۱۴۰۴-۱۲-۲۷
ا. صفى (يوسف)

*زردى من از تو، سرخى تو از من*

 

به ياد و براى " أمير مختار  كريم پور شيرازى" : شاعر، نويسنده ، روزنامه‌نگار و مدیر هفته‌نامه «شورش» كه پس از مدت‌ها شکنجه در زندان قصر پهلوی، در عصر "چهار‌شنبه سورى" سال ١٣٣٢ در يك آتش ِتوطئه - ابزار قتل - *پهلويان* سوخت! 

*انجمن در مجلس شورا ندارد حاصلی*

*انجمن بایست کردن در سرای انقلاب* (ا. م. كريم پور) 

 

     عكس از ا. كريم پور... 

*چهار‌شنبه سورى* آيا هميشه يك چهارشنبه ى "سور" * و يك روز براى "سور" است.؟؟!! 

-آرى و نه! 

"چهارشنبه سورى هميشه *"سور"* است و سرخ! چه با شعله هاى آتش ِ افروخته شده در حياط خانه ها،كوچه ها، خيابانها و ميادين شهرها و يا در فراز ِ سرفراز قله هاى كوردستان. چه با مرگ هاى سرخ ِ سرخ انديشان و آزادى خواهان در برابر سياه و تاريك انديشان ! 

روز چهارشنبه سورى هرسال هم برگى به تاريخ ِ اين روز افزوده ميشود :گه ميمون و پيروز، گه درد آلود و *جان* سوز!. 

برگ ِ چهار‌شنبه سورى امسال هم مسلمأ نوشته خواهد شد. بأشد كه نوشته ى امسال ِ اين صفحه را در روزها و سالهاى آينده ، نيك و پيروز بخوانيم. نه ناميمون و جان سوز، همانند برگ تاريخ چهار‌شنبه سورى سال ١٣٣٢،  كه بسى بسيار درد آور و ناخوش براى  ملت ِتازه كودتا ديده ى ايران و خلق هاى تحت ستم در آن ، بود

يكى از آتش ها كه در چهار شبنه سورى سال ١٣٣٢  افروخته شد : آتشى نبود كه *زردى* مردم رنجديده و زير فشار و استبداد و خفقان ِ "حكومت پهلوى" را ببرد و *سرخى* خوش يمن و پيروز خود را به آنها بدهد. 

آن آتش ،آتش ِ توطئه و در *سور* شخص ِ شاخص چند كس از *خاندان پهلوى* بود كه *كريمپور* ى آزاديخواه و عدالتخواه را در شعله گرفت، سوزاند، خاكسترش كرد و برد. 

اما يادگارها و گزين گويه ها إز أو ماند :

«در صورتی که از مرگ سرخ بترسید، با روی سیاه و در برابر کاخ‌های سفید سر به فلک کشیده، از گرسنگی و بدبختی خواهید مرد..." **

کریم‌پور قلمى داشت سرخ از قلمستان آتش : كه هم برای نقد آتشين و سوزان حکومت مى نوشت و هم برای *شورش* و  شوراندن مردم و دعوت آنها ؛ به پا خواستن برای احقاق حقوق حقه ى خويش. چرا كه :حق گرفتنى ست نه دادنى ! .  

كريم پورِ مبارز ، شاعر، نويسنده و روزنامه نگار ، قبل از دستگيرى و زندان هم چندین بار از سوى درباره پهلوى تهدید به مرگ شده بود که او نیز این تهدید‌ها را در «شورش» (كه أو خود  انتشار ميداد) ، افشاء و منتشر کرده و بى پروا به آگاهى مردم ميرساند. نمونه اى إز آن تهديدات، پيش كشيدن قتل ساير نويسندگان ،شاعران و از جمله روزنامه نگانى چون "محمد مسعود" بود كه *دربار پهلوی* با افتخار به قتل أو اشاره كرده و به "كريم پور" هشدار داده بود.

 سرانجام اين تهديدات عملى و به أجرا در آمد. آنهم به شيوه اى  فجيع.! توسط چند  "مسرور" در *سور* جنايت! توسط درباريان! 

عصر سه شنبه ى آخر هرسال : *سور* است سور! 

*ئاگئر* است و آتش! 

اما نه هميشه "سور" و شادى مردم ايران و خلق هاى تحت ستم در آزادى. 

پس :پاس بداريم فرهنگ مردم را با مردمانى آزاد ، با ياد آنها كه براى آزادى جان دادند: سوختند. 

كوتاه سخن اينكه :

شفیعی کدکنی در کتاب *اگر مر گ داد است بیداد چیست؟* نحوه ى فجيع قتل كريمپور شيرازى  و كار جنايتكاران مرگ انديش را چنین نوشته است:

... «غروب روز ۲۳ اسفند ۱۳۳۲ در میدان پادگان لشگر دو زرهی که اسارتگاه دکتر مصدق، دکتر حسین فاطمی، کریمپور شیرازی و بقیه قربانیان کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲ بود، مراسم چهارشنبه سوری شاهانه، که هم زمان با تولد رضاخان میرپنج شده بود با شرکت اشرف پهلوی (پرنسس مرگ) و علیرضا پهلوی (که مثل خواهرش اشرف در قساوت قلب مشهور بود) انجام گرفت.

اینان کریمپور را از زندان بیرون کشیدند، به دستور اشرف پیکرش را آلوده به نفت کردند مدتی او را به توهین و تمسخر گرفتند. پالانی بر کول وی نهادند و دستور دادند با چهاردست و پا راه برود. با افروختن آتش، جشن منحوسشان را آغاز کردند. زندانی به هر سو می دوید و فریاد می زد شعلهء آتش همه بدن او را فرا گرفته بود و تماشاگران قهقهه سر داده بودند.»

===


*"سور":در فارسى شادى،جشن گرفتن و.. در زبان كُردى : سرخ و قرمز است.

**"ئاگئر" : در زبان كردى معناى آتش است.

*** جملاتى از سرمقاله ى اولين شماره ى روزنامه ى *شورش* است كه كريم پور شيرازى نويسنده اش بود و از سال ١٣٢٩ با مديريت خود منتشر ميكرد

گودنسبرگ - آلمان /ا. صفى (يوسف)

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر