۱۴۰۴-۱۲-۱۸

بیانیه جمعی از کمونیست های انقلابی ــ ایران درباره کردستان



 

آنچه نیاز است، تبدیل شدن کُردستان به پایگاهی برای انقلاب و نه جولانگاه امپریالیستها و صهیونیستها 



 

با اعلام خبر تماس تلفنی رئیس جمهور آمریکا، ترامپ با مقامات اقلیم کُردستان و هم چنین مکالمه وی با مصطفی هجری رهبر حزب دمکرات کُردستان ایران موضوع ایجاد جبهه ای برای تقویت جنگ ارتجاعی و تجاوزکارانه آمریکا – اسرائیل قدرت بیشتری گرفته است. هم چنین با توجه به اخبار حضور نیروهای اسرائیلی و ارسال سلاح و تجهیزات از طرف اسرائیل به منطقه کُردستان بویژه متعاقب جنگ 12 روزه، به اهداف نظامی- سیاسی تهاجم امپریالیستی - صهیونیستی، بُعد جدیدی افزوده و اگر عملی گردد، شرایط را برای پیاده کردن سربازان امپریالیستی-صهیونیستی جهت اشغال و احتمالاً تقسیم ایران به مناطق تحت کنترل خود و یا حداقل ایجاد هرج و مرج و درگیری نیروهای نیابتی مختلف فراهم می کند. از طرف دیگر جمهوری ارتجاعی اسلامی نیز بدنبال بمباران مناطق اقلیم کُردستان در عراق و ضربه زدن به سازمان ها و تشکلات کُردستان، همزمان نیروی زمینی بسیاری را از مناطق مختلف کشور بسیج و بهمراه توپ و تانک و دیگر تجهیزات به کُردستان اعزام کرده و در حال استقرار آنها در مناطق مرزی و شهرهای کُردستان است.

حمله تجاوزکارانه توسط آمریکا و اسرائیل به شهرهای ایران که تحت عنوان و بهانه رهایی مردم ایران از دست جمهوری اسلامی آغاز شده است، در خدمت به منافع جهانی و منطقه ای امپریالیسم آمریکا و اسرائیل است و نه برای رهایی مردم ایران. این جان و مال انسانها و بویژه زحمتکشان جامعه در سراسر کشور است که در معرض نابودی قرار گرفته است. این جنگ بیش از همه در مسیر مرعوب کردن توده های زحمتکش و ایجاد مانع در راه مبارزات آنها و آرمانهایشان خواهد بود و از این نظر بیش از همه به مبارزات مردم علیه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی صدمه وارد می کند و کرده است. بنابراین هرگونه همراهی و پیوستن به این تهاجم تحت هر «توجیهی» بمثابه خیانت به زحمتکشان است و هزینه های بسیار سنگینی را برای توده های مردم در مبارزه اشان برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی در برخواهد داشت! 

با آغاز بمبارانها ، ترامپ از مردم خواست تا در ابعاد وسیعی به خیابان ها آمده و کار جمهوری اسلامی را تمام کنند. این تقاضا پاسخی نگرفت. ناتوانی آمریکا در تغییر سریع رژیم و یا بعبارتی « ونزئولایی کردن» و با گسترش جنگ به فرای مرزهای ایران و تضادها و خطرات احتمالی ناشی از آن، امپریالیستهای آمریکایی و صهیونیستهای اسرائیلی را برآن داشت تا به تنظیم و یا تغییر در سیاست های جنگی اشان بپردازند. امپریالیستهای آمریکائی که احتمال عدم «پیروزی» سریع را هم درنظر گرفته بودند، از قبل بخش هایی از نیروهای خود را از سوریه بسمت اقلیم کُردستان عراق منتقل کرده بودند. ترامپ یک روز بعد از آغاز جنگ و بمباران شهرهای ایران با سران حکومت اقلیم کردستان تماس بر قرار کرده است. ۶ روز قبل از آن نیز ۵ تشکیلات کُرد بعد از یک دوره مذاکرات در « مرکز دیالوگ برای همکاری» اعلام همبستگی می نمایند. عبداله مهتدی نیز بعد از چند « اما و اگر» با آغاز جنگ به آنها می پیوندد. از شواهد و اطلاعات موجود به نظر می رسد که میان برخی تشکیلاتهای کُرد ایرانی حاضر در ائتلاف، با تشکیلات خودگردان اقلیم کُردستان عراق، موساد وسیا چندین بار مذاکره صورت گرفته است. در واقع هدف همکاری بیشتر نیروی ائتلاف با سیا و موساد می باشد. از آنجائی که آمریکا و اسرائیل شرایط و امکان پیاده کردن نیروهای پیاده نظام در ابعادی وسیع و با کمترین هزینه در شرایط کنونی را ندارند، تلاش کرده است تا از نیروهای کُرد ایران بمثابه پیاده نظام و «گوشت دم توپ» استفاده نمایند و در پروسه جنگ و به اشکال مختلف، از آن برای رسیدن به اهداف خود استفاده و در صورت نیاز آنان را تقویت و گسترش دهند. همچنین تمرکز بمباران جنگنده های اسرائیلی در غرب کشور جهت از بین بردن توان نظامی - امنیتی جمهوری اسلامی در خدمت به پیش برد همین اهداف بوده که گزارشات حاکی از جانباختن تعداد زیادی از مردم غیر نظامی در کردستان است. در اینجا سخنان عبداله مهتدی در ماه گذشته که« "آمریکا و جامعه بین المللی" بخوان آمریکا و اسرائیل در صورت تغییرات سیاسی یا درگیری در ایران نیازی به اعزام سربازان پیاده نظام ندارند و « نیروهای کُرد» آماده اند نقش پیاده نظام را ایفا کنند» معنا ی بیشتری می گیرد. در چنین شرایطی کُردستان نقش کلیدی دارد. اگر اجرای چنین طرحی در کُردستان به اجرا درآید، محرکی برای گسترش آن به دیگر مناطق، مانند بلوچستان، آذربایجان و... خواهد بود. این سیاست حتی اگر بتواند فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش داده و آنها را به تسلیم وا دارد بعبارتی دیگر اگر جمهوری اسلامی نه از طریق انقلاب مردمی بلکه اینگونه از میان برداشته شود، اوضاع به نفع مردم و انقلاب تمام نخواهد شد. اما پتانسیل آنرا دارد که به ایجاد تفرقه و جدایی در میان مردم دامن زند، ایران را به چندین منطقه تقسیم نموده و حضور ارتش ها و یا نیروهای نیابتی در کشور را گسترش دهد و این همان مسیری است که در خدمت به پروژه« ایجاد اسرائیل بزرگ» قرار خواهد گرفت. همان گونه که لنین می گوید « اینکه چه نوع حکومتی بر سر کار بیاید اهمیتش به مراتب بیشتر از سرنگون کردن یک رژیم است. زیرا در صورت ناآگاهی ، عدم تشکل و بی تجربگی حکومت بدست دشمنان دیگری خواهد افتاد». 

آرزوهای پروژه«اقلیم کُردستان در ایران» و احتمال اتصال آن به اقلیم کُردستان در عراق و گسترش آن به سوریه و ترکیه برای ایجاد «کُردستان بزرگ» هرچند برای خائنین بورژوا-فئودال خوشایند است، اما در خدمت منافع مردم کُردستان ایران و سایر مناطق ایران نخواهد بود. حتی اگر چنین اقلیمی و یا حکومتی در چنین روندی بوجود آید تحت سلطه صهیو-فاشیست های اسرائیلی قرار خواهد گرفت و در خدمت سرکوب مردم منطقه، از جمله مردم کُردستان و ایران خواهد بود. 

آن احزاب و یا گروه های کُردی که علیرغم ماهیت این جنگ تجاوزکارانه و علیرغم اهداف و مقاصد تجاوزگران، چشم به قدرت دارند، آماده اند تا برای رسیدن به این قدرت با سازمان های جاسوسی بدنام موساد و سیا همکاری کنند. آنها آماده اند تا به مثابه مهره ای در نقشه ها و پروژه های آنان مورد استفاده قرار گیرند و نیز خوب می دانند که نه تنها خود را به پیاده نظام نیروهای امپریالیستی – صهیونیستی مبدل کرده اند، بلکه مردم و نیروهای انقلابی در منطقه کُردستان را به سلاخ خانه جمهوری اسلامی خواهند سپرد، و در نتیجه ضربات جبران ناپذیری را به انقلاب مردم و زحمتکشان چه در کُردستان و چه در کل ایران وارد خواهند ساخت. 

تاریخ مبارزات کُردستان نشان از تجاربی دارد که خان ها و و فئودالها که رهبری مبارزات را داشته اند از بابت سرسپردگی و خیانت و یا از بابت اعتماد به قدرت های بزرگ ، جنبش و مبارزات این خطه را بارها به خاک و خون کشانده اند. اما لازم نیست به زمان های دور رفت، تجربه ملامصطفی بارزانی و همکاری هایش با صهیونیست ها و محمد رضا شاه پهلوی هنگامی که شاه و صدام ( در آن زمان معاون البکر) در الجزیره به توافق رسیدند جنبش مردم کُردستان در عراق را تا مرز نابودی کامل به پیش بردند. علاوه بر عملکرد ضد مردمی خاندان بارزانی از سالهای ۱۳۵۰- ۱۳۴۰ تاکنون، همکاری های «قیاده موقت» با رژیم خمینی در اوائل حکومت جمهوری اسلامی، «قول حمایت» امپریالیستهای آمریکائی و صهیونیستهای اسرائیلی پس از جنگ اول عراق و سپس خیانت امپریالیست های آمریکایی که منجر به قتل عام مردم کُردستان عراق توسط دولت صدام شد، بر زمین گذاشتن و سوزاندن سلاح ها توسط فرمان های اوجالان و هم چنین اتحاد در کُردستان سوریه با آمریکا در جنگ بر علیه داعش که با بقدرت رسانده شدن«داعش» در سوریه، خنجر دیگری از پشت بر روژاوا زده شد و قتل عام مردم در ماه گذشته در روژاوا را در پی داشت که هنوز ادامه دارد، اینها همه دلایلی بر تکرار بی پایان خیانت قدرت های بزرگ و بویژه امپریالیسم آمریکا در مورد جنبش مردم کُردستان است.

از طرف دیگر جنبش مبارزاتی مردم کُردستان در دوران هایی که تحت رهبری نیروهای مترقی و انقلابی قرار گرفته و اتکاء اش نه قدرتهای ارتجاعی منطقه ای و نه قدرت های امپریالیستی بلکه توده های مردم بوده نقش مهم و پیشرویی را در کُردستان و حتی بطور سراسری ایفاء نموده است. از آن جمله می توان به مبارزات مردم کُردستان در دوران انقلاب 57 و پیشبرد مبارزات مسلحانه پیشمرگان علیه جمهوری اسلامی نام برد که تاثیرات انقلابی مهمی بر جنبش سراسری در ایران داشت. همچنین می توان به جنبش مردم کُردستان در عراق تحت رهبری کومه له رنجدران پس از خیانت ملامصطفی به جنبش مردم کُرد اشاره کرد، که باعث سربلند کردن دوباره جنبش مبارزاتی مردم در کردستان شد، اما با غلبه ناسیونالیسم بر این سازمان در نهایت راه آسان اتکاء به قدرت های ارتجاعی را انتخاب کرد و منجر به تغییر ماهیت این جریان شد. به این تجارب که با از خود گذشتگی ها، دلاوری ها و قیمت خون توده های مردم بدست آمده اند باید ارج نهاد و درسهای لازم را از آنها آموخت. درسهایی که می گویند منافع مرتجعین بین المللی و منطقه ای در تضاد با آرمان رهائی بخش این ملت ستم دیده و مبارز بوده و قدرت های جهانی دائماً در صدد استفاده ابزاری از مبارزات مردم برای منافع خود بوده اند. امپریالیستها و مرتجعین محلی عامل اصلی اوضاع حاکم در منطقه اند. آنها بخش اساسی مشکلات مردم اند و نه راه حل. آنها دشمنان قسم خورده ملت کُرد و در این راستا تمامی خلق‌های جهان اند. ملت کُرد برای رهایی باید از مسیر انقلاب گذر کند. در حالیکه اگر این پروژه عملی گردد، بر خلاف ادعاهای این ۶ تشکیلات، هیچگونه رهایی در راه نخواهد بود و تنها می تواند زنجیرهای اسارت وستم ملی را محکمتر نماید، نمونه آنچه که در فلسطین شاهدش بوده ایم. تخصص امپریالیست های مرتجع و فاشیست های صهیونیست در سرکوب و کشیدن شیره جان مردم تا حد نسل کشی است که در این دوران توسط امپریالیسمی که در فاشیستی ترین و بحرانی ترین دوران خود یعنی ترامپیسم، بسر می برد، رهبری می گردد! بمبارانهای دهشتناک کنونی توسط فاشیستهای آمریکائی و صهیونیستهای اسرائیلی که بقول خودشان شدت آن بیش از دو برابر بمباران عراق است، نمی تواند آزادی را برای مردم ایران و برای کُردستان به ارمغان آورد. اگر چنین بود، باید خاورمیانه و بویژه کُردستان آزادترین منطقه در جهان می بود!

آمریکا و متحدینش در سال ۲۰۰۱ در افغانستان با تشکیل جبهه «ائتلاف شمال» از نیروهای مرتجع غیر پشتون و بمبارانهای عظیم با جنگ های خونین سرانجام طالبان را سرنگون کردند. اما آنچه باز نصیب مردم در این مناطق و کل افغانستان شد، گلوله های ائتلاف امپریالیستی و مرتجعین جدید و بدنبال آن گلوله های خود طالبان بود! این هم تجربه دیگری از عملکرد و مناسبات آنها با توده های مردم است: استفاده ابزاری از این جریانات و در خدمت گرفتن جان و زندگی توده ها برای منافع امپریالیستی و جهانی خود. ترکیب این ۶ نیروی بورژوا – فئودال که رویای رسیدن به حاکمیت در مناطق «خود مختار» همچون اقلیم کُردستان در عراق را در سر می پرورانند، آنچه در نهایت بدست خواهند آورد مبدل شدن به نیروی نیابتی آمریکا و اسرائیل و مرتجعین منطقه ای است، اما بر رنج ها و دردهای مردم کُردستان اگر افزوده نگردد کاهشی در کار نخواهد بود. 

ایران دوران های طوفانی و پر تلاطمی را از سر می گذراند، صف بندیها دائماً دستخوش تغییرات می گردند. نیروهای انقلابی در کُردستان با توجه به نقش و وظیفه ای که در قبال جنبش مردم کُردستان و ایران دارند، علیه این جهت گیری ارتجاعی ائتلاف 6 تشکیلات موضعگیری کرده اند. این وظیفه ای است بر دوش همه نیروهای انقلابی و کمونیستی در کُردستان و سراسر ایران که با تحلیل علمی از اوضاع و شرایط کنونی و با کشیدن خط تمایز میان دوستان و دشمنان مردم و انقلاب، علیه تبدیل کردن کُردستان به محل فعالیت سازمان های جاسوسی موساد و سیا و علیه تبدیل جنبش کُردستان ایران به ابزاری در دست صهیونیسم و امپریالیسم مبارزه سختی را به پیش برند. نیروهای انقلابی در سراسر ایران برای هدایت کشتی انقلاب از میان این طوفانها باید هر چه بیشتر از شرایط عینی و اوضاع و روندهای سیال، بر همکاری و اتحاد میان مردم و بویژه مردم زحمتکش بطور سراسری تاکید کنند و برای تدارک و اجرای پیروزمند انقلاب قهری علیه جمهوری اسلامی سرسختانه مبارزه نمایند. تاریخ، هرگز خیانت به آرمان خلقها و ملتهای گوناگون در ایران را نخواهد بخشید. تنها راه نجات مردم کُردستان و درامتداد آن کل مردم ایران و منطقه تکیه بر نیروی لایزال توده های مردم و بویژه زحمتکشان و تجارب عظیم مبارزاتی با اعمال خط صحیح کمونیستی و مبارزه خستگی ناپذیر برای تبدیل کُردستان به سکوی پرتاب انقلاب در ایران ، منطقه و کل جهان است. تصور هر آلترناتیو دیگر برای رهایی واقعی، غیر ممکن است! 

جمعی از کمونیست های انقلابی ــ ایران 

16 اسفند 1404



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر