۱۴۰۵-۰۱-۰۱
مینو همیلی

سالِ نو، تکرارِ زخم

 

عید امسال در ایران، بیشتر شبیه تکرار یک زخم است تا آغاز یک فصل تازه. زمستان تمام نشد، فقط شکلش خونین‌تر شد و از نو آغاز شد. تقویم ورق خورد، عددی به سال اضافه شد، اما این سرزمین همچنان زیر سایه جنگ، ویرانی و مرگ نفس می‌کشد.

سال ۱۳۰۴ هم به پایان رسید، مثل هر سال دیگری. اما پایانِ عددها، پایانِ فاجعه‌ها نیست. جنگ ادامه دارد. بر اساس داده‌های ثبت و راستی‌آزمایی‌شده خبرگزاری هرانا، تا کنون بیش از سه هزار انسان جان خود را از دست داده‌اند: ۱۳۹۴ غیرنظامی، با دست‌کم ۲۱۰ کودک، ۱۱۵۳ نظامی و ۶۳۹ نفر که حتی در مرگ هم هویت‌شان نامشخص مانده است.

این فقط آمار نیست؛ این فروپاشی یک جامعه است و در میان این ویرانی، آنچه بیش از همه جهان را به حیرت انداخت، نه فقط حملات غیر قانونی به یک کشور، که واکنش بخشی از مردم بود. مردمی که خواستار بمباران کشور خود شدند. این دیگر صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ نشانه‌ای است از بی‌مسئولیتی عمیق، ناتوانی در تحلیل، دنباله‌روی کودکانه از رهبران خودگمارده، استیصال، سقوط اخلاقی، و بله، طلوع جهانی فاشیسم و آریایی در دیاسپورای ایرانی.

همان‌ها که در تجمعات خارج از کشور، به مخالفان جنگ، به کمونیست ها، به مجاهدین و ملیت‌ها، حتی به پرچم‌های آنان با فحاشی‌های جنسیتی حمله کردند. همان‌ها که رهبرانشان پشت تریبون در آلمان، شعار هیتلر «یک پرچم، یک رهبر، یک ملت» سر دادند. همان‌ها که هنوز به قدرت نرسیده، اعدام کمونیست و مجاهد را سردادند، تهدید کردند و رد خون مخالفان در ونکوور و آلمان و هلند به جا گذاشتند.

این مسیر، به آزادی ختم نمی‌شود. این همان راهی است که تاریخ جنگ های دنیا، بارها به فاجعه ختم شدنش را نشان داده. یک دور دیگر هم دور خورشید چرخیدیم. عده‌ای رفتند، عده‌ای ماندند و ما هنوز ایستاده‌ایم، میان امید و فرسودگی.

نمی‌دانم چند بار دیگر باید این مدار تکرار شود، چند بار دیگر باید زمین بچرخد و ما در همان نقطه بمانیم. اما هنوز امیدی هست. به پایان جنگ، به فروپاشی این چرخه فرساینده، به سرنگونی رژیم به دست خود مردم. به روزی که اعدام از این سرزمین رخت ببندد، نان از کالایی لوکس به حقی بدیهی برگردد و این خاک، دوباره توان ایستادن روی پای خودش را پیدا کند. به روزی که انسان، بالاخره از زیر آوار ترس، تحقیر و خشونت بیرون بیاید و چیزی را که سال‌ها از او گرفته‌اند، پس بگیرد: هویت انسانی‌اش. 

آن روز، چیزی هم باقی می‌ماند: شرم. برای آنان که یا حامی رژیم بودند یا با سکوت‌شان، به ۴۷ سال جنایت حکومتی دوام دادند. کسانی که با بلند کردن پرچم اسرائیل و امریکا فریاد زدند: !Trump act now، برای کسانی که به جنگ‌افروزان «Thank you» گفتند و در برابر خون مردم بی‌گناه از جمله کودکان، فقط شانه بالا می‌اندازند.

تاریخ فراموش نمی‌کند و این بار، مردم دیگر اجازه‌ی فراموشی ندارند.

مینو همیلی

۲۹ اسفند ۱۳۰۴



 

یک نظر بنویسید

 

نظرات شما

بدون نظر