چرا من یک سوسیالیست هستم؟
۲۷.۰۲.۲۰۲۶
نوشته زیر بر گرفته از یک بحث دوستانه در یک جمع واتس آپ میباشد. سعی کردهام ساده، گویا و عاری از عبارات و تئوریهایی باشد که برای خواننده ای که آشنایی چندانی با آن تئوری ها ندارد، خستهکننده نباشد.
مبارزه مردم ایران علیه رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی ایران و در عین حال جریان فاشیستی منتسب به رضا پهلوی در اپوزیسیون، بدون همگرایی همه جریانهای سیاسی اپوزیسیون که خواهان ایرانی آزاد و دموکراتیک هستند و در عین حال برای از بین بردن هرگونه تبعیض و نابرابری ملی، جنسیتی و ... تأکید دارند، امکانپذیر نیست. من بهعنوان یک فرد سوسیالیست که در این مسیر مبارزه میکنم، بارها تأکید کردهام که وجود یک تشکل سوسیالیستی و برابریخواه برای هر جامعهای از ضروریات غیرقابلچشمپوشی است و بدون آن میتوان زمینه برای دیکتاتوری بعدی فراهم گردد. سوسیالیستها وجدان بیدار هر جامعهای هستند و بهعنوان بازوی سیاسی و زبان گویای طبقات پایین اجتماع، مدافع منافع ملیتها و مدافعان قاطع برابری زن و مرد به شمار میروند. آنان منافعی جز منافع این اقشارِ تحت ستم و بهحاشیهراندهشده ندارند. سوسیالیستها برای ارتقای سطح زندگی مردم و برای سهیم شدن اقشار کارگر و زحمتکش جامعه از نعمات جامعه هستند. سوسیالیستها برای تقسیم عادلانه ثروت و مبارزه با فقر و بیعدالتی هستند. همه مزدبگیران جامعه باید از مزایای یک زندگی مرفه و قابل لیاقت یک انسان آزاد و سر بلند باشد. ایران کشوری ثروتمند و دارای منابع طبیعی وسیع است و اگر دیکتاتوری های اسلامی و سلطنتی سرنگون و منابع کشور در خدمت رفاه ساکنان کشور و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور قرار گیرد، میتوان آینده روشن و شایسته مردمان ساکن در ایران را پیشبینی کرد.
در عین حال، سوسیالیستها همواره میکوشند سطح آگاهی سیاسی مردم را ارتقا دهند، دوستان و دشمنان واقعی مردم را معرفی کنند و سطح مطالبات آنان را بالا ببرند تا به دام عوامفریبان و دوستان دروغین نیفتند و بتوانند دوست را از دشمن تشخیص دهند و مسیری برخلاف منافع خود انتخاب نکنند. در تمام سالهای حاکمیت رژیم اسلامی، سوسیالیستها در این مسیر تلاش و مبارزه کردهاند. افشای بهاصطلاح اصلاحطلبان از محمد خاتمی تا حسن روحانی و مسعود پزشکیان، و همچنین جریانهای اقتدارگرا در اپوزیسیون مانند سلطنتطلبان، از سوی سوسیالیستها هرگز متوقف نشده و درستی بسیاری از این موضعگیریها در عمل به اثبات رسیده است.
سمپاشی و دروغپردازی یک قرن رسانههای امپریالیستی و سرمایهداری علیه سوسیالیسم و کمونیسم، مسلماً تأثیرات مخربی بر افکار عمومی جهان گذاشته و تصویری وارونه از این جریانها ارائه داده است. در حالی که اردوگاه امپریالیستی، که جنگهای بیپایان، کشتارهای میلیونی، آوارگیهای گسترده و حمایت و بهقدرترساندن دیکتاتوریهای اسلامی و غیراسلامی را در کارنامه خود دارند، توانستهاند است افکار عمومی را چنان دستکاری کند که مردم دوستان واقعی خود را نشناسند. آنها موفق شدهاند از طریق مدیا و اشخاص و جریانات وابسته به خود و مزدور این سراب را به خوشباوران القا کنند که پشتیبانی از آنان میتواند پیشرفت و ترقی را بدنبال داشته باشد. در صورتیکه هدیه آنان غیر از هرج و مرج و مرگ و نیستی و تحمیل دیکتاتور ها چیز دیگری نبوده است.
اگرچه ممکن است هزاران انتقاد به عملکرد چین یا اتحاد جماهیر شوروی وارد باشد، اما نمیتوان انکار کرد که چین در مسیر تبدیلشدن به یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان قرار دارد. شوروی نیز در کشورهایی که حضور داشت، اصلاحات متعددی از جمله تقویت حقوق کارگران و زحمتکشان، برابری جنسیتی، آموزش رایگان و گسترش خدمات بهداشتی را به همراه آورد. آلمان هیتلری که میخواست نژاد برتر خود را بر سراسر جهان حاکم کند و جنگی خانمانسوز با بالاتر از ۶۰ میلیون کشته و سوزاندن ۶ میلیون یهودی، کمونیست، نژادهای دیگر و غیره را به دنبال داشت بیشتر ازهمه با فداکاری و مقاومت و ایستادگی شوروی با ۲۲ میلیون کشته شکست خورد و پرچم سرخ کمونیستها بود که بر فراز ویرانههای برلین به اهتزاز در آمد. ولی جهان سرمایهداری غرب تصویر دیگری از کمونیست ها ارائه میدهد و وقتی از فاشیسم و دیکتاتوری هیتلری صحبت میکند حتما باید او را با استالین مقایسه کنند امری که به اصطلاح کارشناسان و مفسران ایرانی تلویزیون های فارسی زبان هم باید طوطی وار تکرار کنند. درست است که ما از روابط دوستانه این کشورها با رژیم اسلامی ایران ، عصبانی و متنفریم ولی باید در نظر داشت که هر کشوری منافع خود را دنبال میکند و همگرایی ها بر مبنای دشمن مشترک صورت میگیرد. ما حکومتی را در آینده میخواهیم که در آینده با همه کشورهای دنیا روابط آزاد و برابر داشته باشد و در هیچ جبهه متخاصمی وارد نگردد.
در سطح جهانی، بسیاری از اصلاحات تاریخساز در زمینه برابری زن و مرد، حقوق کارگران و مزدبگیران و دیگر اصلاحات اجتماعی، مدیون مبارزات سوسیالیستی است. اکنون در کشوری مانند ایران که از لحاظ تاریخی هرگز تجربهای پایدار از دموکراسی نداشته و این مسئله بر فرهنگ عمومی نیز تأثیر گذاشته است، هر حکومت آیندهای بدون حضور فعال و قدرتمند سوسیالیستها، بعید است بتواند یا حتی بخواهد نظامی مبتنی بر دموکراسی، آزادی و اصلاحات اجتماعی عمیق بنا کند. با توجه به این پیشینه تاریخی و فرهنگی، و تحت تأثیر فضای رسانهای سرمایهداری جهانی، میتوان با قاطعیت بالایی هشدار داد که خطر شکلگیری دیکتاتوری بعدی همچنان وجود دارد. فرهنگی که به جامعه تزریق میکنند باعث میشود که مردمی که از دیکتاتوری اسلامی به تنگ آمدهاند ، سریعاً و البته حداقلی از مردم را به پشتیبانی از دیکتاتوری دیگر وادارد. شب و روز مغزهای انسانها را با جعلیات و دروغ بمباران میکنند و جای دوست و دشمن را با همدیگر عوض و خود این مردمی که احیانا آدمهای بدی هم نیستند را به دیکتاتور های کوچکی تبدیل میکنند که احتمالا حاظر است مخالف سیاسی خود را به قتل برساند. دوستان خلق و جریانات و احزاب چپ و کمونیستی را شایان قتل و عام و دشمنان خلق و تبهکاران را بر مسند قدرت بنشانند .
امکان بهدستگرفتن قدرت توسط سوسیالیستها در آینده ایران شاید بالا نباشد، اما باید تأکید کرد که آنان مدافعان سرسخت دموکراسی و اصلاحات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هستند. حکومتی که به آزادیهای دموکراتیک، اصلاحات بنیادین و آزادی فعالیت احزاب ـ از جمله سوسیالیستها ـ باور داشته باشد، میتواند در راستای خواستههای سوسیالیستی حرکت کند. و سوسیالیست ها مانعی در این جهت نخواهند بود. خیلی ها که ذاتا انسانهای منصف و خوبی هستند ولی تحت تأثیر دروغ و شستشوی مغزی مدیای سرمایهداری قرار دارند، اظهار میکنند کمونیستها آدمهای خوبی هستند ولی سیستمی عادلانهای که آنان میخواهند ایدهآل است و رسیدن به آن سخت است و فراموش میکنند که وجود یک حزب قدرتمند چپ، حتی اگر در مسند قدرت نباشد، میتواند پیشقدم و ضامن هر رفرم مثبت اجتماعی و غیره باشد.
سوسیالیستها منافعی جدا از منافع کارگران و زحمتکشان ندارند. فاشیستهای سلطنت طلب ، افراد و سازمانها و احزاب راست و بخصوص در خارج از کشور،، پشتیبانی عظیم مالی و تبلیغی مدیای جهانی را دارند و بدین وسیله به مردم ایران شناسانده و بعنوان الترناتیو به مردم شناسانده میشوند و در عوض آنها باید در جهت منافع این کشورها عمل کنند ولی سوسیالیستها حاضر به قبول هیچ کمک مالی نیستند و حاضر به مزدوری و عملکرد بر اساس منافع آنان نیستند. سوسیالیست ها فقط منافع مردم ایران را نمایندگی میکنند و دوستان دروغین مردم را افشا میکنند.
در شرایط فعلی هدف سرنگونی رژیم ج. ا. و افشا کردن وسیع جریانات فاشیست از قبیل سلطنت طلبان میباشد. همرزمی جریانات سیاسی که در این مسیر فعالیت میکنند و جبهه ای ضد فاشیستی را تشکیل میدهند، میتوانند سرنگونی رژیم را سرعت ببخشند. مسلما انتقاد کردن از جریاناتی که به هر دلیلی دچار اشتباه و یا موضعگیری های نادرست میباشند مجاز میباشد و نباید در مقابل آن سکوت کرد، هر چند نرمش نشان دادن در این مسیر لازم و به معنای سازش نمیباشد. چنین جبهه ای میتواند در رسیدن به دموکراسی وسیع در ایران و امکانات فعالیتهای آزادانه سوسیالیستها را هم میسر سازد.