غزلى براى خسرو گلسرخى و كرامت دانشيان
براى خسرو گلسرخى و كرامت دانشيان، در سالگشت اعدامشان
* غزل ِ *شميم تند گلسرخ
تو!
در صداى خروسان،
- نويد ِ فردائى
سرود ِناب ِ زمانى،
أصيل و گيرائى!
درين هواى نفس گير ِاين ضُلام آباد
تو!
نطفه اى ز سپيده،
به بطن ِ يلدائى
به دشت ِ تشنه ى اين تن،
ببار!
باران باش
كه از سلاله ى ابرى
- سِتُرگ دريائى*
شَميم ِ تند ِ "گل ِ سرخ"**
از تو مى خيزد
تو إز "نهاله" ى آنى
"شكوه ِ" گلهائى
به روزگار مصيبت :
ز پشت زدند خنجر
تو اى كرامت ِ انسان ،
- دانش مانائى***
درين ضُلام ِ مكرر
درين افول ِ مدام
تو اى ستاره ى روشن!****
نويد ِ فردائى
تاريخ سرايش ١٣٥٢/٥٣ و تاريخ چاپ در يكى إز مجلات آن دوره سال ١٣٥٥
===
توضيحات:
*در اين بيت:"دشت ِ تشنه" ، مربوط به زادگاه سراينده كه خشكزار و نيمه كوير است. كلمات باران،بارش،ابر و دريا نيز در ارتباط با درياى خزر، شمال و زادگاه و محل زندگى خسرو گلسرخى است.
**گل سرخ = اشاره دقيق به خ. گلسرخى و شكوه = شكوه فرهنگ(ميرزاده گى) كه آنموقع هنوز آنچه كه در مورد او امروز روشن شده است، روشن نبود. و حتى سراينده غزل، چند بار هم او را بعد از آزادى اش، در ساختمان مجله ى "تلاش" ملاقات كرده بود.
***اين بيت در آنزمان، در مجله چاپ نشده بود. چون در ياد مانده است، حالا بدان اضافه گشته است.
ابيات اين غزل ٨ يا ٩ بيت بود كه تنها پنج بيت آن چاب شده بود كه متأسفانه همه و كامل آن نه در ياد است و نه كپى اى يا دست نوشته ى كاملى از آن باقيست. مسئول بخش شعر و ادبيات يا تحريريه، حداقل (پنج بيت =غزل) را انتخاب و چند كلمه و اصطلاح را هم عوض كرده بود تا بعدا دچار مشكل نشوند. إز جمله:
بجاى "ضلام آباد" غبار آباد، و بجاى " سلاله ابرى"،سلاله ى عشقى و بجاى "از نهاله ى آنى" إز عشيره ى آنى و در آخرين بيت هم بجاى "ستاره ى روشن" كه در زبان آذرى بدان "دان اولدوز" گفته ميشود = معادل سياسى - انقلابى آن در فارسى: " ستاره سرخ " است ، تو اى "تبار مبارك" گذاشته وبالاخره چاب كرده بود/بودند.
آن دسته از خوانندگان كه *زمان پهلوى* را تجربه نكرده اند، بدانند كه چه بر ما ميگذشت و چه خفقان در جامعه بر قرار بود و همچنين تيزى تيغ سانسور تأ چه حد بود!
Antworten