جمعی از کمونیست های انقلابی: جنگ ارتجاعی و تجاوزکارانه فاشیست های آمریکایی و صهیونیست های اسرائیلی
جنگ ارتجاعی و تجاوزکارانه فاشیست های آمریکایی و صهیونیست های اسرائیلی به ایران
و کشته شدن علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی
حملات نظامی گسترده امپریالیسم آمریکا و صهیونیست های اسرائیلی که با کشته شدن علی خامنه ای که قاتل ده ها هزار نفر از مردم و عامل رنج و ستم میلیون ها نفر در ایران و منطقه بوده شرایط ویژه ای را برای کشور و مردم ایران به پیش آورده است.
علی خامنه ای در دو دهه گذشته هدف شعارهای « مرگ بر دیکتاتور» و « مرگ بر خامنه ای» مردم ایران بوده است و این مرگ بالاخره در 9 اسفند امسال بوقوع پیوست و شادی و پایکوبی گروه های مختلفی از مردم در تهران و شهرهای مختلف ایران را در پی داشت، اگر چه خامنه ای توسط انقلاب، بدست توانای مردم نیفتاد، بلکه توسط جنایتکاران دیگر از میان برداشته شد. شکی نیست که مردم ایران ترجیح می دادند که خامنه ای توسط انقلاب و نیروی مردمی گرفتار و محاکمه می شد و به سزای اعمالش می رسید و نه توسط جنایتکاران صهیونیست و امپریالیست های فاشیست که خود دستان شان به خون ده ها و یا صدها هزار نفر از مردم منطقه خاورمیانه و دیگر نقاط جهان آلوده است. تردیدی نیست که نشانه گرفتن خامنه ای و کشتن وی توسط حملات آمریکا و اسرائیل نه به خاطر دفاع از مردم ایران و یا نجات مردم ایران از دست این ضحاک زمان بلکه در خدمت اهداف شوم جهانی و منطقه ای امپریالیسم آمریکا و پادگان نظامی اش اسرائیل صورت گرفته است.
حملات و تجاوز نظامی امپریالیسم آمریکا و صهیونیست ها ایران را در یکی از حساس ترین دوران های تاریخ خود حداقل از زمان جنگ جهانی دوم قرار داده است و حاکمین مرتجعی که پیوسته نگران حفظ و بقاء خود بوده بدلیل ماهیت ارتجاعی، واپسگرا و ضد انسانی خود قدرت دفاع از کشور را نه تنها ندارند بلکه با کشتار و قتل عام مردم معترض شرایط را برای سوء استفاده ابزاری متجاوزین بیش از پیش فراهم کرده اند تا تجاوز برای منافع جهانی و استثمارگرانه خود را « نجات مردم ایران» جا بزنند.
اما برای آنانی که کوچک ترین اطلاعی از تاریخ و نگاهی عمیق تر از آن چه که امروز در جهان می گذرد دارند آشکار است که تجاوز نظامی آمریکا واسرائیل نه بر سر برنامه هسته ای جمهوری اسلامی و نه نجات مردم ایران، بلکه بهانه ای برای تجاوز و تلاش برای تسلط و در کنترل گرفتن منابع و امکانات آن یا از طریق یک نیروی نیابتی و یا تسلیم کامل جمهوری اسلامی اند.
مزید بر آن وقوع این دور از حملات در شرایطی مشابه با جنگ 12 روزه در ماه خرداد، که مذاکرات بین جمهوری اسلامی و امپریالیست های آمریکایی درحال انجام بود، صورت گرفت. مذاکراتی که خود آنان از «پیشروی های مثبت در حل مسائل فی مابین» سخن گفتند و تنها چند ساعت قبل از حملات نظامی، وزیر خارجه عمان که میانجیگر مذاکرات بود، مذاکرات را توافقی در دسترس ارزیابی کرد. در واقع آمریکا در حال استفاده از این مذاکرات به عنوان پوشش و ایزگم کردن برای یک حمله غافلگیرانه بود. به عبارت دیگر تمرکز بیش از یک سوم کل نیروهای آمریکائی در منطقه نشانی از قلدری، تهدید، ارعاب و تحمیل اراده بزرگترین قدرت جهانی برای تغییر رژیم یا به اصطلاح رژیم چنج بود و بیانی دیگر از این است که موضوع هسته ای با جمهوری اسلامی بهانه ای بیش نبوده است. همان گونه که در سال 2003 « سلاح های کشتار جمعی» در عراق بهانه ای برای حمله مشترک آمریکا و انگلیس و اشغال این کشور شد. دیگر حنای امپریالیست ها برای بسیاری از مردم جهان رنگی ندارد. اگرچه جریانات ارتجاعی و وابسته همچون رضا پهلوی و مشاوران موسادی اش که کلیت خود را به اسرائیل و فاشیسم آمریکایی فروخته اند، تلاش دارند تا فریبکارانه این تجاوز آشکار به خاک و مردم ایران را به عنوان « دخالت بشردوستانه» جابزنند.
از طرف دیگر این جنگ بیش از همه بر جان و زندگی مردم بویژه تحتانی ترین اقشار جامعه ضربه می زند. آنچه در این میان از اخبار رسانه های وابسته دورمی ماند کشته شدن مردم غیرنظامی و تخریب خانه ها و اماکنی است که توده های مردم در آن قرار دارند. در اولین ساعات این حملات تجاوزکارانه دبستان دخترانه ای که در میناب در جنوب ایران هدف قرار گرفت جان بیش از 150 کودک دبستانی را در ابتدای زندگی اشان بیرحمانه گرفت و احتمال مرگ بقیه مجروحین هم بالاست. این اولین جنایت اسرائیلی ها از این نوع نیست، اسرائیل سابقه طولانی در حمله به مدارس و بیمارستان ها در فلسطین دارد و پیوسته این حملات جنایتکارانه خود را با دلایل واهی توجیه کرده است.
رضا پهلوی جانی و تبهکار و دیگر نیروهای ارتجاعی چون مجاهدین که دست به دامان امپریالیسم و اسرائیل بوده اند، به عنوان پادوهای اسرائیل و امپریالیسم آمریکا در حال توجیه این تجاوز نظامی و تمجید از آن هستند و همچون گذشته از آن بمثابه فرصتی برای به قدرت رسانده شدن خود ارزیابی می کنند و تلاش عبثی برای پوشاندن ماهیت این تهاجم جنایتکارانه دارند و قصد دارند از مردم صرفا بمثابه وسیله و ابزاری برای به قدرت رسانده شدن خود توسط اربابانشان استفاده نمایند. اینان در مقابل، قول بی قید و شرط واگذاری کل کشور و منابع و امکاناتش را در اختیار منافع جهانی و منطقه ای امپریالیسم و اسرائیل داده اند. در حقیقت این جریانات ارتجاعی نه برای رهایی و آزادی مردم، نه برای شکستن زنجیرهای ستم و استمار، بلکه برای وابستگی بیشتر و محکم تر به امپریالیست های غربی فعالیت می کنند.
در عین حال این تجاوز نظامی نه تنها جان بسیاری از مردم غیر نظامی را در معرض خطر جدی قرار داده و ایران را با وضعیت خطیری روبرو ساخته ، بلکه پتانسیل آن را نیز دارد که کل منطقه و جهان را تحت تاثیر خود قرار دهد و حتی امکان این که به استفاده از سلاح های اتمی منتهی گردد، منتفی نیست.
ما به همراه همه مردم آزاده و سایر نیروهای مترقی و انقلابی در ایران و جهان این جنگ تجاوزکارانه را محکوم می کنیم. هدف آن را نه برای نجات مردم ایران از دست رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی بلکه برای تغییری در جهت منافع جهانی و منطقه ای امپریالیسم آمریکا و تنگ تر کردن زنجیر استعمار و استثمار در سطح جهانی می دانیم. رهایی واقعی مردم ایران تنها از طریق سرنگونی انقلابی جمهوری ارتجاعی اسلامی توسط نیروی مردم ایران و حمایت مردم و زحمتکشان در سراسر جهان ممکن است. چنین سرنگونی تنها از مسیر مبارزه انقلابی علیه حاکمین مرتجع جمهوری اسلامی و جنگ های ارتجاعی و تجاوز گرانه ای که جمهوری اسلامی و امپریالیست ها بر مردم تحمیل کرده و از طریق انقلاب سوسیالیستی که سرنگونی هر گونه مناسبات ستم گرانه و استثمار گرانه ای که جمهوری اسلامی و امپریالیست ها و پادوهایشآن نمایندگی می کنند،امکان پذیر خواهد بود.
جمعی از کمونیست های انقلابی ـ ایران
10 اسفند 1404