هیاهوی شاهپرستان و رهبرشان رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ!
نشست سالانه مونیخ امسال هم همچون سالهای پیش در هتل بایریشرهوف برگزار شد. در سالهای اخیر دو بار این نشست برای ایران اهمیت بیشتری داشته است؛ یکی پس از اعتراضات جنبش مهسا(ژینا) امنیی و دیگری نشست امسال که پس از وقایع تلخ دیماه بوده است.
در جهانی که برگزارکنندگان این کنفرانس از آن با عنوان «وضعیت اضطراری استثنایی» یاد میکنند، این نشست عملا نقش سیگنالهای امنیتی بینالمللی را بازی میکند. به بیان دیگر این کنفرانس برای اهالی سیاست جایی است که تهدیدها بازتعریف و گزینههای نظامی بررسی میشوند.
لازم به ذکر است که کنفرانس امنیتی مونیخ که بهعنوان «داووسِ دفاعی» شناخته میشود، مهمترین مجمع غیررسمی جهان برای بحث درباره سیاستهای امنیتی بینالمللی است. کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶، از روز جمعه ۱۳ فوریه برابر با ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ آغاز شد و تا یکشنبه ۱۵ فوریه ادامه داشت.
به گزارش بیبیسی، کنفرانس امنیتی مونیخ با حضور حدود پنجاه نفر از سران دولتها و کشورها آغاز شده است که در طول اجلاس در نشستها، دیدارهای دوجانبه و جلسات پرسش و پاسخ شرکت میکنند و با رسانهها گفتوگو خواهند کرد.
***
کنفرانس امنیتی مونیخ؛ کنفرانسی است که توسط بخش خصوصی اداره میشود و در زمینه سیاستهای امنیت جهانی فعالیت میکند. این همایش هر ساله در ماه فوریه و در هتل بایریشرهوف در شهر مونیخ آلمان برگزار میشود. نکته قابل تامل در مورد این کنفرانس آن است که در آن تصمیمی گرفته نمیشود و مقامات سیاسی حاضر صرفا به اظهار نظر، رایزنی و دیدارهای سیاسی میپردازند.
در کنفرانس امنیتی مونیخ هر سال بهطور ویژه به یک موضوع مهم امنیت بینالمللی پرداخته میشود. اکنون کنفرانس مونیخ به یکی از مجامع بینالمللی مهم در عرصه امنیت جهانی تبدیل شده است و به دلیل تشابه کمی و کیفی و بازتابهای آن با مجمع جهانی اقتصاد، به داوس امنیتی نیز شهرت دارد.
در این گردهمایی، سیاستمداران متخصص در امور امنیتی(معمولا وزیران امور خارجه و دفاع)، نظامیان کارشناس امور بینالمللی و نیز برخی از صاحبان صنایع تسلیحاتی از کشورهای مختلف جهان به بحث و بررسی در خصوص مسائل امنیت جهانی میپردازند. هزینههای این کنفرانس توسط وزارت دفاع آلمان و کمکهای مالی صنایع تسلیحاتی تامین میشود.
دولت آلمان از طریق کانالهای مختلف از جمله وزارت دفاع و بخش مطبوعاتی دفتر صدراعظم، برای این همایش تحت پوشش بخش خصوصی کمک نقدی هزینه میکند. گذشته از این تعدادی سازمان تجاری حامیان مالی این همایش هستند، از جمله چندین شرکت تولیدی صنایع نظامی، چون «کراوس مافای»، EADS، لیندِه و غیره.
همچنین بزرگترین بانک آلمان «دویچه بانک» و برخی شرکت نفتی حامیان مالی این همایش هستند. به گفته روزنامه زوددویچه، قصد این حامیان حضور فعال در برنامهریزیهای دفاعی کشورها است تا بدینوسیله بتوانند گذشته از کار «لابی» و تاثیرگذاری، روشهای بازاریابی و فروش خود را با خواستههای بازار وفق بدهند.
بعد از پایان جنگ سرد نیز نه تنها بر تعداد این نشستها افزوده شد بلکه کشورهای خارج از دنیای غرب هم برپایی نشستهای مشابهی را آغاز کردند تا بر تسلط رسانهای نشستهای غربی اثر بگذارند؛ نشستهایی که برخیشان مانند نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد در داووس یا کنفرانس امنیتی مونیخ به دلیل سابقه تاریخی، اعتبار قابل ملاحظهای به دست آوردهاند.
کنفرانس امنیتی مونیخ ایده یک نویسنده و ناشر آلمانی به نام اوالت-هاینریش فن کلایست-اشمنزین بود که در دهه ۶۰ میلادی همانند گروهی از همفکرانش در آلمان غربی، نگران وقوع یک درگیری نظامی فراگیر میان بلوک شرق و غرب بود.
این گروه از روشنفکران و تحلیلگران سیاسی در آلمان در آن روزها، به دلیل تجزیه آلمان به دو بخش شرقی و غربی معتقد بودند که در صورت وقوع یک درگیری نظامی جدید(بعد از جنگ جهانی دوم)، آلمان به خط مقدم این نبرد تبدیل خواهد شد و به شدت آسیب خواهد دید.
ضمن اینکه این گروه همزمان با بلوک شرق نیز مخالف بودند و معتقد بودند که کشورشان برای مقاومت در برابر شوروی و تبدیل شدن به یک کشور یکپارچه کمونیست، به حمایت همهجانبه کشورهای غربی به ویژه آمریکا نیاز دارد.
به همین دلیل، این نویسنده آلمانی در سال ۱۹۶۳ میلادی تصمیم گرفت که با برپایی یک نشست مستقل، از گروهی از سیاستمداران تاثیرگذار مانند هنری کسینجر دعوت کند که در حضور چهرههای مطرح و سطح بالای نظریهپردازی سیاست بینالملل در آلمان، با یکدیگر به بحث و تبادل نظر بپردازند و با دیدگاههای متفاوت برای حفظ «امنیت بینالمللی و صلح» آشنا شوند.
این جلسات به شکل سالانه برای دهههای متمادی به شکلی محدود برگزار شدند. اما بعد از پایان جنگ سرد و به ویژه در قرن ۲۱، ابعاد این کنفرانس و تعداد میهمانان آن افزایش یافت.
***
از آنجا که مسئله امنیت بینالمللی و نفوذ سیاستهای ائتلاف ناتو بر روی کنفرانس امنیتی مونیخ، یکی از بخشهای مهم از هویت این نشست را تشکیل میدهد و جنگ اوکراین و اوضع ایران، مهمترین موضوع نشست امسال است، احتمالا اتهام حمایت تسلیحاتی جمهوری اسلامی از روسیه در این جنگ نیز بر تصمیم روسای کنفرانس مونیخ اثر گذاشته است.
عدم دعوت از حکومت ایران و مشروعیت بخشیدن به مخالفت چهرههایی مانند رضا پهلوی یا مسیح علینژاد است.
مذاکرات سهروزه رهبران جهان در چهارچوب کنفرانس امنیتی مونیخ از روز 13 فوریه آغاز شد و مطابق برنامه اعلام شده قرار است رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران و نازنین بنیادی، کنشگر ایرانی-بریتانیایی روز جمعه سخنرانی کنند.
پهلوی و خانم بنیادی در پنلی تحت عنوان «شکستن یا تکرار چرخه؟ فصل بعدی ایران» که در ساعت ۱۸:۴۵ به وقت اروپای مرکزی آغاز و توسط کریستین امانپور اداره خواهد شد، سخنرانی خواهند کرد.
لیندسی گراهام، سناتور آمریکایی نزدیک به ترامپ، در جریان نشست زنده کنفرانس امنیتی مونیخ درباره ایران، وضعیت کنونی حکومت ایران را متزلزلترین حالت در دهههای اخیر توصیف کرد.
گراهام با تأکید بر لزوم تداوم حمایت از مردم ایران گفت: «من از کشوری حمایت میکنم که مردمش بتوانند بدون ترس از کشته شدن دخترانشان در آن زندگی کنند. اگر در این مقطع عقبنشینی کنیم، مرتکب بزرگترین اشتباه تاریخ خود شدهایم.»
این سناتور آمریکایی حکومت ایران را «بزرگترین عامل بیثباتی در منطقه» خواند و گفت این حکومت اکنون در ضعیفترین وضعیت خود از سال ۱۹۷۹ قرار دارد.
وی خطاب به محمد بنسلمان ولیعهد عربستان و محمد بنزاید رئیس امارات گفت: «این بازی را تمام کنید. من دیگر از این اراجیف خسته شدهام. شما با این درگیری (اختلافات خودتان)، ایران را جریتر کردهاید.»
وی افزود: «صلح با آیتاللهها، صلح با هیتلر است. زمان برای آیتاللهها به سر آمده است.»
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در بخشی از گفتوگو در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ، در باره رهبری آینده ایران و احتمال حمایتش از شاهزاده رضا پهلوی، در جوابی کوتاه گفت: «نه».
گراهام در توضیح جواب صریحش گفت: «این کار مردم ایران است، نه ما. من در هر برنامه گفتوگوی تلویزیونی که تصور کنید با او همکلام بودهام و همواره تحت تاثیر شیوه بیان دیدگاههایش در مورد خطرات کار قرار گرفتهام. مطمئنم که در آینده ایران جایگاهی مهم خواهد داشت. همه کاری که ما میتوانیم بکنیم این است که کمک کنیم مردم ایران فرصتی برای آزاد شدن داشته باشند. حالا اگر این فرصت را از دست بدهند که دادهاند.»
در بخش اول این گفتوگو، شاهزاده رضا پهلوی هم حضور داشت و به سئوالهای چالشی کریستین امانپور، کریستین امانپور، مجری سرشناس ایرانی-بریتانیایی این گفتوگو، جواب داد.
در ادامه این جلسه کریستین امانپور، به شاهزاده رضا پهلوی گفت: «خیلی از طرفداران شما هیچگونه شکیبایی درباره دیگران ندارند و به دیگران تهمت میزنند که همدست جمهوری اسلامی هستند. برای نمونه نرگس محمدی. مایل هستید درباره نحوه رفتار طرفدارانتان چیزی بگویید؟»
رضا پهلوی به او گفت: «من همیشه مخالف خشونت و ارعاب سیاسی بودهام. یکی از خواستههای ما این است که همه زندانیان سیاسی آزاد شوند از جمله نرگس محمدی...»
کرسیتین امانپور در ادامه به رضا پهلوی گفت: «میخواهم از شما درباره حرفهایتان بپرسم که گفتید ۵۰ هزار از نیروهای امنیتی ریزش کردهاند و زمان فراخوان به مردم گفتید به خیابانها بیایند و گفتید تنها نیستید. اما مردم تنها ماندند و سلاخی شدند.»
پهلوی در جواب این سئوال، گفت: «خیلی عناصر در داخل حکومت به دستور سرکوب اعتنا نکردند و اعدام شدند. ما میدانیم که حکومت از افغانستان، عراق و لبنان نیرو برای سرکوب آورد. این نشان از استیصال دارد. مجبو ر شدند اینترنت را قطع کنند. صدراعظم آلمان هم امروز گفت حکومت ایران مشروعیت خود را از دست داده است. حالا باید بعد از چهار دهه مماشات به فکر راه حل باشیم.»
شاهزاده رضا پهلوی روز جمعه ۲۴ بهمن در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیح، ادعا کرد که در گفتوگو با مردم ایران دریافته است که آنها خواستار «مداخله بشردوستانه» جهان بعد از اعتراضات دیماه و سرکوب خونین آن توسط جمهوری اسلامی هستند. او در یک نشست پرسش و پاسخ با کریستین امانپور، درباره وعده رییسجمهور آمریکا برای کمک به معترضان گفت: «فکر میکنم رییسجمهور ترامپ دریافته است که مردم ایران خواسته خود را برای دریافت حمایت بهروشنی بیان کردهاند. آنها وعده «کمک در راه است، ادامه دهید» را باور کردند.» رییسجمهور ایالات متحده روز ۲۳ دی با اعلام اینکه «کمک در راه است»، از معترضان ایرانی خواست به اعتراضات خود ادامه دهند. او سپس خواستار توقف اعدام معترضان شد و در هفتههای اخیر نیز به حکومت ایران فشار آورده که در مذاکره با آمریکا به توافقی درباره برنامه هستهای و موشکی خود دست یابد. دونالد ترامپ همچنین ناوگان نظامی و تجهیزات دیگری را به سمت خاورمیانه اعزام کرده و به مقامهای ایران هشدار داده در صورت نرسیدن به توافق، «اتفاقات بدی» خواهد افتاد.
رضا پهلوی در پاسخ به سئوال کسری ناجی، خبرنگار بیبیسی فارسی که پرسید «خیلی از مردم در داخل و خارج ایران از شما حمایت نمیکنند، چرا نتوانستید همه این افراد را زیر یک چتر بیاورید؟ چرا نتوانستید که صدای همه مردم ایران باشید، چرا دولتهای غربی از شما حمایت نمیکنند»، گفت:
«این حرف درست نیست. آیا شما اسم کسی دیگر غیر از من را در ایران شنیدید؟ واقعیت این است که اسم من را صدا زدند. اسم من روی دیوارها نوشته شده. من را انتخاب کردند که رهبر این جنبش باشم. البته من نمیگویم که نماینده صد در صد مردم هستم. مسلما خیلیها هستند که به این چهار اصلی که گفتم پایبند نیستند؛ شاید تجزیهطلبان را داشته باشید، شاید اصلاحطلبان طرفدار حکومت را داشته باشید یا سازمان مجاهدین را داشته باشید، معلوم است که آنها دوستان من نیستند، معلوم است که من نماینده آنها نیستم برای اینکه آنها این چهار اصلی را که گفتم قبول ندارند. اما همه آنهایی که به این چهار اصل اعتقاد دارند، ما در کنار آنها هستیم.»
ایالات متحده و حکومت جمهوری اسلامی هفته گذشته بار دیگر مذاکرات خود را این بار در عمان آغاز کردند، و گزارش برخی رسانهها حاکی از آن است که این مذاکرات روز سهشنبه هفته جاری ادامه پیدا خواهد کرد.
دونالد ترامپ میگوید با وجود برخی مخالفتها در کشورش، او ترجیح به ادامه مذاکرات و توافق دارد و در غیر این صورت «ضربه سختی» به جمهوری اسلامی وارد خواهد شد.
رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده که جمهوری اسلامی خواهان دستیابی به توافق با ایالات متحده است، اما تأکید دارد توافق خوب از نظر او توافقی بدون سلاح هستهای، موشک و موارد دیگر است.
***
رضا پهلوی خود را «فراتر از احزاب» معرفی میکند اما از پذیرش مسئولیت سیاسی شانه خالی میکند و در عین حال، در تلاش است برای خود جایگاه رهبری بتراشد.
انتشار سند موسوم به «نقشه راه دوران گذار» توسط رضا پهلوی، اهداف او را هرچه بیشتر برملا کرد. در این سند:
نقش و حقوق ملیتهای ایرانی بهرسمیت شناخته نشده است؛
تمرکز قدرت در یک فرد پررنگ است؛
رضا پهلوی، نقش قوه مقننه را در دوران گذار بهعهده خواهد داشت. نصب و عزل روسای هر سه نهاد بخش ازا ختیارات اوست.
به آسانی میتوان تصور کرد که در نخستین سال پس از سرنگونی حکومت اسلامی، همه کارها و مشکلات و مسائل مملکت جنبه «فوری» دارند و برای رفع آنها باید به سرعت چاره اندیشی و اقدام شود؛ در این میان سئول اساسی این است که آیا رضا پهلوی و طرفدارانش توان و ظرفیت جوابگویی به نیازهای انباشتهشده 5 دهه جمعیت 92 میلیونی ایران را دارند؟
پهلوی همچنین در جنگ 12 روزه ژوئن سال گذشته، از حمله نطامی اسرائیل و آمریکا به ایران حمایت کرد. او در مصاحبه با آسوشیتدپرس گفته بود: «تمرکز من اکنون بر آزادسازی ایران است و از هر ابزاری که بتواند بدون آسیبزدن به منافع ملی و استقلال کشور به ما یاری رساند، استفاده خواهم کرد؛ خواه از سوی آمریکا باشد، یا عربستان سعودی، یا اسرائیل یا هر کشور دیگری.»
فراموش نکنیم که رضاخان و محمدرضا شاه هر دو با کودتا سر کار آمده بودند. معلوم است که حکومت کودتایی با ملت چه میکند. هر دو بر مردم تحمیل شده بودند. از آرای مردم، عقاید مردم، فرهنگ و دلبستگیهای مردم در آنها هیچ نشانی نبود. برای مردم، عقاید مردم، دین مردم و فرهنگ مردم هیچ احترامی قائل نبودند. هیچ صمیمیتی با مردم نداشتند. رابطه خصمانه بود؛ رابطه ارباب و رعیت بود، آقا و نوکر بود. اکنون رضا پهلوی هم به همان راه به قدرت رسیدن پدر و پدر بزرگش دل بسته است؛ یعنی به جنگ و کودتا!
همچنین شواهد و قراین فراوانی وجود دارد که شماری از «نو پهلوی چی»ها صادراتی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی هستند که حتی در مواردی به حلقه مشاوران درجه اول رضا پهلوی وارد شده و یا مستقیما به آین حلقه و شخص رضا پهلوی در تماس بوده و هستند. این افراد که اغلب تربیت یافتگان فرهنگ «حزب الهی» هستند به دلایل مختلف از ایران خارج شده و در حلقه نزدیک رضا پهلوی قرار گرفتهاند.
تنها طی ۱۵ سال اخیر دهها محفل و گروه دو یا چند نفره با عناوین پرطمطراق، توسط این نورسیدگان زیر پرچم سلطنتطلبی و طرفداری از رضا پهلوی اعلام وجود کرده و با دریافت پولهای هنگفت از نهادهای امنیتی آمریکای-اسرائیلی و شخص رضا پهلوی صاحب مال و منال بادآوردهای شدهاند.
این عده در فحاشی، اهانت و تهدید مخالفین رضا پهلوی تمام مرزهای اخلاقی و فرهنگی را زیرپا گذاشته و میگذارند. حلقه اطرافیان رضا پهلوی، عمدتا به تخریب، فحاشی، و حملات گروهی و حتی فیزیکی علیه منتقدان دست میزنند.
بهطور کلی، سلطنتطلبان شامل طيف گستردهای از تمايلات و گرايشات سياسی مختلف از جمله گرايشات تند نظامیگرانه، قدرتطلبانه و انتقام جويانه، گستردهترين بخش اين طيف را تشکيل میدهد. گرايشات ديگری مانند ناسيوناليسم افراطی «خدا شاه ميهن»، عاشقان مذهبیگونه تاج و تاخت شاهی و خلاصه همه رقم گرايشات افراطی خشونتطلب و فاشیستی تا نوعی اصلاحطلبی مدل جمهوری اسلامی، در اين طيف وجود دارد. مشروطهخواهان سابق و بهطورکلی جناحهای معتدلتر و عقلايیتر، کنار گذاشته شدهاند. رضا پهلوی، مرکز ثقل و پرچم و هويت سلطنتطلبی آنان را تشکيل میدهد.
مردمی که در نمایش قدرت سلطنتطلبان در خیابانهای کشورهای غربی شرکت میکنند طیفهای مختلفی هستند از جمله همیشه بخشی از مردم دنبال جریانی راه میافتند که قدرت تبلیغات رسانهای قوی درد و بر این تصورند که این نیز قدرن آینده جامعه را تشکیل خواهد داد؛ بخشی دیگر پناهجویانی هستند که از کمپهای پناهندگی میآورند و دو نیروی مهمتر ایرانی نیستند و گرایشات فاشیستی اوکراینی با پرچم خود در تجمعات سلطنتطلبان شرکت میکنند. اما در این میان، مهمترین نیرو که هم امکان حمایت مالی دارد و هم از حمایت همهجانبه دولت اسرائیل برخوردار هستند و هم نیروی اجتماعی دارند «انجمن»های یهودی در کشورهای اروپایی و آمریکایی هستند. به علاوه، همواره گرایشات راست غربی وابسته به محافل دولتی و در راس همه از سوی دولت اسرائیل، فراخواندهندگان گردهماییهای سلطنتطلبان هستند.
رضا پهلوی تاکنون هرگز به ایجاد حزب، تشکیلاتی فراگیر یا جبههای واحد حتا از همفکران خود دست نزده است. او در چندین تشکل و به اصطلاح همبستگی حضور داشته، اما هیچکدام از آنها را تا پایان، تا زمان منتهی به نتیجه، همراهی نکرده است. عملکرد و رفتار او، نشان میدهد که وی دچار توهمات عدیهای است و بیشتر حضور در رسانهها و جمعآوری جمعیت کثیری از جمله توسط انجمنهای یهودی در کشورهای غربی با حمایت همهجانبه دولت اسرائیل و فاشیستهای اوکراینی را در خیابانها ترجیح میدهد.
***
علی کریمی در دفاع از رضا پهلوی، نوشت «مادرتونو...» و سریع از سوی یاسمین پهلوی لقب «مرد هفته» گرفت!
یاسمین همسرِ رضا پهلوی، در استوری اینستاگرام خود، علی کریمی را «مرد هفته» و «سرباز گارد جاویدان» نامید.
چندی پیش، توییت توهینآمیز هیچکس نسبت به مبارزان و زندانیان سیاسی، و انتشار آن توسط علی کریمی، با واکنشها و انتقادات گستردهای همراه بوده است
پیشتر نیز علی کریمی با انتشار استوری در صفحه اینستاگرامش در حمایت از رضا پهلوی نوشته بود: «جمهوری اسلامی یک اپوزیسیون بیشتر ندارد و آن شاهزاده رضا پهلوی است. هرکس دیگری این ادعا را کرد یک خائن به ایران است.» در موردی دیگر نیز کریمی برای چهرههای شناختهشده خطونشان کشید تا موضعگیری کنند. با این دیدگاه، هر جریان سیاسی دیگری که با جمهوری اسلامی مخالف است اما زیر پرچم پهلوی قرار نمیگیرد، نه رقیب سیاسی، بلکه «خائن» معرفی میشود.
علی کریمی، فوتبالیست سابق تیم ملی ایران، به حمایت آشکار از رضا پهلوی معروف است، با انتشار پستها و استوریهایی حاوی توهینهای رکیک و جنسیتی، به فعالان مدنی، زندانیان سیاسی سابق و برخی چهرههای حقوق بشری حمله کرده است. این توهینها که اغلب شامل الفاظ جنسی و تحقیرآمیز نسبت به مادران یا زنان مخالفان بود، موجی از انتقادات شدید را به دنبال داشت. این رفتار کریمی، که پیشتر نیز سابقه انتقادهای تند داشت، این بار به دلیل جنبه جنسیتی و رکیک بودن، حساسیت بیشتری ایجاد کرد.
شکی نیست که رفتار کریمی زنستیزانه، لومپنیسم و فاشیستی است و آن را بازتولید فرهنگ مردسالارانه دانستند. کمپینهایی مانند «توقف قتلهای ناموسی» نیز بیانیهای صادر کردند و توهین جنسی مردسالارانه به مادران و خواهران است و توئجیهپذیر نیست. بسیاری معتقدند این توهینها نه تنها وحدت اپوزیسیون را تضعیف میکند، بلکه به نفع جمهوری اسلامی است چرا که حکومت این فحاشیهای شاهالهی را به حساب کل مخالفان خود نسبت میدهد.
از نخستین شاهکارهای یاسمین پهلوی، شعار «مرگ بر سه مفسد ملا - چپی - مجاهد» بود که در اینستاگرام خود، منتشر کرده بود و در پس آن اعدام همه پنجاه و هفتیها را مطرح کردند. به نظر میرسد یاسمین پهلوی، آموزههای استاد خود و همسرشان، یعنی پرویز ثابتی، شکنجهگر و آدمکش معروف ساواک را خوب یاد گرفته و سازماندهی چماقداران و شعبان بیمخهای سلطنتطلب را به عهده دارد. در واقع یاسمین نقش چماقداری در کنار ظاهرا «لیبرالیستی» همسرش رضا پهلوی را بهعهده دارد.
کریمی در گفتوگویی با مجتبی نوربخش، که پنجشنبه ۲۸ تیر(۱۸ ژوئن) در کانال یوتیوبش منتشر کرد، ادعا کرده بود:
«کسی که از خاندان پهلوی یا شاهزاده رضا پهلوی انتقاد میکند به هر نوعی، از نظر من دو حالت بیشتر ندارد: یا اینکه ذینفع جمهوری اسلامی است، یا باعث به وجود آمدن جمهوری اسلامی بوده است. گزینه سومی ندارد.»
کریمی در اینستاگرام خود و در پستهای بسیاری به تحسین عملکرد محمدرضاشاه و وضعیت ایران پیش از انقلاب پرداخته است.
شعارهایی بسیار عجیب گروهی از سلطنتطلب و پهلویپرستان، در یک تجمع آنها در لندن علیه انتخابات ریاست جمهوری اسلامی:
*لعنت بر خمینی مرگ بر مصدق!
*مرگ بر شورش ۵۷
*تا چپی کفن نشود، این وطن وطن نشود
*مرگ بر سه فاسد ملا چپی مجاهد
و فحشهای خواهر و مادر و ...، به کسانی که شعار جاوید «شاه» نمیگویند!
***
تردیدی در این نیست که «بدیل پادشاهی» با مشخصههای دیکتاتوری، خطری بسیار جدی برای تحولات دموکراتیک در جامعه ایران است. شاهاللهی به گروههایی گفته میشود که به سلطنتی مطلقه، رهبری فردی، مرکز گرا، تک صدایی و تهایتا به یک حکومت استبدادی معتقدند. آنان به آزادیهای فردی، جمعی، آزادی بیان و اندیشه، آزادی احزاب، آزادی اعتراض و اعتصاب، آزادی رسانهها، آزادی زبانهای مادری، برچیده شدن بساط زندان و شکنجه و اعدام زندانیان سیاسی، آزادی انتخابات و آزادی نقد، هیچ باوری و علاقهای ندارند. شاهالهیها، شاه را نماد اراده مردم در اداره کشور، مطلق و لازمالاجرا میدانند. همچنان که حزبالهیها ولایت فقیه خود را نماد اراده امت و قدرت مطلق است.
شاهالهیها همانند حزبالهیها از نظر سیاسی سلطهطلب، فاشیست و اولترا راست هستند و هر انسان مخالف، منتقد و دگراندیشی را خائن و مستوجب مرگ و نیست و نابودی میدانند. به همین دلیل است که شعار محوری آنها «رهبر ما پهلویه، هر کی نگه اجنبیه» است.
گروهها و افراد شاهاللهی، هیچ نیازی به تفکر و سابقه سیاسی، آزادیخواهی و برابریطلبی، تاریخ تحولات جهان و منطقه ندارند و مانند طوطی، همواره تاکید دارند که باید سلطنت مجددا به ایران برگردد و هر کسی مخالفت کند به اشد مجازات و مرگ محکوم است! اگر اکنون بحث در کشورهایی مانند انگلستان و اسکاندیناوی، نام پادشاهی وجود دارد سمبلیک است و شاه مطلقا حق ندارد در امور سیاسی کشور اظهارنظر کند تا چه برسد دخالت داشته باشد. حتی همین سلطنتها نیز از نظر بسیاری از شهروندان این کشورها، زاید هستند و زندگی انگلوار خود را از طریق دسترنج مردم و مالیاتدهندگان میگذرانند.
نهایتا رویای بازگشت سلطنت به ایران، از نظر سیاسی ارتجاعی و از نظر عملی رویایی پوچ و بیمعنی و غیرواقعی است!
سهشنبه بیست و هشتم بهمن 1404-هفدهم فوریه 2026