فاجعه جاری در روژاوا، عاقبت سیاست همکاری با آمریکا
امروز مردم جهان شاهد جنگی خانمانسوز در مناطق خودگردان کردستان سوریه معروف به روژاوا هستند. این جنگ پس از آن صورت گرفت که محمد الجولانی، تروریست بنیادگرای اسلامی، توسط امپریالیسم آمریکا و با دخالت دولت ترکیه حکومت را در سوریه به دست گرفت و خواستار ادغام نیروهای یگانهای مدافع خلق، بازوی نظامی دفاع مناطق خودگردان در ارتش و نیروهای مسلح سوریه گردید. اگر چه مظلوم عبدی در مقام فرمانده یگانهای مدافع خلق در "روژاوا" در همین زمینه توافقنامهای را با دولت الجولانی امضاء کرد اما ارتش سوریه تحت فرمان الجولانی از آنجا که قصدش پایان دادن به حکومت خودگردان کردها بود -امری که دولت ترکیه رسما خواستار آن می باشد-دست به حمله علیه خلق کرد در این منطقه زد. این ارتش درحال حاضر به قیمت کشتار مردم و تحمیل مصیبتهای زیاد به آنان بخشهائی از منطقه خودگردان را تصرف نموده است. این تعرض جنایتکارانه به روژاوا و محاصره و کشتار توده های تحت ستم کرد که از سوی سگ زنجیری جدید آمریکا یعنی حکومت جولانی در سوریه با همکاری رژیم ضد خلقی و کرد کُش اردوغان و با چراغ سبز و آگاهی کامل امپریالیسم آمریکا سازمان یافته، از طرف تمام انسانهای آزادیخواه و نیروهای انقلابی محکوم است.
قبل از روی کار آمدن دولت جدید، حدود یک چهارم قلمرو کشور و تمام میادین اصلی نفتی با حمایت آمریکا در اختیار حکومت خودگردان در کردستان سوریه قرار داشت که اکنون این مناطق اکثرا به کنترل دولت مرکزی درآمده است.
در حال حاضر بخشهائی از نیروهای نظامی و یگانهای مدافع خلق که علیه توافق نامه امضاء شده توسط مظلوم عبدی و الجولانی بوده و حاضر به تسلیم در مقابل حکومت تروریستی الجولانی نیستند در مقابل حملات ارتش مقاومت میکنند. هم اکنون شهر کوبانی که بیش از ۵۰۰ هزار نفر در آن زندگی میکنند توسط ارتش سوریه و ترکیه در محاصره سنگین و همه جانبه قرار گرفته است. در این وضعیت با توجه به این که مردم از همه مناطق کردستان آواره شده اند در شرایط بسیار دشواری قرار دارند. سیل آوارگان از مناطق دیگر به کوبانی سرازیر شده است و با این که 70 مکان برای اسکان آنها فراهم آمده اما این مکانها گنجایش پذیرش این تعداد از آوارگان را ندارند.
برای درک چرائی جنگی که هم اکنون علیرغم چند آتش بس همچنان در منطقه کردستان سوربه جریان دارد لازم است کمی به عقب برگردیم و به طور مختصر با تاریخی که مردم دلیر و مبارز در این منطقه از سرگذراندهاند آشنا شویم.
در بهار سال ۲۰۱۱ پس از آن که مردم سوریه برای سرنگونی حکومت حاکم که بشار اسد در رأس آن قرار داشت دست به انقلاب زدند و پس از آن که گروههای تروریستی اسلامی که عمدتاً توسط امپریالیسم آمریکا سازمان داده شده بودند نیز وارد صحنه مبارزه علیه حکومت بشار اسد شدند و با شروع درگیریها در این کشور که مقدمات جنگ و درگیریهای خونین تا کنونی در سوریه و علیه مردم خسته و آواره و دربدر سوریه شده است، حکومت بشار اسد که میدید قادر به جنگ در چند جبهه با نیروهای مختلف نیست برای حفاظت از خود دست به این تاکتیک زد که مناطق کردنشین را به نیروهای سیاسی آن منطقه واگذار نماید و به این ترتیب از مبارزه کردها علیه خود جلوگیری کند؛ به خصوص که مبارزات مردم در مناطق کرد نشین علیه رژیم حاکم با شدت جریان داشت و برجسته تر از بقیه مناطق و استانها دیگر در سوریه بود.
در سال ۲۰۱۳ که بحران های سوریه اوج گرفت، داعش که مقر خلافت ان در عراق بود به سوریه وارد شد و مقر خلافت خود را به "رقه" در سوریه منتقل کرد، نام خلافت اسلامی را دولت اسلامی عراق و شام نهاد که مخففش همان داعش است ، علاوه بر داعش جبهه النصره هم به عنوان یک گروه اسلام گرای افراطی و تبهکار که یک گروه نیابتی دیگر امریکا و غرب و تحت حمایت مستقیم دولت فاشیست ترکیه بود به رهبری محمد الجولانی در کنار داعش سر و کله اش پیدا شد. البته جریانات تروریستی دیگری هم در سوریه برای ایجاد بحران در آن کشور حضور داشتند.
کردها در سوریه به دلیل محرومیت از حقوق سیاسی و اجتماعی و ستم چند گانه و با توجه به داشتن تشکیلات حزبی و حمایت و مشاوره های پ ک ک در ترکیه، وقتی به حال خود رها شدند فرصت را غنمیت شمرده و دولت خودگردان و یا خودمدیریتی در مناطق کردنشین در سوریه تشکیل دادند. این منطقه به چند واحد سیاسی و بنام کانتون تقسیم شدو به این ترتیب کانتون کوبانی و کانتون جزیره و کانتون عفرین به وجود آمدند آنها به اداره منطقه خودگردان پرداختند. جمعیت کرد با درگیریهای داخلی و آوارگی و پراکندگی که از سر گذرانده بودند بیشتر هم شد. مثلاً در استانهای دیروالزور ، حسکه ، حلب ، رقه جمعیت افزایش یافت. جمعیت این منطقه ۱۹ تا ۲۰ در صد جمعیت ۲۱ میلیونی سوریه میباشد که جمعیت چشمگیری است.
حزب اتحاد دمکراتیک یا همان پ.ی.د (y p d) در سال ۲۰۱۱ با شروع انقلاب مردم در سوریه تشکیل شد. یگانهای مدافع خلق شاخه نظامی این حزب است که به ی.پ.گ(y p g) معروف است که به صورت سازمان یافته در سال ۲۰۱۱ با شروع درگیریهای مسلحانه به دفاع از خودگردانی پرداخت. حزب اتحاد دمکراتیک سابقه دیرینه تری در سوریه دارد و در کارنامه آن فعالیت های نظامی هر چند کوچک، تقریبا در سالهای بعد از ۲۰۰۰ وجود دارد.
این را هم اضاف کنم که در صفوف یگانهای مدافع خلق، خلق های دیگر سوریه هم حضور داشتند مثل مسیحیان سریانی، اسوری، ارمنی و حتی دروزی. یعنی این یگانها فقط از کردها تشکیل نشده بود چون در زمان تشکیل حالت دفاع مردمی داشتند و هر کس مایل به دفاع در مقابل تروریستهای داعش و غیره بود میتوانست دواطلبانه به انها بپیوندد و انها هم می پذیرفتند و مخالفتی نداشتند.
این نیروی مدافع خلق پس از آن که رسما تشکیلات خود را اعلام کرد ، هدفش را مبارزه با گروه های تروریستی اسلامی و دفاع از مناطق خودگردان و رژاوا اعلام کرد. در زمان درگیریها، جانانه جنگیدند و در بعضی مناطق موفق شدند نیروهای نظامی سوریه را وادار به عقب نشینی کنند.
در سپتامبر 2014 که داعش به منظور تصرف کوبانی به این منطقه حمله کرد، مردم این شهر در مقابل داعش به نبردی تاریخی دست زدند، به طوری که زن و مرد و حتی بچه های ۱۲ ساله انها سلاح دست گرفتند و به دفاع از شهر کوبانی پرداختند.
مبارزه مردم دلیر کوبانی علیه داعش در حالی صورت گرفت که مسعود بارزانی مسئول اقلیم کردستان عراق، مرز خود با سوریه را بست و اجازه کمک رسانی به جنگجویان کوبانی را نداد.
کوبانی در دو کیلومتری مرز ترکیه قرار دارد. ترکیه که داعش را مورد حمایت خود داشت راههای کمک رسانی به کوبانی را بست به طوری که در ابتدا بین برخی از نیروهای پ.ک.ک که خواهان عبور از مرز و رفتن به کوبانی بودند با نیروهای نظامی ترکیه درگیری به وجود آمد. اما مدتی بعد ترکیه مرز با کوبانی را باز گذاشت و نیروی زیادی از پ.ک.ک برای پیوستن به مبارزین کوبانی وارد این شهر شدند. این نکته بسیار مهمی در رابطه با عملکرد ترکیه میباشد که پیرو سیاست آمریکا بوده و هست.
مردم جهان در حالی شاهد قهرمانیهای زن و مرد و کودک کوبانی در مقابل داعش بودند که یک ماه قبل از آن در ماه اوت در جریان جنایات فجیع داعش در سنجار (شنگال) و اقدام به فاجعه نسلکشی مردم ایزدی در این منطقه بودند. در آن زمان داعش از جنایات خود سند هم تهیه میکرد و عکسها و ویدئوهائی از سربریدنها و اشکال دیگر جنایاتش را در سطح جهان منتشر میکرد. بر مبنای آگاهی از چنین پیشینهای از داعش بود که همه نیروهای انقلابی و آزادیخواه مقاومت و ایستادگی مردم مبارز کوبانی در مقابل داعش دست ساز امپریالیسم آمریکا را ستودند.
بنا به شواهد و مدارک بسیاری که امروز وجود دارد و البته ان زمان هم همه مردم اگاه جهان میدانستند که داعش ساخته دست آمریکاست که البته همکاری سرویس های اطلاعاتی غرب را هم با خود دارد. امریکا در همان نبرد کوبانی کوله پشتیهای پر از دلار و برخی نیازمندیهای دیگر را با هلی کویتر در مناطقی که دست داعش بود بر سرشان میریخت. امپریالیسم آمریکا که به هر طریقی در تقویت داعش میکوشید وقتی هم موضوع افشاء میشد اعلام میکرد که اشتباه صورت گرفته و مثلاً گویا دلارها را برای داعش نفرستاده بود.
واقعیت این است که سوریه گرهگاه تضاد امپریالیسم آمریکا با امپریالیسم روسیه بود. آمریکا خواهان سرنگونی حکومت بشار اسد و شکل دادن به حکومت دلخواه خود بود و روسیه در ضدیت با آمریکا جهت حفظ مصالح خود از بشار اسد پشتیبانی میکرد.
مدتی بعد از مقاومت جانانه زنان و مردان کوبانی در مقابل حملات داعش در روزهایی که امریکا میدید داعش در کوبانی در حال زمینگیر شدن است و قدرت پیش روی خودش را از دست میدهد در کوبانی در نقش ناجی وارد عمل شد. در این مقطع آمریکا دست به یکی دو حمله هوایی در آن مناطق زد که در عمل زیر ساختهای شهر کوبانی را تخریب کرد بدون اینکه لطمهای به نور چشمیهایش (داعش) وارد کند. در تداوم بحران سوریه و بعد از نبرد قهرمانانه کوبانی، امپریالیسم آمریکا دست همکاری به سوی نیروی سازماندهی شده و منسجم کردها در سوریه دراز نمود . این نیروی نظامی پس از وارد شدن به سیاست همکاری با آمریکا، به تدریج به پیاده نظام این قدرت بدل شد و وظایفی بر عهده گرفت که تامین کننده سیاست امپریالیسم آمریکا در سوریه بود.
در حقیقت در مناطق کردنشین سوریه یک دولت محلی با هویت کردی بر سر کار آمده بود. این دولت نهادهای امنیتی و اقتصادی و اداری را در دست داشت و کنترل برخی منابع حیاتی کشور سوریه مثل نفت و گاز که در این منطقه قرار دارد در دست دولت محلی کرد بود. این دولت همچنین گذرگاههای مهم مرزی را با سرکردگی خودش اداره میکرد.
در نبرد کوبانی و درگیریها در مناطق دیگر، کردهای سوریه بنا به آمار خودشان بیش از ۵۰ هزار کشته داده بودند. آنها قهرمانانه با داعش جنگیده و اعتبارسیاسی بزرگی بدست أورده بودند. اما رهبران و سرکردگان دولت محلی با اعتماد به آمریکا خود را در دامن این امپریالیسم که نه فقط دشمن خلقهای منطقه بلکه دشمن همه مردم جهان است، انداختند. تصورشان آن بود که با تکیه بر ایالات متحده آمریکا میتوانند به یک خودگردانی دائم برسند. اما آنها با چنین عملکردی در حقیقت درد و رنج و دست آوردهای مبارزاتی مردم کرد در این منطقه را در سینی طلا دو دستی به آمریکا تقدیم کردند.
بنابراین، آمریکا امکان غارت منابع و ثروتهای مردم تحت ستم این منطقه را یافت. این در حالی بود که یکی از وظایف دولت خودگردان نگهبانی از چند زندان و اردوگاههایی گشت که داعشیان و خانواده انها در آنجا بودند. مبارزین کرد کار نگهبانی را انجام میدادند و تبدیل به زندانبانان خوبی از نیروهای دستپرورده آمریکا شدند.
آیا با در نظر گرفتن همه دشواری شرایط و خطراتی که رزمندگان کرد با آن مواجه بودند سازش با آمریکا تنها گزینه برای دولت خودگردان و سرکردگان آن بود؟ پاسخ به این سئوال منفی است. در صورتی که یک رهبری کمونیستی بر سر مردم کرد در سوریه وجود داشت این رهبری با پیوند زدن مبارزات تودههای کرد با دیگر تودههای سوربه راه دیگری در پیش میگرفت. در شرایطی که مردم سراسر سوریه به پا خاسته و دست به انقلاب زده بودند این رهبری کمونیستی میتوانست با روشهای مناسب اقدام به سازماندهی مسلح آن تودهها بنماید و سعی کند انقلاب مردم در کل سوریه را به پیش ببرد. با چنین اقدامات انقلابی چه بسا که کردها میتوانستند از تضاد بین آمریکا و روسیه در سوربه به نفع خود و دیگر تودههای تحت ستم سوریه استفاده کنند. اما ناسیونالیسم غالب بر رهبران و سرکردگان کرد در این منطقه باعث شد که آنها سرنوشت خلق کرد را از سرنوشت بقیه تودههای تحت ستم سوریه جدا دانسته و برای رهائی، خود را در خدمت امپریالیسم آمریکا قرار دهند.
با سقوط بشار اسد و با سر کار آوردن ابو محمدجولانی (احمد حسین الشرع) به واقع حاکمیت داعش بر سوریه برقرار شد، آمریکا دیگر به شبهنظامیان کرد نیازی نداشت و وظایفی که کردها تا کنون بر عهده داشتند تمام شده بود. اتفاقات پیش آمده در سوریه در چند ماه گذاشته نشان میدهد که رهبران کرد با الجولانی چند دور مذاکره داشته اند تا شاید بتوانند خواستههایشان را به دولت تازه روی کار آمده قبولانده و خودگردانی را حفظ کنند.
مظلوم عبدی هم بعنوان فرمانده یگانهای مدافع خلق توافقنامهای را با دولت الجولانی امضاء کرد، توافقنامهای که به اعتقاد آگاهان به مسائل حقوقی و سیاسی بند بند آن پر از ابهام حقوقی و امنیتی است. به واقع در این توافقنامه در عمل هیچ حق و حقوق واقعی برای خلق کرد در نظر گرفته نشده است. این امر باعث شد که بسیاری از مردم مبارزه و آگاه به حق و حقوقی که برای آن سالها جنگیده و خون دادهاند حاضر به پذیرش توافقنامه مظلوم عبدی با جولانی نیستند.
در آن توافق نامه بر یکپارچگی ارضی در سوریه و بر وجود یک کشور و یک ارتش تاکید شده و گفته شده است که دولت سوریه هیچ گونه ساختار موازی را نمی پذیرد. بر اساس توافقنامه مذکور قرار بود که یگانهای مدافع خلق در ارتش سوریه ادغام شوند و اداره مناطق خودگردان با مشارکت ارتش و دولت مرکزی ادامه پیدا کند. حتی این امر که فرماندهی این نیروی مسلح قرار بود به کدام هویت داده شود کُرد یا عرب نیز مشخص نشده بود .
در قدم اول برای نشان دادن حسن نیت آقای مظلوم کوبانی نسبت به امریکا و تروریستهای جبهه النصره، از تیپهای نظامی تحت فرمان نیروهای دمکراتیک که گفته میشود بین ۹۰ هزار تا ۱۰۰ هزار میباشند نزدیک به ۲۰ هزار آنها که سربازان بدون رده و درجه بودند در ارتش به اصطلاح ملی سوریه ادغام شدند.
البته دولت سوریه به عقد توافقنامه با فرمانده یگانهای مدافع خلق بسنده نکرد و حدود یک ماه پیش ارتش تحت فرمان الجولانی مناطق خودگردان در شهر حلب را مورد حمله قرار داد، آب و برق را قطع کرد و شرایط جنگیای به وجود آورد که مردم ستمدیده اسباب و وسایلشان را جمع کرده و روانه مناطق امنتری شدند.
در بین نیروهای نظامی و یگانهای مدافع خلق هستند رزمندگانی که به توافق مذکور معتقد نبوده و نسبت به آن اعتراض داشتند. اینان وقتی که دیدند برق و آبشان قطع شده و ارتش در حال پیشروی بطرف منطقه خودگردان است دست به تخریب چند پل ارتباطی زدند تا از دسترسی ارتش سوریه به خانوادهها و نیروهای در حال فرار جلوگیری کنند. به واقع یک جنگ تمام عیار بین آنها آغاز شد و دولت الجولانی هم مقاومت این رزمندگان و اقدام آنها در مقابل ارتش خود را شورش علیه حاکمیت ملی خواند. این وضع پیش درامد موقعیت کنونی بود که در آن قرار داریم.
دولت الجولانی حمله به منطقه خودگردان را در شرایطی سازمان داد که مظلوم عبدی توافق نامه مورد درخواست آنها را امضاء کرده بود و بر اساس این توافقنامه نباید محاصره و جنگی دوباره روی میداد.
در ابتدای درگیریها، امریکا سعی کرد نقش میانجی را ایفاء کند. به کمک مظلوم عبدی و فریب مردم خسته و جنگ دیده و قربانی داده و هر روز آواره از منطقه ای به منطقه دیگر، برای چند روز آتش بس اعلام میشود. آتش بس دوباره تمدید میشود. در این میان ترکیه با هر نوع خودمختاری و یا برخورداری خلق کرد سوریه از هر حقی حتی اگر در سطح بسیار نازلی هم باشد به شدت مخالفت میکند. به واقع ترکیه امروز یکی از تصمیم گیرندگان در سوریه به نفع حکومت الجولانی نورچشم آمریکا میباشد.
نیروهای مسلح در چند سالی که توانستند منطقه خودگردان را حفط کرده و مدیریت و اداره مناطق وسیعی را بدست خود داشته باشند، از حمایت آمریکا برخوردار بودند. میدانهای نفتی شرق فرات که تحت فرماندهی آمریکا دست کردها بود، منبع درآمد آنها بود. امروز باز گرداندن این منابع و تاسیسات شرط اصلی توافق بین دولت الجولانی و رهبری کردهاست و در حال حاضر مردم در بیشتر مناطق و در تمام زمینهها با کمبود روبرو هستند، از کشاورزی گرفته، تا آبیاری، حمل و نقل و گازوئیل و غیره. اکنون مردم در کردستان سوریه به خوبی میبینند که در معادلات قدرت های منطقه قربانی اعتماد به آمریکا و تبعیت از سیاستهای این امپریالیسم شدهاند.
در حال حاضر (این خبر و اطلاعیه مربوط به اخر دی ماه است) ارتش تحریرالشام همراه با دولت ترکیه گذرگاهی به نام "مرشدپنار" را به تصرف در آورده و از این طریق راههای مواصلاتی به کوبانی را بسته و این شهر را به محاصره خود در آوردهاند تا مردم کوبانی را وادار به تسلیم کنند.
در بیانیهای که اخیراً توسط کانونهای وکلای دادگستری در شهرهای مختلف کردستان سوریه منتشر شده آمده است که بحران انسانی در کوبانی به سطحی بحرانی رسیده و بیشترین آسیب متوجه زنان، کودکان، سالمندان، بیماران و غیرنظامیان است. به گفته این نهادهای حقوقی، دسترسی مردم کوبانی به نیازهای اولیه از جمله غذا، خدمات درمانی و سرپناه بهشدت محدود شده و حق حیات غیرنظامیان با تهدیدی جدی روبهروست. کانونهای وکلا تأکید کردند که بسته ماندن گذرگاه مرزی "مرشدپنار" و جلوگیری از ورود کمکهای بشردوستانه، نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بینالمللی است.
در روز جمعه 10 بهمن این خبر منتشر شد که نیروهای دمکراتیک کرد سوریه با انتشار بیانیه ای رسمی اعلام کردند که به یک توافق جامع برای توقف کامل درگیریها دست یافتهاند. نخستین گام اجرایی این توافق عقب نشینی نیروهای شبه نظامی کرد و اجازه ورود ارتش سوریه و تحریر الشام جولانی به شمال شرق سوریه می باشد. واضح است که اگر به این توافق نامه عمل شود معنی آن پایان یافتن ساختارهای خودگردانی در کردستان سوریه و از بین رفتن ۱۴ سال تلاش و خون بهای مردم و جوانان دلیر و جنگجوی کرد برای دستیابی به رفاه و آزادی خواهد بود.
ف-فیروزه
12 بهمن 1404