۱۴۰۴-۱۲-۲۹
پیام رهگذر

جنگ، جنگ قدرت، تشکل و دیگر هیچ

 

از منظر مارکسیستی، قدرت به معنای توانایی کنترل ابزارهای تولید است. این مفهوم در عرصه سیاسی به توانمندیِ کنترل و هدایت کنش‌ها و تصمیمات یک جامعه یا دولت تعبیر می‌شود. مشروعیت، به معنای پذیرشِ برحق‌ بودنِ ساختار قدرت، با اعمالِ زور جهت کنترل کنش ها و تصمیمات دولت نسبتِ معکوس دارد. به هر میزان که مشروعیت یک دولت فزونی یابد، نیاز به توسل به ابزارهای قهرآمیز کاهش می‌یابد. 

 

بر همین اساس، قدرت کارگران، در وهله اول، ریشه در توانایی آنان در کنترل فرآیند تولید دارد. در سطح سیاسی نیز، هر اندازه نفوذ و نقش هدایت‌گریِ طبقه کارگر در جامعه گسترش یابد، توان مقابله با ابزارهای قهرآمیز دولت فزونی می‌گیرد. از آنجا که دولت دستگاهی منسجم و سازمان‌یافته است، میزان توانایی کارگران در اِعمال اراده خویش، مستقیماً تابعی از ظرفیتِ «تشکل‌یابی» آنان است. 

 

تبیین این گزاره‌های به‌ظاهر بدیهی از آن رو اهمیت دارد که یادآور شویم حتی در صورت همسویی کامل منافع، فراخوان‌های جریان‌های کمونیستی از راه دور خودین  تعی خطابدی به توده‌های محروم از امکانِ تشکل، عملاً فاقد قابلیتِ اجرایی است. 

 

به بیان دیگر، توازن قوا تابعی از توانمندی در سازماندهی و هدایتِ نظام‌مندِ مبارزات است. حضور در خیابان و سر دادن شعار، به خودیِ خود، تعیین‌کننده فرجامِ هیچ تحولی نیست. باید توجه داشت که فراخوانِ حضور در خیابان منحصراً در اختیار کمونیست‌ها نیست. امروزه طیف‌های گوناگونی، از رضا پهلوی گرفته تا چهره‌هایی چون نتانیاهو و ترامپ، از مردم می‌خواهند که برای سرنگونی رژیم متعاقبِ عملیات نظامی، آماده حضور در خیابان باشند. صرف‌نظر از گرایش‌های جنگ‌طلبانه فرقه ای مانند جریان ضد کمونیست ناکارگری یا فرد رضا پهلوی، تفاوتِ بنیادینِ فراخوان‌های آنان با مواضع نتانیاهو و ترامپ در چیست؟ پاسخ را باید در تکیه بر دستگاه‌های عظیمِ دولتی آمریکا و اسرائیل جست‌وجو کرد. دولتمردان فوق به‌خوبی آگاهند که در فقدانِ یک بدنه متشکل و توده‌ای، حتی اگر میلیون‌ها نفر در نبردی حماسی موفق به سرنگونی جمهوری اسلامی شوند، جایگزینِ آن نه توسط اراده مردم، و نه توسط بازیگران حقیری مانند فرقه ضد کمونیست و رضا پهلوی، بلکه توسط قدرت‌های سازمان‌یافته‌ای چون آمریکا و اسرائیل تعیین خواهد شد.

 

هدف از این سخنان، یأس‌پراکنی یا بازگوییِ حقایقی تکراری نیست بلکه تأکیدی دوباره بر گره‌گاهِ اصلی و معضل بنیادینی است که بر سرِ راهِ ما برای اثرگذاری بر تغییرِ شرایط به سودِ زحمتکشان قرار دارد. "تشکل‌یابی"، نسخه‌ای برای تمام فصول است. ضرورتی حیاتی که چه در شرایط جنگی و چه غیر از آن، تنها پاسخِ واقعی به تمامی معضلاتِ پیش رو و مخصوصا خیر برداشتن برای کسب قدرت محسوب می‌شود.

۱۹ مارچ ۲۰۲۶

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر