درنگی بر خیزش ِ دی ماه3
( هرکسی از ظن ِ خود شد یار ِ من)
دو نفر به راهی می رفتند، در میانه ی راه کسی به آنها پیوست و پرسید: راستی ما سه نفر کجا می رویم؟ یکی از آن دو نفر گفت ما داریم به مهمانی می رویم، و خودمان طفیلی ِ دیگران هستیم. آن شخص گفت: خوب، اگر پرسیدند من کیستم و با شما چه نسبتی دارم بگویید ایشان هم رفیق ِ ما، قفیلی هستند! این مثال را آوردم نه به قصد ِ اهانت به کسی بلکه برای تفهیم ِ یک واقعییت ِ هم اکنون رایج در خیزش ِ دموکراسی خواهانه ی شهروندان ِ ایرانی و رابطه ی از راه ِ دور ِ خود قییم پنداران این شهروندان .
چند دهه ای است که شهروندان ِ ایرانی در حال ِ مبارزه برای گذار از استبداد به دموکراسی و برقراری ِ آزادی های سیاسی یی هستند که تا کنون ِ تاریخی هیچگاه آن را به تمام و کمال تجربه نکرده اند. هرگاه هم که خیزش و قیامی صورت گرفته، آن خیزش و قیام لوطی خور شده و فقط کام ِ مهمانان ِ ناخوانده را شیرین کرده است. آخرین بار ِلوطی خور شدن ِ قیام ِعمومی ِ شهروندان ِ ایران نصیب ِ ملاها و آیت الله های « همیشه در صحنه ی» مفت خوری و «حاجی ما هم شریک» گوی قیام ها و جنبش های این چنینی در 1357 شد که نزدیک به نیم قرن است از مزایای این نا لوطی گری بهره مند اند و خود ِ قیام کننده گان نه تنها از مزایای آن بهره مند نشده اند بلکه هربار که خواستند به ملاها یاد آوری کنند که با چه هدفی رژیم ِ پیشین را سرنگون کرده اند، خودشان این بار به دست ِ و با سلاح ِ ملاها قتل ِ عام شدنده اند.مثل ِ همین قیام ِدی ماه که طبق ِ برآوردها بیش از سی هزار کشته و هزاران معلول ِ جسمی و چشمی با گلوله های ساچمه ای به جا گذاشته است. جالب است که چه در قیام( خیزش) ِ 57 و چه در قیام های بعدی، هیچ کدام از مهمانان ِ ناخوانده و دعوت نشده به «جشن ِ ساچمه خوران » ، همسویی و همنظری با هدف ِ قیام کننده گان و مطالبه ی آنان یعنی دموکراسی و آزادی های سیاسی نداشته اند و قصد ِ شان از مشارکت ِ لفظی در این خیزش ها تصاحب ِ قدرت ِ سیاسی به نام و به کام ِ خود بوده است.
طرف، نزدیک به پنجاه سال یعنی نیم قرن است که نان و نمک ِ دموکراسی خورده و از تمام ِمزایای سیاسی، اقتصادی و معیشتی ِ آن بهره مند شده ،حالا که نوبت به جامعه ی محروم ازاین مزایای تاریخی رسیده می گوید برای دموکراسی، یعنی آنچه خود درغرب دارد، تلاش نکنید که بوی گند گرفته است. یعنی هنوز به قدرت نرسیده، دقیقن و مصداقن همان حرف ِ خمینی را می زند که گفت : اقتصاد( و دموکراسی ِ غرب) مال ِ خر است. در واقع، به یک معنا به شرطی که به آن جاندار ِ زحمت کش اهانت تلقی نشود ، و خود ِ حاکمان ِ سرکوبگر و غارت گر را در نظر بگیریم که از آن مزایا بیش از استحقاق ِ شان برخوردار بوده و شده اند، خمینی حرف ِ درستی زده است! چرا که، این خود ِ آخوندهای عمرن حاضر و آماده خور از سفره های تلاش و خیزش ِ این جامعه بوده و هستند که از تمام ِ مزایای اقتصادی و سیاسی ِ قیام ها و به ویژه قیام ِ 57 برخوردار بوده و مصداق ِ توصیف ِ خمینی شده اند و نه شهروندان ِدموکراسی خواه و حق طلب ِجامعه ی محروم از این مزایا.
عالی جناب! هرکه هستی و هر هدفی غیر از دموکراسی داری، و می خواهی تشریف بیاوری ایران،پنجاه سال تحمل کردی،چند ماه ِ دیگر هم تحمل کن! بعد از سرنگونی ِ رژیم ِ استبدادی ِ ولایتی خلافتی که تو آن را سرمایه داری ِ لیبرال می نامی تا قدرت طلبی ِ انحصار طلبانه و تمامییت خواهانه ات را توجیه نمایی، تشریف بیاور. قدم ات روی نعش ِ حاکمان ِ به زباله دان ِ تاریخ سقوط کرده! اما اجازه دهید ما تاکنون محرومان از دموکراسی و آزادی های سیاسی ،خودمان یک جامعه و حکومت ِ دموکراتیک با همان مصالح ِ مادی–مناسباتی و اقتصادی معیشتی ِ درخور ِ انسان های معاصر نظیر ِآنچه شما در غرب دارید بسازیم و از آن بهره مند شویم، آنگاه شما تشریف بیاورید. ضمن ِ آنکه اجازه دهید پرچم ِ این جامعه ی از استبداد ِ سیاسی و اجبارهای اسلامی رها شده را خود ِ شهروندان با یک نماد ِ جهان وطن گرایانه انتخاب کنند و بر بالای بام ِ خانه های شان به اهتزاز در بیاورند، و نه پرچم های رنگ و رو رفته و تاریخن بی اعتبار شده ی شما را!