که او عضو تیم توسعه دهنده سیستمعامل پارچ لینوکس و از دغدغهمندان آزادی نرمافزار در ایران است.
6- تفهیم اتهام دانشجویان حقوق در کرمان
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، امیرمحمد سرحدی، دانشجوی حقوق دانشگاه باهنر کرمان، در حال حاضر در بازداشت موقت بهسر میبرد.
همچنین محمد محمدیان، دانشجوی حقوق دانشگاه آزاد کرمان و علی گیلانی، دانشجوی حقوق دانشگاه باهنر کرمان، به «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور» متهم شدهاند.
شهروند دیگری که در همین پرونده حضور دارد اما تصویری از او در دست نیست، پوریا میرزایی است که با اتهام «افساد فیالارض» مواجه شده است.
از شهروندان درخواست میکنیم اگر تصویری از پوریا میرزایی در اختیار دارند، برای ما ارسال کنند.
7- نگرانی از وضعیت علی طاهریکیا و تداوم ۳۷ روز بازداشت
بر اساس گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، دادگاه علی طاهریکیا (https://t.me/anjmotahed/8426) اخیراً برگزار شده است. این جلسه که کمتر از ۱۰ دقیقه به طول انجامیده، با انتساب اتهام «اجتماع و تبانی» به وی همراه بوده و در نهایت، حکم دو سال حبس برای او صادر شده است.
تشکلهای دانشجویی و شورای صنفی دانشکدگان هنرهای زیبا دانشگاه تهران در بیانیهای اعلام کردهاند که علی طاهریکیا در محوطه خوابگاه و بهدور از تجمعات بازداشت شده و بدون ارائه دلایل موجه در بازداشت به سر میبرد. همچنین در این بیانیه بر عدم ارائه مستندات و ادله کافی در دادگاه وی تأکید شده است.
*بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه درباره کشتار و بازداشت کارگران معترض
پیرو بیانیههای پیشین سندیکای کارگران شرکت واحد در رابطه با قتلعام و سرکوب وحشیانه اعتراضات دیماه که در روزهای ۱۸ و ۱۹ به اوج خود رسید، و با توجه به هفتهها قطع اینترنت و محدودیتهای گسترده ارتباطی، بهتدریج اخبار مربوط به جانباختن صدها کارگر که در این اعتراضات شرکت داشتند در دسترس عموم قرار میگیرد. همچنین بنا به گزارشهای منتشرشده، بسیاری از کارگران عسلویه که قصد اعتصاب داشتند بهصورت جمعی بازداشت شده و در سولههای همان شرکت در بازداشت نگهداری میشوند.
در این روزها، خیابانهای کشور شاهد صحنههایی بود که هیچ انسانی هرگز فراموش نخواهد کرد: در میان هزاران نوجوان و جوان معترض جانباخته، صدها کارگر نیز که برای نان، برای زندهماندن و برای رهایی از فقر، تحقیر و خفقان به خیابان آمده بودند، با گلوله پاسخ گرفتند. کارگرانی که سالها بار اقتصاد این کشور را بر دوش کشیدهاند؛ کارگرانی که در کارخانهها و کارگاهها و بیابانها، از گرمای عسلویه در جنوب تا سرمای استخوانسوز مناطق سردسیر، در تاریکی معادن، در میدانهای میوه و ترهبار، و در جادهها، بیمارستانها و مدارس در سختترین شرایط کار کردهاند، امروز یا زیر خاکاند یا محبوس در بازداشتگاههایی که حتی نام و نشانشان اعلام نمیشود.
کارگری که برای نان فریاد میزند، کارگری که از فقر به ستوه آمده و حقش را میخواهد، نه مجرم است و نه تهدید. هیچ جامعهای با گلوله بر دهان کارگران و جوانان به آرامش و ثبات نرسیده است؛ خشونت تنها صدای اعتراض را بلندتر کرده است. این کشتار جمعی، که هنوز ابعاد هولناک آن بهطور کامل روشن نشده است، زخمی است بر پیکر تمام طبقه کارگر؛ طبقهای که در تمام دهههای گذشته، با وجود سرکوب بیامان، پرچم عدالتخواهی و آزادگی را زمین نگذاشته است.
در برابر این وضعیت دردناک و سرکوب گستردهای که کارگران و مردم معترض با آن روبهرو شدهاند، سندیکای کارگران شرکت واحد بار دیگر اعلام میکند:
• کشتار کارگران و معترضان، جنایتی نابخشودنی است که هیچگونه توجیهی ندارد.
• بازداشت کارگران، تلاشی آشکار برای خاموشکردن صدای گرسنگی و اعتراض است.
• مسئولیت جان تکتک بازداشتشدگان بر عهده نهادهایی است که آنان را بیخبر از خانوادهها ربوده و در بازداشت نگه داشتهاند.
• خانوادههای بازداشتشدگان حق دارند از وضعیت عزیزان خود آگاه شوند و هیچ نهادی حق پنهانکاری در این زمینه را ندارد.
• باید فهرست اسامی جانباختگان و بازداشتشدگان بهطور شفاف اعلام و وضعیت آنان مشخص شود.
• کارگران و دیگر معترضان بازداشتشده در سراسر کشور باید فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند.
سندیکای کارگران شرکت واحد، همصدا با مردم بهستوهآمده، خواهان شفافیت کامل درباره وضعیت تمامی بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، دسترسی خانوادهها به آنان، و پایان فوری سرکوب و خشونت علیه کارگران و مردم معترض است.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
آمران و عاملان این جنایات باید در دادگاههای عادلانه و علنی محاکمه شوند.
عدالت و آزادی و برابری حق مردم ایران است.
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۰ بهمن ۱۴۰۴