بیانیه شورای همبستگی پناهجویان و پناهندگان در ترکیه به مناست ۸ مارس، روز جهانی زن
برای دههها، زنان در ایران تنها بهخاطر مطالبهی ابتداییترین حقوق انسانی خود مجازات شدهاند.
آنان را بهسبب اعتراض از خیابانها ربودهاند.
بهخاطر سخن گفتن، در سلولهای انفرادی محبوس کردهاند.
مورد ضربوشتم، شکنجه و خشونت جنسی در بازداشت قرار دادهاند.
برخی به سالها زندان محکوم شدهاند.
برخی با احکام سنگین و حتی اعدام روبهرو شدهاند.
و بسیاری در سرکوبهای خونین اعتراضات مسالمتآمیز جان باختهاند.
اینها تیتر خبر نیستند.
آمار و ارقام نیستند.
اینها زناند.
مادرند.
دخترند.
خواهرند.
دوستاند.
انساناند؛ انسانهایی که تنها «جرم»شان طلب برابری، کرامت و آزادی بوده است.
امسال هشتم مارس را در شرایطی گرامی میداریم که صدای زنان ایران بلندتر و رساتر از همیشه در جهان طنین انداخته است.
روز جهانی زن دیگر صرفاً تاریخی در تقویم نیست؛ تجلی زندهی ارادهی زنانی است که برای آزاد زیستن، برای حق انتخاب، و برای بهرسمیت شناخته شدن کامل بهعنوان انسان ایستادهاند.
بیش از چهار دهه، زیر سایهی سرکوب و استبداد، این زنان بودهاند که شعلهی مقاومت را زنده نگاه داشتهاند.
هر فریاد اعتراض، صدای زنی است که کرامتش لگدمال شده است.
هر مشت گرهکرده، از آنِ زنی است که نمیگذارد بدنش، پوششاش، صدایش و آیندهاش به ابزار کنترل بدل شود.
زنان در ایران تنها علیه حجاب اجباری نمیایستند؛
آنان در برابر تحقیر سیستماتیک، تبعیض ساختاری، حذف از عرصههای قدرت و نادیدهانگاری حقوق بنیادین خود ایستادهاند.
هشتم مارس ریشه در قیام زنان کارگری دارد که برای «نان و گل سرخ» برخاستند؛ برای عدالت و کرامت. امروز همان صدا در خیابانهای ایران شنیده میشود.
آنچه این لحظه را متمایز میکند، حضور آگاهانه و پیشتاز زنان ایرانی است؛ نه در حاشیهی تغییر، بلکه در قلب آن.
نام مهسا (ژینا) امینی تنها یک نام نیست؛ روایتی است از زنی که مرگش جان تازهای به جنبشی سراسری بخشید.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» حقیقتی روشن را آشکار ساخت:
زنان، ساختهی تاریخ نیستند؛ سازندگان تاریخاند.
زنان ایرانی با شجاعتی کمنظیر، بدنهایی را که سالها موضوع کنترل و سرکوب بوده است، به نمادهای مقاومت بدل کردند و نشان دادند هنگامی که زنان برمیخیزند، جامعه نیز با آنان برمیخیزد.
زن ایرانی تصویر قربانی بودن نیست؛ تصویر قدرت است.
او دانشجوست، پزشک است، مهندس است، کارگر است، مادر است، هنرمند است.
اما پیش از هر چیز، انسانی است که حق انتخاب میطلبد.
او تأکید میکند که هیچ قانونی حق ندارد او را شهروند درجهدو بداند و هیچ اقتداری مشروعیت سلب آزادیاش را ندارد.
مبارزهی زنان ایران تنها نیست. این مبارزه بخشی از جنبش جهانی زنانی است که سکوت را نمیپذیرند، تسلیم نمیشوند و محو نمیگردند.
از افغانستان تا ایران،
از کردستان تا آمریکای لاتین،
از کوبانی در روژآوا که زنان در برابر ارتجاع داعش ایستادند و آن را به زانو درآوردند،
تا هر نقطهای از جهان که زنان در برابر اشکال گوناگون تبعیض و خشونت مقاومت میکنند.
این پیوند، پیوند تجربهای مشترک است: تجربهی سرکوب، و همزمان تجربهی امید.
در این هشتم مارس، بیش از هر زمان دیگر باید از خودِ زن سخن بگوییم؛
از رؤیاهایش،
از ترسهایی که پشت سر گذاشته است،
از دیوارهایی که فرو ریخته،
و از شجاعتی که به بخشی از زندگی روزمرهاش بدل شده است.
ما، بهعنوان شورای همبستگی پناهجویان و پناهندگان در ترکیه،
در کنار زنان ایران میایستیم.
ما صدای آنان را بازتاب میدهیم.
ما باور داریم که آزادی زنان، شرط آزادی جامعه است.
و اگر تغییری در راه باشد،
از ارادهی استوار زنانی برخواهد خاست
که دیگر عقبنشینی نمیکنند.
زن، زندگی، آزادی