سرمایۀ مجتبی
می گویند رهبر شدن مجتبی خامنه ای، انتخاب پدرش نبود و البته دلیل محکمی هم بر این ادعا ندارند . شک نیست آقای خامنه ای هراس داشت که او را متهم به تأسیس حکومت موروثی کنند و از این جهت احتیاط می کرد ولی این بدان معنا نیست که او تمایلی به این جانشینی پسرش نداشته چرا که دیدیم مجتبی افزون بر دروس سطح به خواندن درس خارج هم پرداخت، درسی که خود خامنه ای نخوانده بود و به همین دلیل بر او ایراد می گرفتند که یک آیت الله واقعی نیست. یادمان باشد که وقتی روحانی خیز برداشت که برود درس خارج بخواند با اخطار خامنه ای روبرو شد و از این کار بازماند.
به عقیدۀ من وی راه را برای فرزندش آرام آرام آماده می کرد. زیرا در تمام این مدت مجتبی با سازمان های امنیتی کشور و همچنین با سپاه در ارتباط بود و تصدی گری او در پشت پرده ودخالت او در انتخابات از پرده برون افتاد و دخالت او در سیاست آشکار شد ولی بهترین فرصتی را که پدرش نتوانست برای او فراهم کند، نتانیاهو و ترامپ کردند. این اصلاً عجیب نیست. احمد خمینی هم تصور جانشینی داشت ولی بسیار احمق بود ودردسر و گرفتاری ایجاد می کرد و ناچار شدند او را از بین ببرند اما مجتبی خامنه ای تا حال هوشمندانه عمل کرده است ووقتی نزد پدرش از او به عنوان آقازاده نام بردند خامنه ای گفت او خودش برای خودش آقاست.
در کشورهای دموکراتیک نیز هنگام جنگ، انتخابات با چالش و مشکلاتی روبرو می شود ولی جنگ فعلی از روند طبیعی انتخاب رهبر جلوگیری کرد . خامنه ای به عنوان ولی فقیه در بمباران شهید شد و مجتبی نیز خانواده اش را از دست داد. در شرایط جنگی که بوجود آمده بود یا باید یک افسر نیروی نظامی از سپاه پاسداران عهده دار امور می شد که به همین صورت خشک و خالی امکان نداشت. نیازمند یک روحانی بودند و خود سپاه کاندیدایی بهتر از مجتبی نداشت. در غیر این صورت باید صحنه را به اصلاح طلبان واگذار می کردند که آنها هم پزشکیان و روحانی را در آستین داشتند که به معنای بر باد دادن همه چیز بود.
در حقیقت همه چیز برای مجتبی حاضر بود. اگر پدرش زنده می ماند برای طرح قضیه جانشینی و قبولاندن آن باید فکری می کرد که جنگ آن را بسیار آسان کرد. این انتخاب همچنان در فضای بستۀ خودی های رژیم تداوم می یابد و همواره هم انتخاب بین بد و بدتر است. نه مردم از این بن بست بیرون میایند و نه حکومت. این وضعیت آینده خوبی را نوید نمی دهد بخصوص اگر قرار باشد مانند دوران جنگ با عراق، حکام ایران از این فرصت ها برای تداوم حکومت خود سود جویند و جامعه را بسته تر کنند و مخالفان را از بین ببرند. به ویژه که تضاد حکومت با اپوزیسیونی که از بدنه اش جدا شده نیزتشدید شده است .
اکنون خبرها حاکی از نظارت های غیرقانونی و دستگیری ها و اعدام ها ست . بسیاری از دستگیر شدگانی که در دی ماه سال گذشته از کشتار جان بدر بردند در زندان بلاتکلیف بسر می برند و خانواده های آن ها زیر بمباران و دست به گریبان با هزار مشکل همراه با تشویش و نگرانی سرنوشت عزیزانشان بسر می برند. جالب این جاست که در این اوضاع نابسامان متولیان حکومت شرایط را مساعد برای مصادره اموال دیده اند و گاهی نیز مخالفان خود را به آن تهدید می کنند . این می تواند به فراربیشتر ثروت ملی در این شرایط بیانجامد. گو اینکه گذشته نشان داده که دست اندرکاران این حکومت هرگز از این بابت دغدغه ای نداشته اند. بیجا نیست این پرسش امروز مطرح شود که اگر سیاست های این رژیم مدبرانه و عاقلانه بود امروز کشوری جرات می کرد به ما حمله کند؟ تا حال فکر کرده اید چرا ایران تنهاست و متحدی ندارد؟
آشکار است ایران مانند سوریه نمی شود و گرچه جنگ ها اغلب آزادی نمی آورند ولی اوضاع در منطقه تغییر خواهد کرد. جنگ امروز ایران با آمریکا و اسراییل جنگ برای بقا و زنده ماندن ایران است چون آنها برای تجزیه و تکه تکه کردن آن آمده اند. مردم پای کشور و ماندگاری ایران می ایستند و دست اندرکاران حکومت آن را برای تداوم حکومت استبداد دینی.
جمعه، ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
Friday, 13 March 2026