۱۴۰۴-۱۲-۱۱
مسعود کوچک

شعار ارتجاعی "جاوید شاه" در دانشگاه؛ تلاشی برای انحراف اعتراضات توده‌ای و دانشجویی

 

اعتراضات توده‌ای که از اوایل دی ۱۴۰۴ آغاز شد، واکنشی به بحران عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بود. در اعتراضات دی ۱۴۰۴، مطالبات اقتصادی خیلی سریع به سطحی سیاسی و ساختاری ارتقا یافت و کلیت رژیم جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. این تحول نشان داد که اعتراضات توده‌ای می‌توانند در زمانی کوتاه به تقابل مستقیم با ساختار سیاسی و طبقاتی حاکم تبدیل شوند.

از منظر طبقاتی، این اعتراضات توده‌ای ترکیبی ناهمگون داشت. طبقه کارگر، اگرچه بصورت متشکل و سازمانیافته حضور نداشت، به شکل پراکنده و فردی در اعتراضات شرکت کرد. اقشار خرده‌بورژوازی بطور وسیع و مداوم حضور داشتند، در حالی که بخش‌هایی از بورژوازی — از جمله بازاریان متاثر از بحران نرخ ارز — تنها در مراحل اولیه مشارکت کردند. این ترکیب ناهمگون طبقاتی موجب شد تضادهای سیاسی موجود در جامعه، بطور فشرده در درون اعتراضات توده‌ای بازتاب یابد. برخلاف پروپاگاندای بخش‌هایی از بورژوازی خارج از قدرت که با شعارهای پوپولیستی و "همه با هم" می‌کوشند تضادهای طبقاتی را پنهان کنند و اعتراضات توده‌ای را در جهت منافع خود مصادره کنند — از جمله جریان‌ سلطنت‌طلب — واقعیت اعتراضات نشان‌ دهنده حضور و تقابل منافع طبقاتی متفاوت در درون آن است.

سرکوب رژیم جمهوری اسلامی و مداخله‌گری امپریالیستی

رژیم جمهوری اسلامی با اتکا به دستگاه امنیتی و سرکوبگر خود، بار دیگر به خشونتی سازمان‌یافته علیه معترضان متوسل شد. ده‌ها هزار معترض در جریان اعتراضات توده‌ای کشته شدند، ده‌ها هزار نفر دستگیر شدند و هزاران نفر هر لحظه در معرض اجرای حکم اعدام هستند. فضای پلیسی و امنیتی حاکم، پیامد مستقیم همین سرکوب عریان است.

از آغاز اعتراضات توده‌ای دی‌ماه ۱۴۰۴، تلاش‌های گسترده‌ای برای مصادره این اعتراضات به سود اهداف امپریالیستی و ارتجاعی امپریالیسم آمریکای شمالی و رژیم صهیونیستی اسرائیل ادامه دارد. دونالد ترامپ در روزهای آغازین اعتراضات اعلام کرد "کمک در راه است". روز شنبه، ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، حمله نظامی امپریالیسم آمریکای شمالی و رژیم صهیونیستی اسرائیل علیه ایران آغاز شد و همزمان رضا پهلوی، در هم‌سویی آشکار با این محور، مداخله نظامی را لحظه‌ای "سرنوشت‌ساز" می‌نامد و می‌کوشد با اتکا به حمایت سیاسی و پوشش رسانه‌ای شبکه‌هایی نظیر بی‌بی‌سی فارسی، ایران اینترنشنال، من و تو و دویچه وله فارسی، جهت‌گیری اعتراضات توده‌ای را به سود بازتولید سلطنت منحرف سازد. این رسانه‌ها با برجسته‌سازی شعارهای سلطنت‌طلبانه، تصویری وارونه از توازن واقعی نیروها در اعتراضات توده‌ای ارائه می‌کنند. این رویکرد تلاشی آگاهانه برای جایگزین کردن مداخله نظامی امپریالیستی به جای مبارزه مستقل و انقلابی توده‌ای است.

واقعیت آن است که گرایش سلطنت‌طلب، چه از نظر کمی و چه از نظر پایگاه اجتماعی، تنها بخش محدودی از اعتراضات توده‌ای و دانشجویی را نمایندگی می‌کند. برجسته‌سازی شعارهایی چون "جاوید شاه" بیش از بازتاب وزن واقعی آن، محصول عملیات سیاسی–رسانه‌ای بود.

شعار "یک ملت، یک پرچم، یک رهبر" که از سوی طرفداران رضا پهلوی همراه با "جاوید شاه" طرح می‌شود، حامل منطقی اقتدارگرایانه است و یادآور شعار محوری نازیسم در قرن بیستم، "Ein Volk, ein Reich, ein Führer" (یک ملت، یک رایش، یک پیشوا) در رژیم نازیستی آدولف هیتلر است.

بازگشایی دانشگاه‌ها و بازتولید تضادهای طبقاتی

با بازگشایی دانشگاه‌ها در اوایل اسفند ۱۴۰۴، فضای اعتراضی به درون دانشگاه‌ها منتقل شد. دانشگاه، بمثابه بخشی از پیکره جامعه و یکی از کانون‌های تاریخی تولید آگاهی انتقادی، بار دیگر به صحنه تقابل گرایش‌های سیاسی بدل شد. این روند نشان می‌دهد که دانشگاه نه صرفاً محل آموزش، بلکه یکی از میدان‌های اصلی شکل‌گیری و بازتولید تضادهای طبقاتی است.

اکثریت دانشجویان معترض، با گرایش‌های چپ، دموکراتیک و مترقی، اعتراض خود را هم علیه سرکوب خونین رژیم جمهوری اسلامی و هم علیه هر بدیل ارتجاعی دیگر اعلام کردند. در مقابل، اقلیتی ناچیز کوشید با شعار "جاوید شاه" مسیر اعتراضات را به نوستالژی سلطنت پیوند بزند. این تنش‌ها اهمیت تحلیل طبقاتی و سازماندهی مستقل دانشجویان را برجسته می‌کند تا اعتراضات دانشجویی از انحراف و کنترل توسط نیروهای ارتجاعی مصون بماند.

از منظر طبقاتی، تقابل اصلی نه میان دو شکل حکومتی سلطنتی و اسلامی، بلکه میان توده‌های انقلابی و کلیت ساختار سرمایه‌داری است. رژیم سرمایه‌داری سلطنتی پیشین تنها در شکل حکومتی با جمهوری اسلامی متفاوت بوده است، اما هر دو نظام در حفظ و باز تولید مناسبات سرمایه‌داری یکسان‌اند و منافع طبقاتی‌شان یکی است. این واقعیت نشان می‌دهد که تغییر شکل حکومت‌های بورژوایی نمی‌تواند مبارزه مستقل و واقعی توده‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و مسیر رهایی واقعی تنها از طریق مبارزه طبقاتی و سازماندهی مستقل توده‌ها تحقق می‌یابد.

نقش دستگاه امنیتی در کنترل و انحراف مبارزه

تجربه اعتراضات پیشین — از دی ۹۶ تا آبان ۹۸ و خیزش ۱۴۰۱ — نشان می‌دهد که دستگاه‌های امنیتی رژیم جمهوری اسلامی بارها با اعزام نیروهای نفوذی و برجسته‌سازی شعارهای خاص، تلاش کرده‌اند اعتراضات توده‌ای را کنترل کنند. این اقدامات تنها به سرکوب مستقیم محدود نمی‌شوند؛ بلکه با دخالت هدفمند در روند اعتراضات، امکان بهره‌برداری نیروهای ارتجاعی و سرکوبگر فراهم می‌شود.

در اعتراضات توده‌ای دی ۱۴۰۴ و اعتراضات دانشجویی اسفند ۱۴۰۴، شعارهای سلطنت‌طلبانه مانند "جاوید شاه" هم توسط طرفداران سلطنت رضا پهلوی و هم از سوی نفوذی‌های دستگاه امنیتی رژیم جمهوری اسلامی مطرح شد. هدف این اقدامات، منحرف کردن مسیر مبارزه و اعمال کنترل بر روند اعتراضات بود. درک این واقعیت برای دانشجویان مترقی و فعالان توده‌ای حیاتی است، زیرا امکان تحلیل دقیق طبقاتی و سازماندهی مستقل را فراهم می‌کند و مانع از بهره‌برداری نیروهای ارتجاعی و سرکوبگر از اعتراضات می‌شود.

دانشجویان مترقی، دموکراتیک و چپ و افق رهایی

در جریان اعتراضات دانشجویی ۱۴۰۴، سنت تاریخی دانشجویان در دفاع از توده‌های انقلابی و مقابله با سرکوبگری تداوم یافته است. بخش مترقی، دموکراتیک و چپ دانشجویان در مبارزات اخیر دانشگاه‌ها بصورت آگاهانه خود را سازماندهی کرده و عملاً با هر دو قطب سرمایه‌داری — چه در قدرت و چه خارج از قدرت — مرزبندی و مبارزه می‌کند و در راستای سرنگونی انقلابی رژیم جمهوری اسلامی حرکت کرده است. این بخش پیشرو نقش کلیدی در هدایت مسیر انقلابی اعتراضات دانشجویی دارد و از افتادن آن به دام انحراف و کنترل نیروهای ارتجاعی جلوگیری می‌کند.

بخش دانشجویان مترقی و دموکراتیک در مبارزات اخیر دانشگاه‌ها، همگام با بخش چپ و رادیکال، در تقابل با رژیم جمهوری اسلامی و طرفداران رضا پهلوی عمل کرده‌اند. این هم‌پوشانی و اتحاد آگاهانه، تجربه‌ای مهم از اتحاد طبقاتی در عمل را در جریان مبارزه مشترک با هر دو طیف بورژوازی به نمایش گذاشته است.

شعار "جاوید شاه" که در اعتراضات توده‌ای دی ۱۴۰۴ و اسفند ۱۴۰۴ در دانشگاه‌ها مطرح شد، نه بیان تنوع واقعی دیدگاه‌ها، بلکه تلاشی برای بازگرداندن تاریخ به عقب و بازتولید یک شکل دیگر از سلطه طبقاتی بود. بخش مترقی، دموکراتیک و چپ دانشجویان، از اوایل اسفند تاکنون، توانسته است هم در برابر رژیم جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوبگر آن ایستادگی کند و هم علیه اقلیت ناچیز طرفدار رضا پهلوی که رسانه‌های وابسته آن‌ها را بزرگ‌نمایی می‌کنند، عمل کند. این تجربه نشان داد که دانشگاه و دانشجویان مترقی، دموکراتیک و چپ زنده‌اند و توانسته‌اند حافظه تاریخی جامعه را که در اثر سرکوب اخیر رژیم جمهوری اسلامی در معرض فراموشی قرار گرفته بود، حفظ کنند.

مسعود کوچک 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر