۱۴۰۴-۱۲-۱۳

جنگ است.. - ترجمه: سعید هلیچی

جنگ است..
روزگار پیش می‌رود
با عصایی از استخوانِ مُردگان
و گلوله‌ها پیش می‌آورند ولیمه‌هایشان را
بر فرش‌بافته‌هایی از پلک‌های آدمیان
خون می‌ریزند جمجمه‌ها
مست‌ و سرخوش‌اند جمجمه‌ها

جنگ است...
زنجیرها پیش می‌روند بر جشنواره‌یِ گردن‌هایِ شکسته
پاها تاریخ‌اند
و روزها کفش‌‌ها...

جنگ است
سرها فرو می‌افتند در میدانِ بازیِ غبارآلودی
که نه درواز‌بانی دارد
و نه دروازه‌ای
خیابان‌‌ها جامه‌یِ خاکستر به تن می‌کنند، خیابان‌هایی پوشیده با تکه ‌پاره‌های تنِ آدمیان
آفتاب را یارای تابیدن نیست
بر این تنی که تاریکی می‌چکد.
و گویی که به روشنایی خویش می‌گوید:
بر چشمانم بتاب(بزن) که نبینم
 
جنگ است
 سپیده‌دم زنگار بسته در انبیقی از گلوله‌ها
در هوایی متعفن، در افقی که گویی جادویی سیاه است
در خونی که کتاب خاک را در می‌نوردد
در غباری که چهره‌های آدمیان را می‌پوشاند
 
جنگ است
عقل‌ها در فرو مایه‌گی‌ست
واندیشه‌ها تکه‌پاره‌هایی چونان پرچم‌هایی در اهتزاز
چه کسی خواهد گفت که انسان کجاست؟
کدام یک تأکید می‌کند که این مادرمان زمین است؟
....
«آدونیس»
ترجمه: سعید هلیچی
#نه_به_جنگ
#مرگ_بر_امپریالیسم_وسگهای_زنجیریش
https://t.me/GiboRheinMain

 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر