۱۴۰۴-۱۲-۲۶
حمید رحمانپور

*همه تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد نگذارید*

 

۱۶.۰۳.۲۰۲۶ میلادی 

ائتلاف ۶ حزب کردستانی و نپیوستن کومله ـ سازمان کردستان حزب کمونیست ایران

 

رفقای عزیز، به‌ویژه در کردستان

 

در روزهای گذشته بحث‌های زیادی میان موافقان ائتلاف ۶ حزب کردستانی و کومله - سازمان کردستان حزب کمونیست ایران که به آن نپیوسته، صورت گرفته است.

کومله دلایل مفصل آنرا بطور عمومی پخش کرده است.

 

عقیده من این است که پیوستن ۶ حزب و نپیوستن یک حزب کاملاً منطقی و طبیعی است. باید آن‌قدر دموکرات و واقع‌بین بود که دیگران، و کسانی که بیرون از همه این جریان‌های حزبی هستند، آن را بپذیرند و با دیدی باز و با احترام به نظرات و جهت‌گیری‌های احزاب بنگرند. همگی دلایل خود را دارند و البته کاملاً طبیعی است که تلاش کنند طیف وسیعتری را به درستی موضع‌گیری های خود قانع کنند.

 

توده‌های مردم کردستان، با وجود اقشار و طبقات و گرایش‌های سیاسی متفاوت و با توجه به تاریخی سرشار از ظلم، کشتار، ویرانی و آوارگی، قاعدتاً خوشحال خواهند شد که احزاب با هم متحد شوند. اما این همیشه نمی‌تواند دردی را دوا کند و گاه این اعتماد چشم بسته به رهبران به فاجعه منتهی شده است. دو سه نمونه در ادامه:

 

در اوایل دهه هفتاد میلادی، جنبش کردهای عراق به رهبری مصطفی بارزانی توسط رژیم پادشاهی ایران، برای تضعیف رژیم جمهوری عراق به ریاست صدام حسین، مورد پشتیبانی وسیع تسلیحاتی و مالی قرار گرفت. اما وقتی محمدرضا شاه پهلوی و صدام حسین به توافق رسیدند، به ناگاه پشتیبانی مالی و تسلیحاتی قطع شد و نتیجه آن آوارگی صدها هزار کرد عراقی بود.

 

در اوایل دهه نود میلادی، کردها در کردستان عراق مجدداً قیام کردند و سپس آمریکا بر فراز کردستان منطقه پرواز ممنوع اعلام کرد. این امر به کردها امکان تشکیل یک ساختار خودگردان را داد. اما زمانی که نیروهای نظامی کرد به سمت مناطق نفت‌خیز کردستان، در کرکوک و خانقین، پیشروی کردند، توسط نیروهای هوایی آمریکا بمباران شدند و مجبور به عقب‌نشینی گردیدند و تسلط بر آن مناطق نفت‌خیز همچنان در اختیار رژیم صدام باقی ماند.

 

در سال ۲۰۱۶ میلادی، اقلیم کردستان عراق که پیش‌تر تشکیل شده بود و تقریباً بر همه مناطق کردنشین تسلط داشت، حکومت بارزانی تصمیم به برگزاری یک همه‌پرسی عمومی و نمادین گرفت تا مردم دربارهٔ استقلال کردستان از عراق نظر بدهند. این اقدام سبب واکنش نظامی دولت مرکزی عراق و میلیشیاهای مورد حمایت ایران شد که با تمام قوا به کرکوک و مناطق دیگر کردستان حمله کردند. نیروهای کرد مجبور به عقب‌نشینی شدند و تقریباً ۴۰ درصد از مناطق کردنشین و نفت خیز از جمله کرکوک و خانقین از دست رفت. آمریکا که ظاهراً متحد کردها بود، کمترین کمکی به آن‌ها نکرد و پشت آنان را خالی کرد.

 

در جنگ‌های داخلی سوریه ـ که این یکی را نه تنها مردم کردستان بلکه همه مردم جهان به یاد دارند ـ آمریکا از کردها حمایت هوایی کرد. این امر باعث شد کردها با تلفات عظیم انسانی که حدود ۱۳۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود، داعش را شکست دهند و کانتون‌های خودمختار خود را تشکیل دهند. اما پس از سقوط بشار اسد و به قدرت رسیدن حکومت اسلامی به رهبری الجولانی، آمریکا منافع خود را در پشتیبانی از او بازتعریف کرد و از حمایت از کردها دست کشید. همگی این را شنیده، خوانده و دیده‌اند. در عرض چند روز، در اینجا نیز کردهای روژآوا بیش از ۴۰ درصد از مناطق نفت‌خیز خود را از دست دادند.
 

اکنون باید با خود صادق بود و پرسید: چه کسی به چه کسی خیانت کرد؟ رهبران یا آمریکا؟

 

اکنون نوبت به کردستان ایران رسیده است. جنگ سه دولت فاشیستی ـ که برای مردم سراسر ایران فاجعه‌بار و ویرانگر است ـ باید به‌شدت و بدون هیچ توهمی محکوم شود. جنگ منفور است. در حالی که همهٔ مردم شریف و آزادی‌خواه جهان، دانشمندان، افراد سرشناس ادبی و هنری، همهٔ کسانی که حتی برای یک روز تلفات و مصائب جنگ را دیده‌اند، و نیز همهٔ کمونیست‌ها و چپ‌های جهان، جنگ اخیر را محکوم می‌کنند.

 

از سوی دیگر، جریان‌های فاشیستی و ضد مردمی، از قبیل سلطنت‌طلبان، هر روز در خیابان‌های واشنگتن و اروپا ـ به دور از جنگ ـ به جشن و پایکوبی و تشویق «عموهایشان» ترامپ و نتانیاهو برای بمباران‌های بیشتر می‌پردازند و تلفات انسانی، از جمله کشته شدن ۱۷۰ دختر بچه تنها در یک بمباران، را نادیده می‌گیرند.

 

در چنین شرایطی، کسانی در کردستان پیدا می‌شوند که با این استدلال که رژیم فاشیستی ایران بسیار فاشیست‌تر از آمریکا و اسرائیل است، از جنگ دفاع می‌کنند و از کوملهٔ کمونیست انتقاد می‌کنند که چرا به آن ائتلاف ۶ حزبی نمی‌پیوندد.

 

مردم مبارز ایران و کردستان و احزاب سیاسی آنان در عین حال باید بدانند که این جنگ ـ که نه در آغاز آن و نه در پایان دادن به آن نقشی ندارند ـ در عین حال به مردم ایران و کردستان فرصتی می‌دهد تا برای سرنگونی رژیم ایران نیروهای خود را متشکل کنند. نباید اجازه داد یک دیکتاتور جدید جای قبلی را بگیرد. این در توان مردم است که حکومتی دموکراتیک را جایگزین کنند که حق همهٔ ملل ساکن ایران را به واقعیت تبدیل کند.

 

در کردستان، ۶ حزب کردستانی با عجله و ـ آن‌گونه که گفته می‌شود ـ علاوه بر ضرورت تاریخی موجود و اهداف ملی‌گرایانه، با کمک مالی و تسلیحاتی آمریکا شکل گرفته‌اند و سخن از باز کردن یک جبههٔ زمینی برای تصرف مناطق و شهرهای کردستان به میان آمده است. رئیس‌جمهور آمریکا، ترامپ، بارها در همان اوایل علناً بر آن تأکید داشت. اکنون کمتر در این مورد صحبت می‌شود. گویا ترکیه و اقلیم کردستان عراق به‌شدت با آن مخالفت کرده‌اند.

 

برای آنکه مطلب به درازا نکشد، سعی می‌کنم نتیجه‌گیری کوتاهی ارائه دهم.

 

نپیوستن کومله ـ سازمان کردستان حزب کمونیست ایران ـ به ائتلاف ۶ حزب کردستانی را باید به فال نیک گرفت و از سوی همهٔ آزادی‌خواهان مبارز در کردستان و ایران با تمام قوا مورد پشتیبانیفرار گیرد. همهٔ چپ‌ها و کسانی که عمرشان را در مبارزه علیه استبداد اسلامی گذرانده‌اند و بهترین‌ها را برای مردم کردستان ایران آرزو دارند؛ همهٔ آنانی که دموکراسی و حق اظهار نظر مردم را به رسمیت می‌شناسند و انتظار دارند فرزندانشان در میان احزاب سیاسی فعال در کردستان سرنوشت آنان را به بازیچه نگیرند؛ و همهٔ کسانی که در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» از پشتیبانی سراسری همهٔ خلق‌های ایران برخوردار بودند و پیشتازان آن انقلاب مردمی به شمار می‌رفتند. آری همهٔ مردم کردستان باید دست در دست مردم مبارز ایران برای به زیر کشیدن رژیم اسلامی متحد شوند. این کم‌تلفات‌ترین، منطقی‌ترین و در عین حال مطمئن‌ترین راه برای به ثمر رساندن خواست حق تعیین سرنوشت برای ملت کرد و دیگر ملیت‌های ساکن ایران است.

 

ممکن است آن ۶ حزب در توهم نسبت به آمریکا دچار اشتباه شده باشند. اجازه بدهیم دست‌کم یک حزب توده‌ای دیگر، یعنی کومله، در عین همکاری‌های مشخص در مبارزه در کردستان با آن ۶ حزب، اما بدون کمک گرفتن از آمریکا و با تکیه بر مردم مبارز کردستان و ایران، راه خود را ادامه دهد و هر روز بر شمار رهروانش افزوده شود.این امر بیشتر در جهت منافع مستقل ملت کرد است.

 

نباید بر کومله برای پیوستن به آن ۶ حزب فشار آورد؛ بلکه باید پذیرفت که تاکتیک‌ها و استراتژی‌های متفاوتی وجود دارد و آن را به رسمیت شناخت. احزاب و مردم کردستان تجربه‌های تاریخی ذکرشده را هرگز فراموش نکرده‌اند و باید توانایی مانور داشته باشند و تحلیل‌ها و موضع‌گیری های متفاوت را از مولفه‌های مبارزه خود بدانند. هر فردی ممکن است به این یا آن موضع تمایل داشته باشد؛ این کاملا طبیعی است. مهم این است که همهٔ این دیدگاه‌ها را عادی و حتی لازم بدانیم. نباید هیچ فردی از این موضع های متفاوت سواستفاده کرده و رقیب حزبی و یا حزب مشخصی را مورد حملات نامربوط و نارفیقانه قرار دهد.

 

بنابراین ریسک نباید کرد و به تعبیری دیگر:

 

*«همه تخم‌مرغ‌هایتان را در یک سبد نگذارید»*

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر