جنگ ارتجاعی اسلامیستها و تروریسم دولتی را به نفع جامعه ایران معنا نکنید!
(درباره محکومیت جنگ و میلیتاریسم)
پس از اینکه آخرین نشست پشت پرده آمریکا و رژیم ایران در «ژنو» هم مبنی بر "خلع سلاح هسته ای و دست برداشتن رژیم از پروژه های تروریستی و برنامه موشکی" به نتایج مطلوب مورد نظر ایالت متحده آمریکا به رهبری ترامپ فاشیست نائل نشد، امروز صبح 28 فوریه 2026 برابر با 9 اسفند 1404دولت اسرائیل با حمایت و رهبری آمریکا که ناوگانهای جنگی خود را هفته هاست به منظور اشاعه جنگ و میلیتاریسم در منطقه افزایش داده، و پایگاهها نظامی را تجهیزتر نموده، به مراکز هسته و نظامی رژیم در شهرهای مختلف ایران شروع کرده است. در این سناریوی جنگ و میلیتاریسم دو کمپ ارتجاعی یکی مدعی آنست مراکز هسته ای و نظامی رژیم را مورد حمله هوایی و دریایی قرار داده و ده ها و صدها نفر از سران و فرماندهان "عالیرتبه" را نابود کرده است، و دیگری هم تحت نام دفاع از "امنیت ملی!" و "مام میهن" موشک پرانیهایش را به کل منطقه که ناوگانها و پایگاههای نظامی آمریکا و ناتو در آن مستقر است اعم از اسرائیل، عراق، قطر، دبی، بحرین، کویت ...تا عربستان سعودی و خلیج و دیگر مناطق آبی شروع کرده است. اگر چه در این جنگ و میلیتاریسم ارتجاعی سران رژیم هم مورد هدف و کشتار واقع شوند(کمااینکه تا کنون در گزارشات مربوطه بخشی از سران جانی رژیم هم کشته شده اند) و جامعه آرزوی میکند قاتل ده ها و صدها هزار عزیزانشان سرشان به تنشان نباشد، که برای به زیر کشیدنش چهار دهه بیشتر است هزینه های سنگین متقبل میشود، اما جنگ این دو کمپ را نه تنها بعنوان راه حل خلاصی از این وضعیت اسفبار نمی داند، بلکه آنرا سد راه پیشبرد مبارزات چندین دهه خود می بیند. جامعه نیک میداند، رژیم ننگین ایران اگر در نتیجه اتکاء به مبارزات و نیروی انقلابی خویش زمینگیر نشود و امید به دخالت نظامی قدرتهای جهانی و بمب افکنها ببندد، نه تنها در آن هیچ درجه ای از آزادی تجربه نخواهد کرد، بلکه قربانیان اصلی جنگ همین اقشار فرودست بیدفاعند و تازه سرآغاز زیست اسارتبار دیگریست. کمااینکه در جنگ ارتجاعی دوازده روزه میان ایران و اسرائیل، میزان کشتار انسانهای غیرنظامی و تخریب اماکن عمومی در شهرهای ایران و اسرائیل صدها مرتبه بیشتر از مراکز نظامی بودند. جامعه بخوبی میداند این جنگ بی ربط به منافع آنهاست و منافع کمپ های جنگی در آن تعقیب میشود که قتل و عام انسانها و تخریب کردن زیر ساختها و تبدیل کردن جامعه به ویرانه از هم اکنون در چشم انداز قابل روئیت است. جامعه میداند این سناریوی جنگی در صورت تداوم اوضاع را بمراتب بدتر از عراق، افغانستان و لیبی...خواهد کرد. جامعه شکی در آن ندارد این جنگ و میلیتاریسم ارتجاعی، مبارزاتش علیه این رژیم در جنگ نابرابر 47 ساله را متوقف می کند و به عقب می راند. این جنگ و میلیتاریسم ارتجاعی اگر تداوم پیدا کند دم و بازدم کنونی را از جامعه میگیرد و تنها دولتهای سرمایه داری در آن ذینفعند و بس.
هنوز جامعه از زیر بار جنگ ارتجاعی 12 روزه این دو بلوک و قتل و عام دی ماه ۴۰۴ تماما قد راست نکرده بود، تازه داشت پس از پشت سر گذاشتن شوک و بهت ناشی از کشتار دی ماه امسال با امید به مبارزه و اتکا به نیروی خود اعم از اعتراض و اعتصابات در مراکز کاری و دانشگاه و مدرسه و خیابان تجدید قوا میکرد؛ تازه جامعه داشت پیامش را به رژیم از همیشه رساتر میگفت قتل و عام هم مبارزات ما را فرو ننشانده و برای خیز بعدی ساز و کارها را تدارک میدید؛ تازه داشت دوباره به رژیم میگفت فضا سازی به بهانه جنگ با دشمنان برای قیچی کردن مبارزات طبقاتی و سیاسی کارساز نیست و به مصاف رژیم میامد که آلترناتیوهای راست و چپ بورژوازی(اعم از سلطنت طلبان و پهلویچی ها تا طیفهایی رنگاورنگ ناسیونالیست ایرانی و مجاهدین خلق و طیفهای متلون جمهوری خواه و اصلاح طلبان رانده شده از قدرت و بخشی از چپ پرو اسرائیلی و پرو غربی) در یکسوی آن سنگر گرفته، و در سوی دیگر آن تروریسم اسلامی و جریانات "ضد امپریالیستی توده ایستی و اکثریتی دیروزی" و "محور مقاومتی امروزی" که بخشا برای حفظ "مام میهن" حاضرند در کنار رژیم اسلحه بدوش بگیرند، قرار دارد. صف اردوی کار و فرودستان جامعه درسی که از این فضای میلیتاریستی داخلی و خارجی در مقاطع مختلف گرفته اینست، نخست در برابر خطر بزرگ رژیم صف خود را متحد و متشکل تر کند و ثانیا به دام پروپاگنده هایی که این دو کمپ جنگی در پی مطامع و مصالح خود در بوق و کرنا می کنند نیفتند، و با اتکا به مبارزات و سازمانیابی صفوف خویش رژیم را به زیر بکشند و مخاطرات دو کمپ جنگ را به حداقل رسانده یا از سر بردارند. اردوی کار از دهه ها پیش و طی این سالهای اخیر برغم همه موانع سر راه علنا و صریحا بارها افق خود را ترسیم کرده است که مبارزات ضد کاپیتالیستی آن، هم علیه کلیت این رژیم و زدودن همه ارکان ارتجاعیست که بر آن استوارست، هم علیه قطب تروریسم دولتی است که با نقشه "خاورمیانه بزرگ" و قلدری نظامی ناتو در سدد آنست از یکطرف هژمونی خود در رقابت با دیگر قطبهای جهانی را تامین، و از طرف دیگر اردوی کار در خاورمیانه و جهان را زیر ضرب بگیرد تا مانع اتحاد و یکپارچگی آن در برابر اردوی سرمایه گردد. اردوی کار و فرودستان در ایران هم برغم وجود اختناق سیاسی و اعمال ریاضت اقتصادی هیچگاه دچار این توهم نشده اند که اشغالگری و میلیتاریسم قطبهای سرمایه داری بخاطر ایجاد بهبودی در شرایط کار و زیست آنهاست، بلکه بدلیل اینکه دود این جنگهای ارتجاعی قبل از همه به چشم آنها فرو رفته علیه آن بوده اند؛ بدلیل اینکه این جنگ و میلیتاریسم مبارزات متکی به نیروی اردوی کار را در برابر رژیمهای سرمایه داری خلع سلاح خواهد کرد، هشیارانه علیه آن بوده اند؛ بدلیل اینکه این جنگ و میلیتاریسم تنها و تنها در راستای تامین منافع بلوک های سرمایه داری بوده علیه آن بوده اند. جامعه ایران کشتار هزاران نفری مردم بیدفاع در جنگ ارتجاعی دوازده روز در شهرهای ایران را که در اثر بمباران جنگندها بر سر مردم عادی و بیدفاع در خیابانها، میادین شهرها، مدارس، بیمارستانها و زندان اوین فرود آمدند را فراموش نکرده اند. کماینکه امروز در همین ساعات اولیه شروع جنگ ارتجاعی، تنها یکی از موشک "بمب افکنهای نقطه سنج!" اسرائیل بر سر مدرسه دخترانه ای در میناب فرود آمده( که جریانات راست و چپ بورژوازی در خارج از کشور و خصوصا شاه الهی ها در وصف "نقطه سنجی و قدرت تخریب" آن سر از پا نمیشناسند و در کشوهای غربی و اروپایی بخاطر این حملات هوایی بمب افکنها هلهه و شادی راه انداخته اند) و بالغ بر 50 دانش آموز قلبشان از تپش باز ایستاد و نزدیک به صد نفر مجروح شده اند.
نه رژیم ننگین ایران و حامیانش و نه دولت آمریکا و اسرائیل و شرکایشان هیچکدام جان مردم نزدشان پشیزی ارزش ندارد. ترامپ طی نشستهای هیئتهای مذکره کننده طی هفته های گذشته بارها علنا اعلام کرد اگر رژیم ایران به خواستهای آمریکا تن دهد و "معامله بزرگ" سر بگیرد قتل عام ده ها هزار نفری و اسارات صدها هزار نفری را بعنوان وظایف ایشان جهت سد کردن روند رو به اعتلای انقلاب را اگر قابل تحسین نداند، قابل چشم پوشی می بیند! این حملات دگرباره نیز برخلاف ادعاهای پوچ سران دولتهای غربی که ادعا می کنند بمباران "نقطه سنج!" برایشان آزادی به ارمغان می آورد، و جامعه را برای رفتن به سمت قدرت سیاسی کمک میکند، نه تنها درجه ای از حقیقت آزادی و منافع آنها در آن موجود نیست، بلکه روند رشد مبارزاتشان را تضعیف و جامعه را از پیمودن مسیر منطقی مبارزه و رفتن بسوی اعتلای انقلابی باز میدارد. و اساسا این جنگ افروزی ارتجاعی و دخالتگری نظامی اسرائیل و آمریکا در خدمت به بقای رژیم است و حتی در صورت سقوط رژیم هم در جدال آلترناتیوها، شانس آلترناتیو کارگری جهت رفتن بسمت انقلاب از پائین را بنفع آلترناتیو راست و چپ پرو غربی که پشت آخرین خاکریزها علیه انقلاب سنگر خواهند گرفت، قیچی می کند!
ما کارگران و فرودستان و کمونیستها که اکثریت عظیم جامعه در ایران و منطقه و جهان میباشیم این جنگ و میلیتاریسم دو کمپ تروریسم دولتی و تروریسم اسلامیستی را علیه خود و کل جامعه میدانیم. جنگ افروز این دو کمپ سرمایه داری بی ربط به منافع جامعه ایران و به این اعتبار مردم منطقه و جهان است و بیدرنگ باید متوقف شود. این جنگ و میلیتاریسم می تواند سر آغاز عادی سازی فصل دیگری از اشاعه و گستراندن جنگ خانمانسوز فراتر از پیش در منطقه باشد. کمااینکه دولت ایالت متحد پس از اشغال چندین دهه افغانستان و نهایتا تخلیه نیروهایش و رها کردن جامعه در چنگل نیروهای مرتجع طالبان مجهز به تجهیزات آمریکایی، اینبار از طریق حمایت از پاکستان و اشاعه جنگ ارتجاعی و نیابتی کنترلش بر آنرا پیش ببرد، و بطریق اولی از قبل دامن زدن به جنگ ارتجاعی رقبای اقتصادی خود در بلوک آسیایی بویژه هند، روسیه و چین را به چالش بکشد. جنگ و میلیتاریسم ارتجاعی کنونی این دو بلوک، اگر به رژیم چنج در ایران هم منجر نگردد، مقدمه ای برای تجدید آرایش قوای نیروهای غرب به رهبری آمریکا و ناتو در منطقه است تا بزعم ایالات متحده روحی تازه در کالبد بی جان استرتژی "نظم نوین جهانی"، که در همان دهه نخست نود میلادی کشتی آن به گل نشست، بدمد و راه را حتی الامکان برای بازاریابی، صدور سرمایه و انحصارات سایر قطبها در خاورمیانه با چالش مواجه کنند.
بخش عظیمی از جامعه ایران، با بیش از چهار دهه مبارزه خونین علیه این مناسبات استثمارگرانه و ضدانسانی، کماکان می جنگند تا با اتکا به نیروی خود این رژیم را به شیوه انقلابی به زیر بکشد و شدیدا مخالف دخالتگری نظامی از سوی قدرتهای جهانی و شرکای منطقه یش می باشد. چراکه بهخوبی دریافته است دو قطبی«مذاکره» و «جنگ» نهتنها اساسا مشکلی را حل نکرده، بلکه اولی جامعه را در انتظار بهبودی شرایط نگه می دارد تا رژیم سرمایه داری ایران فقر و فلاکت اقتصادی را بیش از پیش میان توده ای کارگران و ستمدیدگان سرشکن کند، و این وضعیت را میان اقشار مختلف بعنوان سرنوشت محتوم جلوه دهد و بر بقایش بیفزاید و دومی کشور را در ورطهای بهمراتب فاجعهبارتر فرو میبرد.
مبارزات چهل و هفت ساله برای برپائی یک جامعه شایسته انسان امروزی برغم فراز و فرودهایش تا به امروز بیوقفه در جریانست و هر بار باوجود سرکوب دوباره قدرتمندتر سر برآورده است. جامعه اینبار بایستی با اتکاء به تشکلهای مستقل خویش اعم از مجامع عمومی و شوراها که از دل همین مناسبات مختنق، زاده میشوند و بویژه با تکیه به رهبری و هدایت اردوی عظیم کار ده ها میلیونی در برابر اردوی سرمایه عرض اندام کند تا مبارزات را بسیار کم هزینه تر در مسیر انقلاب کارگری پیش ببرد. دشمنان رنگاورنگ طبقاتی و سیاسی را که در کمین انقلاب نشسته اند با قهرانقلابی خلع سلاح و یکبار برای همیشه ماشین دولتی این رژیم ننگین سرمایه داری را در هم بکوبد و جهت برپائی جامعه ای مبتنی بر اداره شورایی و بدور از قید و بند مناسبات سرمایه داری خیز بردارد.
توقف بیدرنگ جنگ و میلیتاریسم ارتجاعی
پیش بسوی سرنگونی انقلابی رژیم ایران
زنده باد انقلاب کارگری!
28.02.2026