دردی که دیده نمی شود یا دروغ شاخدار مجاهدین
چند روز پیش رفته بودم عیادت دوستی که شدیدا از ناحیه کمر و سیاتیک رنج می برد و درد می کشید. چند لحظه ای از عیادت نگذشته بود که یکی دیگر از دوستانش از راه سر رسید، و وقتی شنید که بیمار از درد سیاتیک بخود می پیچد، جهت دلداری و تسکین به پای بیمار نگاهی کرد و گفت «من که چیزی نمی بینم».
مجاهدین از دیروز تاکنون، در رابطه با یورش یکانهای شورشی مجاهدین به حیطه «بیت رهبری» که منجر به «شهادت و اسارت 100 مجاهد خلق» شده، 6 گزارش داده اند.
گزارش ها حاکی از آنست که این یورش (عملیات) از پیش طراحی شده بوده، چرا که در گزارشها از کروکی میدان عملیات، اهداف مورد نظر، مواضع نیروی دشمن و نحوه پدافندی آنها ارزیابی دقیق دارد.
اما بی بی سی فارسی (معرف حضور همه است) از قول « احمد بخشایش اردستانی عضو کمیسیون امنیت ملی ج.ا.» نقل می کند که « من در جریان این موضوع نیستم و اطلاعی از آن ندارم – ایلنا». نه درد را حس می کند، و نه توان دیدن واقعی از حال بیمار را دارد.
فارس یک گام فراتر برداشته و تمام واقعه را از بیخ کتمان کرده و با « دروغپردازی هالیوودی منافقین در تهران» به کارشناس پناه می برد. کارشناس در تحلیلی که ارائه می دهد ناخواسته بر واقعیت داشتن عملیات صحه می گذارد « چنین سناریوسازیهایی را باید در چارچوب رقابت تنگاتنگ میان گروهکهای معاند برای جلب نظر حامیان خارجی تحلیل کرد. در این عرصه، منافقین در کنار طیفهایی مانند سلطنتطلبها، کومله، دموکرات، جیش الظلم و سایر گروهکها، برای اثبات «اثربخشی» خود به کارفرمای واحد (آمریکا) گرفتار یک رقابت رسانهای و عملیاتی بیامان شدهاند.
به گفته این تحلیلگر، بررسی تحرکات میدانی نشان میدهد که در جریان ناآرامیهای دیماه، پس از مطرح شدن نام پهلوی در برخی شعارهای محدود، منافقین با احساس خطر از عقبافتادن از رقبا، دست به اقداماتی زدند تا بودجه و اعتبار بیشتری از سرویسهای جاسوسی جذب کنند. اما پیش از هرگونه اقدام عملی، سربازان گمنام امنیت که تحرکات آنها را زیر نظر داشتند، وارد عمل شده و بدون حتی شلیک یک تیر اعضای این گروهک را بازداشت کردند.وی اضافه کرد: این ناکامی پیش از اقدام، آنها را بر آن داشت تا برای جبران و اثبات توانایی خود در برابر رقبایی چون سلطنتطلبها، دست به دامان «روایتسازی» با محتوای «صدها کشته خیالی» شوند تا بدینسان در برابر کارفرمای آمریکایی خود خودی نشان دهند.»
بخشایش اردستانی در گفتگو با ایلنا نتیجه می گیرد «محاسبه آنها این است که کشور ضعیف شده یا نیروهای امنیتی و اطلاعاتی سرگرم موضوعات دیگرند، پس میتوانند عملیات تروریستی انجام دهند و کشور را ضعیفتر نشان دهند.»
سوال اینست که آیا ج.ا. آنقدر ضعیف شده که بتوان به حواشی بیت رهبری نفوذ کرده و عملیات نظامی انجام داد؟
ظاهرا، پاسخ باید منفی باشد.
اما سالها پیش را بخاطر بیاوریم (1360) وقتی تنش بین مجاهدین و ج.ا. بالا گرفت و از کنترل خارج شد، بسیاری از بمبگذاری ها و عملیات نظامی در حیطه امنیتی ج.ا. و با موفقیت انجام می شد.
در آن دوران هم، سکوت رسانه ای آنقدر زیاد شده بود که اشرف ربیعی در پیامی هشدار داد «جهان خبردار نشد».
در جهانی که رسانه و ژورنالیست تحت اوامر «ارباب بی مروت» است، چندان نباید تعجب کرد که جانباختن صد مجاهد نادیده گرفته شود. بیش از 70000 فلسطینی در غزه به قتل رسیدند، اما گزارشات رسانه ای از زیر تیغ سانسورچی می گذشت، و گویی فقط 1000 اشغالگر صهیونی کشته شده اند.
وقتی وحوش به اشرف و لیبرتی یورش می بردند و می کشتند و مجروح می کردند، همین رسانه ها که گوششان بدهکار شخصیتهایی چون بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت، است سکوت اختیار کرده بودند. وقتی در تابستان 67، هزاران اسیر سیاسی به تیر دار سپرده شدند، همین رسانه های مثلا مستقل، سکوت اختیار کرده بودند.
با توجه به کتمان رسانه های وابسته، میخواهم یک نکته کلیدی را یادآوری کنم.
آنچه دیروز رخ داد (بقول فارس دروغ پردازی) نزدیک به 6 دهه است که درحال رخ دادن در ایران ستمدیده است (روزی از شاه و روزی از شیخ). از پیشکسوتان فدایی و مجاهد که جان فدای آرمان، خلق، و میهن کردند، تا به همین امروز، و فردا ها، چه از عملیات گزارش داده شود یا نشود، این راه ادامه خواهد داشت. تا به روزی که رد پای دشمن خودی و اجنبی از ایران محو شود.
شاید رضا پهلوی با حمایت اسرائیل و آمریکا و دولت فخیمه، همچون پدر و پدربزرگش به کرسی قدرت تکیه بزند، اما بخاطر داشته باشند که «سر کوچه کمینه…».
این فقط یک مصرع از یک سرود نیست، بلکه یک خط است. خطی سرخ، نوشته شده با خون سرافرازان.
در همین راستا، در 30 فروردین 1404، پیش از شروع هر جنگی، در نوشتار طولانی «پای صحبت چند هموطن: نیاز به فروغ جاویدان2» یادآور شدم:
« پیش از آغاز فروغ جاویدان، (دوران قبول قطعنامه 598 برای آتش بس) صحبت مجاهدین بر این محور تمرکز داشت که عملیات یک وظیفه و تضمین آینده است. اینبار هم یک وظیفه است. جهان سلطه به دنبال بقای نظام و یا جایگزین کردنش با گزینه مورد دلخواه است.
اگر مذاکره، تحت هر شرایطی، به نتیجه برسد، اولین قربانی آن «اپوزیسیون» خارج کشور خواهد بود. سلطه گر جایگزین خود را تثبیت کرده و به دنبال برنامه ریزی برای 50 سال آینده خواهد بود (درآمد تریلیونی از ایران). دقیقا به همین دلیل، می بایست، بدون وقفه و در اسرع وقت، با تمام قوا ج.ا. را وارد گود رویارروئی با اپوزیسیون، و «نه آمریکا» کرد. «امروز» تنها زمانی است که می شود تهدید را به فرصت تبدیل کرد، در غیر این صورت، با پایین آمدن قیمت دلار و ارز و راه یافتن امکانات معیشتی به داخل، صحنه برای چرخش نظام به راست میانه مهیا شده، پایگاه داخلی اپوزیسیون به مرور زمان کم خواهد شد.»
علی ناظر
5 اسفند 1404
24 فوریه 2026